جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

اولین کسی که وارد دوزخ می‌شود!
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳  کلمات کلیدی:
اولین کسی که وارد دوزخ می‌شود!

اگر به جوهر و فهم کلی مسأله زن نگاه کنیم می‌بینیم که زن در خانواده از چهار حالت عمده خالی نیست: ?زن یا مادر است، یا خواهر است، یا دختر است ?و یا همسر است. که در مورد هر کدام از این حالت‌ها دین مقدس اسلام رهنمود و هدایت خاصی را برای گرامیداشت از مقام و منزلت زن برای پیروان خویش صادر کرده است.


 
سخنرانی آیت‌الله وحید خراسانی پیرامون لوح فاطمه(س)
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

سخنرانی آیت‌الله وحید خراسانی پیرامون لوح فاطمه(س)

قسم به خدا که من در زمان حیات رسول خدا(ص) به نزد مادرت فاطمه(س) رفتم تا ولادت حسین(ع) را به او تبریک گویم. پس در دستان مبارکش لوحی سبز رنگ دیدم، گمان می‌کنم که از زمرد بود و نوشته‏های سفید رنگی چون نور خورشید داشت. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت ای دختر رسول خدا!(ص) این لوح چیست!

کلام معصوم دارای ابعاد مختلف؛ ظاهر و باطن است، زیرا از ناحیه کسانی صادر شده که خداوند تبارک و تعالی، احاطه خاص وجودی به آن‌ها عنایت فرموده است. پس کلام ایشان، صادر شده از ناحیه همین احاطه است و مانند کسی نیست که کمی احاطه داشته، اما زیاد حرف می‌زند.

کلام آن‌ها ، همه مردم را در همهٔ دوران‌ها، مخاطب قرار می‏دهد و به همین دلیل در آن، برای خاص و عام علومی وجود دارد. کلام معصومین(ع) برای عوام، عبادت و برای خواص، اشارت است.
احادیث آن‌ها در سطوح مختلف، بنا به موضوع یا بنابر نقل راوی از معنی، متفاوت است. بعضی از این احادیث با مطالب بلند مرتبه‏اش، به جایگاه عظیمی می‏رسد که عقول را در حیرت فرو می‏برد. «حدیث لوح» یکی از این احادیث است که شیخ کلینی در کتاب کافی نقل کرده‌ است. هنگامی که به آن مراجعه می‏کنید، در می‏یابید که این حدیث، از مقامی نزد ابی‏بصیر برخوردار است که به عبدالرحمن بن سالم می‏گوید:
اگر در تمامی عمرت، به غیر از این حدیث چیزی نمی‏شنیدی؛ همین حدیث برای تو کافی بود پس آن را جز برای اهلش، برای کسی بازگو مکن.
و آن این است:

از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند: پدرم به جابر بن عبدالله انصاری فرمود که من با تو کاری دارم. چه وقتی می‏توانم که پیش تو بیایم و از تو سؤالاتی بکنم؟
جابر عرض کرد: هر وقتی که دوست داشتید. پس روزی نزد او رفت و به او گفت: ای جابر! مرا از لوحی که در دست مادرم فاطمه دختر رسول ‏الله(ص)، دیدی و آن‌چه که مادرم از مکتوبات آن لوح در اختیار تو گذاشته، باخبر کن!
جابر عرض کرد: قسم به خدا که من در زمان حیات رسول خدا(ص) به نزد مادرت فاطمه(س) رفتم تا ولادت حسین(ع) را به او تبریک گویم. پس در دستان مبارکش لوحی سبز رنگ دیدم، گمان می‌کنم که از زمرد بود و نوشته‏های سفید رنگی چون نور خورشید داشت. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت ای دختر رسول خدا!(ص) این لوح چیست! ایشان فرمودند:
این لوحی است که خداوند به رسول خدا هدیه داده است. در آن، اسم پدرم و اسم شوهرم و اسم دو فرزندم و اسامی اوصیاء از فرزندانم می‏باشد. پدرم آن را به من عطا فرموده است تا با آن، مرا بشارت دهد.
جابر گفت: سپس مادرتان فاطمه(س) آن را به من نشان دادند. آن را خواندم و از روی آن نوشتم.
پدرم فرمود: «آیا نسخه‏ای که از آن برداشته‏ای، نزد تو موجود است تا به من نشان دهی»؟

عرض کرد: بلی. پس پدرم با او به منزل جابر رفت. جابر صحیفه‏ای از پوست نازک بیرون آورد.
پدرم گفت: ای جابر! کتاب را نگاه کن تا من برایت بخوانم. جابر نگاه به نسخه‏اش می‏کرد و پدرم می‏خواند، حتی یک حرف هم مخالف نوشته نبود.
پس جابر گفت: به خداوند سوگند همین‌طور است که شما خواندی، در لوح نوشته شده بود:

« بسم‏الله‏الرّحمن‏الرحیم، این کتابی است از سوی خداوند عزیز حکیم، برای محمد، پیامبر؛ نور، سفیر، حجاب و دلیلش. روح‏الامین از سوی پروردگار عالمیان بر او نازل گشته است. ای محمد! نام‌های مرا تعظیم‏ کن و نعمت‌هایم را شاکر باش و آن‌ها را انکار مکن. همانا من خدایی هستم که به غیر از من معبودی نیست؛ کوبندهٔ ستمکاران، پیروزی‏بخش ستمدیدگان و حاکم دین. همانا خداوندی هستم که به غیر از من معبودی نیست، هر کس که غیر از فضل مرا امید داشته یا از غیر از عدل من بهراسد، او را آن‌چنان عذابی ‏کنم که احدی از جهانیان را عذاب نکرده باشم.

تنها مرا عبادت کن و بر من توکل کن. همانا من پیغمبری مبعوث نکردم که روزهایش اکمال نشد و مدتش به سر رسید مگر این‌که برای او وصی‏ای قرار دادم. همانا من تو را بر انبیا برتری دادم و وصی‌ات را بر اوصیا، و تو را گرامی داشتم با دو بچه شیر و دو نوه‏ات حسن و حسین. پس همانا حسن را معدن علم خود، پس از گذران مدت پدرش و حسین را خازن وحی خود قرار دادم و او را با شهادت، گرامی داشتم و او به وسیلهٔ آن به سعادت رسید. پس همانا او برترین کسانی است که شهید شده‏اند و بالاترین شهدا از لحاظ درجه است. کلمهٔ تامّهٔ خود را با او قرار دادم و حجت بالغه ‏ام نزد اوست. با عترت او پاداش می‏دهم و عقاب می‏نمایم. اولین آن‌ها، علی، سید عابدان و زینت اولیای گذشتهٔ من است و پسرش شبیه جدش محمد است که باقر علم و معدن حکمت من است. شک‏کنندگان در جعفر، هلاک خواهند شد، منکر او منکر من است. این قول، حقیقتاً از سوی من پابرجاست که گرامی می‏دارم جایگاه جعفر را و او را در مورد شیعیان، یاران و دوستانش، خوشحال می‏کنم. بعد از او برای موسی فتنه‏ای کور و تاریک رخ خواهد داد.
حجت من مخفی نمی‏ماند، و همانا اولیای من از جام وفادارتر می‏نوشند. هر کس هر کدام از آن‌ها را انکار کند نعمت مرا انکار کرده است و هر کس آیه‏ای از کتاب مرا تغییر دهد، بر من افترا بسته است.
وای بر افترابندان و منکران! پس از اتمام مدت موسی، بنده‏ام و حبیبم و برگزیده‏ام علی، ولیّ و یاور من و کسی است که سختی نبوت را بر دوش او می‏گذارم و او را با تصدی آن امتحان می‏کنم. او را عفریتی مستکبر می‏کشد، و در شهری که بندهٔ صالح بنا کرده است، در کنار بدترین خلایقم دفن می‏شود. این قول بر من ثابت است که او را با پسرش محمد مسرور سازم؛ جانشین پس از او و وارث علمش. پس او معدن علم من، جایگاه سرّم و حجتم بر مخلوقات است. بنده‏ای به او ایمان نمی‏آورد، مگر آن‌که بهشت را جایگاه او قرار می‏دهم و شفاعتش را در مورد۷۰ نفر از خویشانش که همگی مستوجب آتش هستند می‏پذیرم و سعادت به پسرش، علی؛ ولی من و یاورم و شاهد در خلقم و امین من بر وصیم ختم می‏شود.
از او دعوت کننده به راهم و خازن علمم، حسن را به‏وجود می‏آورم و آن را با پسرش (م ح م د) رحمهٔ للعالمین کامل می‏کنم. او کمال موسی، بهاء عیسی و صبر ایوب دارد. پس در زمان او، اولیای من ذلیل گشته‏، سرهای آن‌ها هدیه داده ‏شود، همان‏طور که سرهای رؤسای ترک و دیلم هدیه می‏شوند. پس کشته و سوزانده ‏شوند و در خوف و رعب و هراس به سر برند. زمین با خون‌های آن‌ها رنگین می‏شود و فریاد و فغان زنانشان بالا می‏رود. آنان به حتم اولیای من هستند. با آن‌ها، تمامی فتنه‏های کور و تاریک را دفع می‌کنم و به واسطه آن‌ها زلزله‏ها را بر‏داشته، غل و زنجیرها را باز می‌کنم. آن‌ها کسانی هستند که صلوات و رحمت پروردگارشان بر آن‌ها است و آن‌ها هدایت شدگانند».
این لوحی است که خداوند به رسول خدا(ص) هدیه نموده و پدرم به من عطا فرموده است تا با آن مرا بشارت دهد.
مشخص می‏شود که شأن نزول این لوح، به مناسبت ولادت امام حسین(ع) بوده و همانا خداوند تعالی و پیامبرش در روز اول ولادتش، او را از آن‌چه که بر ایشان ـ امام حسین(ع) ـ جاری می‏شود، باخبر می‏کنند و چاره‏ای از این موضوع نبوده است.
امام حسین(ع) دارای جاذبهٔ خاصی در قلب‌ها هستند، به طوری که به مجرد آن‌که نامش ذکر می‏شود، آن جاذبه در قلب‌ها پدیدار می‏شود:
همانا برای حسین(ع) محبتی مخفی در قلب‌های مؤمنین وجود دارد.
پس خود او و طفولیتش در قلب مادرش زهرا(س) چگونه است؟ و حالِ مادرش چگونه است هنگامی که می‏فهمد که طفلش که الان یک روزه است، سرش را با غریبی و تنهایی، کنار فرات جدا می‏کنند؟
این‌جاست که مقام فاطمه(س) نزد خدای تعالی متجلی می‏شود، و زمان بشارت الهی به حضرت رسول(ص) و حضرت زهرا(س) به واسطهٔ ائمه معصومین(ع) از ذریه حسین(ع) و به واسطه نقش آن‌ها در این امت تا مهدی(ع) که ذخیره اصلاح‏گر عالم است، فرا می‏رسد.
پس حضرت زهرا(س) فرمود: این کتابی است که خداوند به رسول خدا(ص) اهدا فرموده است؛ در آن اسم پدرم، شوهرم، اسم دو فرزندم و اسم اوصیای از فرزندانم می‏باشد و آن را پدرم به من عطا فرموده تا با آن مرا بشارت دهد.
این کتابی است از خداوند عزیز حکیم به محمد پیامبرش...
اسم عزت و اسم حکمت را با هم جمع نموده است و این بحثی است که تنها به اشاره‏ای به آن، اکتفا می‏کنیم و قرائت را ادامه می‏دهیم تا بفهمیم که این کتاب از کیست! و به سوی کیست؟
عناوین گوینده و مخاطب را ملاحظه کنید.
گوینده: خداوند عزیز و کلیم.
مخاطب: پیامبر او، نور، سفیرش، حجاب و دلیلش.
در هر یک از این عناوین، بحثی است که وقت ما برای پرداختن به آن کافی نیست، فقط می‏خواهم که در کلمه «نورش» تأمل کنید. خداوند متعال در آخر آیه نور می‏فرماید:
یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الأمثال للنّاس و الله بکلّ شیءٍ علیم.۱
خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می‌کند، و این مثل‌ها را خدا برای مردم می‌زند و خدا به هر چیزی داناست.
آن‌ چه که می‏خواهم اشاره کنم این است که هر کسی در این حدیث قدسی دقیق شود، ملاحظه می‏کند؛ اولاً در این حدیث، نام‌های همه ائمه معصومین(ع) و خصوصیات مهم آن‌ها کاملاً ذکر شده و این مطابق است با آن‌چه از اخبار صحیحه از ذکر ائمه از لحاظ تعداد و اسماء در تورات و انجیل، قبل از تحریفشان موجود بوده است. البته نصی در تورات بعد از تحریف باقی‏مانده است که تعداد ائمه(ع) را بیان می‏کند! این موضوع را «ابن‏کثیر» در البدایهٔ والنهایهٔ ج ۶، صفحهٔ ۲۸۰ آورده است:
در توراتی که دست اهل کتاب است این مضمون است: «همانا خدای تعالی به ابراهیم، اسماعیل را بشارت داد و همانا او را رشد داد و زیاد کرد و از فرزندانش دوازده عظیم قرار داد».
منظور ابن کثیر آن چیزی است که در تورات فعلی است. در عهد قدیم و جدید، سفر آفرینش، صحاح هفدهم، آمده است: ابراهیم به خداوند گفت:
ای کاش اسماعیل در حالی که امام تو می‏بود زندگانی می‏گذراند. پس خداوند گفت: ساره همسرت، پسری برای تو به دنیا می‏آورد و به اسحاق صدایش می‏زنی و عهد مرا اقامه می‏کند و با او عهدی ابدی نسل به نسل منتقل می‏شود.
و اما اسماعیل، آن‌چه را که دربارهٔ او گفتی شنیدم، آگاه باش که من او را مبارک گردانم و به ثمر نشانم و نسل او را زیاد گردانم. از او دوازده رئیس متولّد می‏شود و او را امتی بزرگ قرار می‏دهم، ولی عهدم را با اسحاق که ساره در این وقت در سال آینده به دنیا می‏آورد، اقامه می‏کنم.
کعب الاحبار این عبارت را، «دوازده قیّم» ترجمه کرده و بعضی از ایشان نیز «دوازده امام» ترجمه کرده‏اند. متن اصلی در تورات و در منابع سنی و شیعه موجود است و این مؤیدی است بر بشارت پیامبر(ص).
نکته بعد این که ملاحظه می‏کنیم در حدیث قدسی از اصحاب و شیعیان ائمه غیر از اصحاب امام صادق(ع) نام برده می‌شود، ولیکن هنگامی که آخر حدیث لوح، کلام به امام مهدی می‏رسد در آخر حدیث لوح، خداوند به تفصیل از اولیای امام(ع) سخن می‏گوید. از آن‌ها به «اولیاء الله» تعبیر می‏کند و می‏گوید:
و آن را با پسرش (م ح م د) رحمهٔ للعالمین کامل کنم، با او کمال موسی، بهاء عیسی و صبر ایوب است پس در زمان ظهورش اولیای من ذلیل می‏شوند..
ملاحظه بفرمایید، خداوند تعالی اصحاب امام صادق(ع) را منسوب می‏کند به این‌که حاملان احادیث اهل بیت(ع) هستند بعد از این که فتنه‏های شدیدی به شیعه می‏رسد و آن‌ها را به امام صادق(ع) منسوب می‏کند.
امّا هنگامی که از اصحاب مهدی(ع) صحبت می‌کند، آن‌ها را به خودش منسوب کرده، تعبیر «اولیائی» به کار می‌برد. سپس از این‌که طاغیان، آن‌ها را ذلیل می‏کنند، می‏کشند و آواره می‏کنند، صحبت به میان می‌آید؛ تا آن‌جا که می‏گوید:
آنان حقاً اولیای من هستند.
امیدوارم توفیق پیدا کنم فرق افراد عصر غیبت و عصر ظهور را بیان کنم.
این‌جا ملاحظه می‏کنیم که فرمایش خداوند تبارک تعالی از امام مهدی(ع) در قالب صحبت از یاران ایشان و مؤمنین در زمان ایشان آمده است، پس چرا می‌گوید:
با ایشان تمامی فتنه‏های تاریک را دفع می‏کنم و به واسطه ایشان فتنه‏ها و زلزله‏ها را برمی‏دارم.
چرا نگفت با او؟ مثل این‌که خداوند تعالی می‏گوید همانا وجود ولیّ من مهدی، بالاتر از این است که بگویم با او دفع فتنه‏ها و زلزله‏ها می‏کنم. پس این‌ها را با خادمان و یارانش دفع می‏کنم و او سرور و آقای ایشان است و توانایی‏هایی که فقط به او عطا شده، بسیار بالاتر از این‌هاست.
چیزی را که اکنون نقل می‏کنم، از مرحوم سید جمال‌الدین خوانساری صاحب روضات الجنات، و از اکابر علمای ماست، مطلب را روشن می‏کند. ایشان وصیت کرده قبری در خارج از اصفهان برایش آماده کنند؛ در حالی‌که در شهر، قبرستانی تاریخی که مؤمنین علاقمند به دفن در آن بودند، وجود داشت؛ چرا که پر از علما و صالحین بود. هنگامی که از دلیل این کار از ایشان سؤال کردند سکوت کرد. اصرار کردند تا این‌که بیان کرد:
دوستی تاجر داشتم که به صداقت و دیانتش اعتماد داشتم و به من اصرار کرد که وصیّ او باشم. پس قبول کردم علی‏رغم آن‌که وصایت احدی را قبول نمی‏کردم و این قصه را او برایم نقل کرد. او گفت:
از راه عراق به حج بیت‏ الله الحرام رفتم تا در رفت و برگشتم به زیارت ائمه(ع) نایل آیم. هنگامی که به نجف رسیدم، حواله‏ای نزد من بود. خواستم در روز حرکت قافله آن‌را تسلیم کنم، امّا تا مغرب تأخیر کردم و وقتی آمدم تا به قافله ملحق شوم، فهمیدم که قافله رفته است و در سورالنجف را قفل کرده‌اند. پس آن شب را در داخل سور گذراندم و اول صبح سریع خارج شدم تا به قافله ملحق شوم، ولی هر چقدر در صحرا پیاده می‏رفتم آن‌ها را نمی‏یافتم! متحیر به نجف برگشتم و دیدم که باب سور هم بسته است پس شب را خارج سور گذراندم. در نیمه‏های شب ناگهان شخص درویشی را که لباس‌های کهنه‏ای پوشیده بود دیدم. به من گفت: «تو دیشب از قافله جا مانده‌ای، چرا نماز شب را ترک کردی؟ بلند شو و با من بیا!» پس چند گام بیشتر با او برنداشته بودم که شخصی جلیل‏القدر را دیدم که به ما نگاه کرد و به درویش گفت: «او را به مکه ببر»! درویش به من گفت: برو و فلان وقت بیا». در وقتی که وعده داده شده بود رفتم وی به من گفت: «پشت سر من بیا و قدم‌هایت را جای قدم من بگذار». خود جلوی من قرار گرفت و چند قدمی نرفته بود که خودم را در مکه یافتم. پس خواست با من وداع کند. به او گفتم: بسیار بر من منت می‏گذارید، اگر لطفتان را کامل کنید و بعد از حج، مرا به نجف بازگردانی. قبول کرد و در روز و مکان خاصی با من قرار گذاشت. بعد از آن‌که مناسک حج را کامل کردم، به سمت آن مکان رفتم و او را یافتم. همان‌طور که مرتبه اول گفته بود: «به من گفت پشت سر من بیا و قدم‌هایت را در جای قدم‌های من قرار ده» و باز، بعد از چند قدمی دیدم که در نجف هستم. به من گفت: « این جریان را به رفقایت مگو! به ایشان بگو که با یکی از ایشان آمدم و قبل از شما رسیدم». سپس به من گفت: «من با تو کاری دارم» گفتم: من حاضرم، کارتان چیست؟ گفت: «در اصفهان به تو خواهم گفت».
به اصفهان برگشتم، تا آن‌که روزی دوست درویشم را در میان حمالان بازار اصفهان دیدم، به سمت من آمد و به من گفت: «من همان کسی هستم که تو را به مکه رسانیدم و الان وقت کارم است که به من وعده داده بودی!» گفتم: بله کارتان چیست؟ گفت: «من در فلان مکان زندگی می‏کنم و در فلان روز می‏میرم، پس به مکان زندگی‌ام بیا و در صندوق من هشت تومان است، آن‌ها را برای کفن و دفن خرج کن. سپس مرا به مکانی که قبر خود انتخاب کرده بود برد و گفت: «مرا این‌جا دفن کن»!
صاحب روضات الجنات گفت: این همان مکانی است که آن ولیّ خدا انتخاب کرده بود، من هم این‌جا را برای دفن انتخاب کرده‏ام.
این تنها سطح خادمی از اصحاب ایشان(ع) است. پس هنگامی‌که خادمانشان کار «آصف بن برخیا» را انجام می‏دهند، خود آن حضرت ـ صلوات‏الله‏علیه ـ چگونه خواهد بود؟
ای حسرت بر عمرمان که گذشت و نفهمیدیم که چه کردیم و از چه کسی دور شدیم؟ چقدر، از او یاد کردیم تا که او ما را یاد کند؟ و چقدر برای او کار کردیم تا برایمان جبران کند؟
او امامی است که خداوند تعالی از او به این نحو یاد می‏کند که، همانا او خاتم‏الائمه، کامل‌کنندهٔ ایشان و رحمهٔ للعالمین است و با او کمال موسی، بهاء عیسی و صبر ایوب است.
خداوند سبحان تعبیر « رحمهٔ للعالمین» را جز برای رسول‏الله(ص) که فرموده:
و ما أرسلناک إلاّ رحمهًٔ للعالمین.۲
فقط برای یک نفر دیگر به کار برده وآن حضرت صاحب الزمان(ع) می‏باشد.
ما نمی‏توانیم معنای رحمهٔ للعالمین را بفهمیم مگر آن که معنای: « الحمدلله رب العالمین» را بفهمیم.
دلیل آن، این است که ربوبیّت عوالم وجودی؛ ملک و ملکوت، دارای مغز و پوسته‏ای است:
اما لایه ظاهری که عالم ملک است، نیازمند ربوبیت و تربیت به واسطهٔ اسم « الرحمن» است تا به سمت تکاملش سیر کند و اما مغزی که عالم ملکوت است، نیازمند به ربوبیت با اسم «الرحیم» است تا به کمالش نایل آید.
همانا قرآن برای تمامی مردم و به طور اخص برای کسانی که می‏فهمند، معجزه است. این‌ها کسانی هستند که درک می‏کنند کمال بشریت به جز با قرآن که بر قلب سیدالمرسلین(ص) نازل شده است، متحقق نمی‏شود. تنها دو نفر مظهر هر دو اسم ـ الرحمن و الرحیم ـ می‌باشند: خاتم النبیین(ص) و خاتم الوصیین امام مهدی(ع).
این مقام حجت‏بن الحسن ـ ارواحنا له الفداء ـ می‏باشد و انسان فقط وقتی که به اهلیّت معرفت راه پیدا کند او را می‏شناسد: و به مغز حکمت و علم می‏رسد. هر اندازه در مناطق وجود و تعقل جلو برود، می‏فهمد که همانا فاعلی که وجود از اوست، ذات خالق مقدس ـ خدای عزوجل ـ است و کسی‌که وجود در همهٔ عوالم، قائم به اوست حجت خدا بر مخلوقاتش حضرت حجت‌بن الحسن ـ صلوات الله علیه ـ می‏باشد.
این گسترهٔ ولایت امام مهدی(ع) و عظمت مقام آن حضرت ـ ارواحنا له الفداء ـ است. به روایات اهل بیت(ع) رجوع کنید و آن‌ها را بخوانید و از آن چیزی بفهمید و به مردم، آن‌چه که از مقام پیامبر(ص) و اهل بیتش(ع)، مخصوصاً امام مهدی(ع) فهمیدید؛ بشناسانید، چرا که در زمان ما مظلومی مثل آن حضرت(ع) یافت نمی‏شود.
ایشان آن وجود مقدسی هستند که اگر خداوند او را خلق نمی‏کرد، عهدش در لوحی که به سوی پیامبرش فرستاده و با وصفی که برای پیامبرش به کار برده ـ رحمهٔ للعالمین ـ ختم نمی‏شد.
اما سایر صفات امام در عهد لوح عبارتند از: «با او کمال موسی، بهاء عیسی و صبر ایوب(ع) است». فرصت نداریم که کمال موسی و بهاء عیسی را تبیین کنیم. به صبر ایوب اشاره می‏کنم که او مَثلی در صبر پیامبران(ص) می‏باشد. آیا صبورتر از انسانی که حجاب‌ها برای او برداشته شده است و او امور را به صورت واقعی ولو بعد از گذشت زمان ـ می‏بیند، دیده‏اید، قبر جده‏اش صدیقهٔ کبری را زیارت می‏کند و ظلم‌هایی را که به آن مخدره شده است، مجسم می‏بیند و پهلوی شکسته و جسم ضعیف آن حضرت(س) را می‏بیند.
ایشان قبر جدش موسی بن جعفر(ع) را زیارت می‏کند، پس ساق پای ایشان را که به واسطهٔ زنجیرها زخم شده، و بدنش را که به واسطه سم ضعیف شده، مشاهده می‌نماید.
و جدش علی بن موسی الرضا(ع) را زیارت می‏کند پس صورتش که سمّ آن را تغییر داده، می‏بیند؛ در نجف ضربهٔ شمشیری که بر فرق جدش فرود آمده را می‏بیند.
سپس به کربلا عروج می‏کند و آن بدنی را که بر خاک افتاده است می‏بیند که حتی ملائکه نمی‏توانند آن را نظاره کنند! بله، یقیناً او صبر ایوب دارد...
پروردگارا! ما مقصریم. پروردگارا! ما قاصریم. پروردگارا به حرمتی که ولی‌ّات حضرت حجت(ع) نزد تو دارد، حرمتی که در عهد با پیامبرت به وسیله جبرئیل بر لوحی از جانب خودت نازل کردی، و در آن مقام یاران امام مهدی(ع) را بیان کردی، و این‌که به واسطهٔ ایشان بلا و فتنه‏ها را دفع می‏کنی و مقام خودش را در درجه‏ای بالاتر از مقام ایشان قرار دادی، از گناهان ما بگذر و لطفت را شامل حال ما کن که ما محتاج یک نگاه او هستیم.
پروردگارا! آن چیزی که از تو طلب کردیم، به حقی که از تو بر اوست و حرمتی که او نزد تو دارد و حقی که با او قرار داده‏ای و حرمتی که برای او قرار داده‏ای، نگاهش را شامل حال ما بفرما و ما را مشمول دعای خیر آن بزرگوار قرار ده.


 
مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان

محمد حسن امانى

 

فاطمه(س) خود سرى از اسرار الهى است و دسترسى و شناخت مقام بلندش براى ما انسانهاى خاکى به سادگى ممکن نیست، بالاتر از آن، گوشه‏هاى بسیارى از زندگانى‏اش چون در در صدف مخفى و پنهان باقى مانده است.

مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنویت و دانشها که از طریق وحى بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازى است که در پرده مانده و در اختیار ما خاکیان نیست. به راستى مصحف فاطمه(س) چیست؟ چه زمانى به وجود آمد؟ چه مطالبى را در بر دارد؟ و اکنون کجاست و در اختیار کیست؟ و ... پرسشهایى است که تا حدودى پاسخ آنها در این نوشتار مختصر روشن مى‏گردد.

محدثه

از نامهاى معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است که امام صادق(ع) در سبب نامگذارى مادرش فاطمه به محدثه چنین مى‏فرماید:

انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادى مریم بنت عمران (1) اینکه فاطمه(س) به محدثه نامگذارى شد چون فرشتگان پیوسته از آسمان فرود مى‏آمدند و به فاطمه(س) خبر مى‏دادند همانطور که به مریم دختر عمران خبر مى‏دادند.

فرشتگان خطاب به فاطمه(س) این آیات را تلاوت مى‏کردند: - یا فاطمة - ان الله اصطفیک و طهرک و اصطفیک على نساء العالمین - یا فاطمة - اقنتى لربک واسجدى وارکعى مع الراکعین. (2)

فاطمه(س) به فرشتگان خبر مى‏داد و آنان به او خبر مى‏دادند و سخنانى با یکدیگر داشتند که در یکى از شبها فاطمه به آنها گفت: آیا مریم دختر عمران بر زنان عالم برترى ندارد؟

گفتند: مریم در روزگار خویش بانوى بزرگ زنان بود ولى خداوند عز و جل تو را در عصر خویش و در عصر او بزرگ بانوى زنان قرار داده است و تو «سیدة نساء الاولین و الآخرین‏» هستى. (3)

گر چه فرشتگان با کسى جز انبیاء الهى گفتگو نداشتند ولى چهار بانوى بزرگ در تاریخ انبیاء بودند که پیامبر نبودند و در عین حال فرشتگان با آنان سخن مى‏گفتند:

الف) مریم، مادر حضرت عیسى(ع)

ب) همسر عمران مادر حضرت موسى و مریم(علیهماالسلام)

ج) ساره، مادر حضرت اسحاق و یعقوب(ع)

د) فاطمه زهرا(س). (4)

پیامبر اسلام(ص) در بستر بیمارى از هوش رفته بود که در خانه کوبیده شد. فاطمه(س) فرمود: کوبنده در کیست؟ عرض کرد: مرد غریبى هستم و پرسشى از رسول خدا دارم اجازه ورود مى‏دهید؟ فاطمه پاسخ داد: برگرد خدا تو را رحمت کند! حال رسول الله مساعد نیست.

رفت و سپس برگشت و در را زد و گفت: غریبى است که از رسول خدا اجازه مى‏گیرد آیا به غریبان اجازه ورود مى‏دهند؟ ناگاه رسول خدا(ص) به هوش آمد و فرمود: اى فاطمه! آیا مى‏دانى چه کسى است؟ عرض کرد: خیر یا رسول الله! فرمود: این همان است که جماعت‏ها را بهم مى‏زند و لذتهاى دنیوى را از بین مى‏برد او فرشته مرگ است! به خدا قسم پیش از من از احدى اجازه نگرفت و پس از من از کسى اجازه نخواهد گرفت و به سبب بزرگوارى و کرامتى که در پیشگاه خداوند دارم تنها از من اجازه مى‏گیرد به او اجازه ورود بده!

فاطمه فرمود: داخل شو خداوند تو را رحمت کند!

فرشته مرگ چون نسیم ملایمى وارد شد و فرمود: السلام على اهل بیت رسول الله (5)

این جریان ناگوار از نوع سخنانى است که فاطمه زهرا(س) با فرشته داشته است و به راستى که فاطمه محدثه است.

پیدایش مصحف فاطمه(س)

زهرا(س) پس از رحلت پیامبر(ص) 75 یا 95 روز، در جهان زندگى کرد. در این مدت بسیار کوتاه که دوره صبر و استقامت، حمایت از حریم ولایت و در عین حال حزن و اندوه زهراى مرضیه بود; جبرئبل امین - فرشته وحى - بر او فرود آمد و با گزارشهایى که از منزلت پدر بزرگوارش در نزد خدا و نیز آینده تاریخ اسلام و تشیع الهام مى‏کرد کتاب ارزشمندى به نام «مصحف فاطمه(س)» براى امامان معصوم(ع) به یادگار ماند.

امام صادق(ع) در پاسخ به محدثانى که در باره مصحف فاطمه(س) سؤال کردند مدت طولانى سکوت کرد. ... ثم قال: انکم لتبحثون عما تریدون و عما لا تریدون ان فاطمة مکثت‏بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعین یوما و کان دخلها حزن شدید على ابیها و کان جبرئیل(ع) یاتیها فیحسن عزاءها على ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن ابیها و مکانه و یخبرها بما یکون بعدها فى ذریتها و کان على(ع) یکتب ذلک فهذا مصحف فاطمة(س) (6)

سپس فرمود: شما در باره چیزهایى که چه لازم دارید و یا لازم ندارید جستجو و تحقیق مى‏کنید. فاطمه(س) پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز حیات داشت و بر اثر رحلت پدرش اندوه فراوان بر او وارد گشت. جبرئیل - فرشته وحى - پیوسته بر او فرود مى‏آمد و ناگواریها و اندوه جدایى پدر را به خوبیها جلوه مى‏داد و به جانش آرامش مى‏بخشید. به او از پدر و جایگاه بلندش در نزد پروردگار خبر مى‏داد و نیز از حوادث آینده که بعد از فاطمه(س) نسبت‏به فرزندانش واقع خواهد شد گزارش مى‏داد. على(ع) تمام آن گزارشها و اخبار را مى‏نوشت که همین مصحف فاطمه(س) را شکل داد.

در حدیث دیگرى امام صادق(ع) در پاسخ محدثى که سؤال کرد: مصحف فاطمه چیست؟ چنین فرمود: خداوند متعال زمانى که پیامبر را قبض روح کرد،بر فاطمه(س) از اثر رحلت پیامبر(ص) اندوهى وارد شد که جز خداى عز و جل کسى نمى‏داند چه حزنى بود. لذا خداوند فرشته‏اى را به سوى او فرستاد تا غم و اندوهش را برطرف نماید و با او سخن گوید. فاطمه(س) جریان را به امیرالمؤمنین گزارش داد و على(ع) فرمود: هر وقت ورود فرشته را احساس کردى و صدایش را شنیدى به من بگو و مرا از سخنانش آگاه کن. بنابراین امیرالمؤمنین(ع) آنچه را که مى‏شنید مى‏نوشت تا آنکه از سخنان و گزارشهاى نوشته شده مصحفى به وجود آمد. (7)

با دقت در این دو حدیث‏شریف مى‏توان گفت:

الف: مصحف فاطمه(س) در فاصله زمانى پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) تا شهادت صدیقه طاهره(س) به وجود آمده است.

ب: مصحف فاطمه(س) سخن وحى است که توسط جبرئیل امین(ع) به فاطمه زهرا(س) الهام شده است.

ج: مصحف فاطمه(س) به دست مبارک مولا على(ع) نوشته شده است.

زمینه‏هاى مصحف در زمان پیامبر

گرچه پیدایش و اتمام مصحف فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا انجام گرفت و از جانب خداوند به او الهام گشت که احادیث زیادى بر این دلالت دارد; ولى در برخى از روایات زمینه‏هاى پیدایش آن را از زمان حیات رسول الله مى‏داند.

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: مصحف فاطمه(س) به املاء رسول الله و خط على(ع) شکل گرفت. (8)

چنین مصحفى در چندین حدیث‏با اسناد مختلف از امام صادق(ع) نقل شده است و اینکه رسول خدا املا کرد و على(ع) با دست مبارکش نوشت این نظریه را اثبات مى‏کند که مصحف فاطمه(س) در زمان پدرش بوجود آمد.

البته برخى قائل‏اند که جمله «رسول الله‏» در این احادیث منظور پیامبر اسلام نیست، بلکه همان فرستاده خدا فرشته وحى است که اخبار و گزارشها را املا کرد و على(ع) آنها را نوشت. (9)

شاهدى که سخن این گوینده را تایید مى‏کند حدیثى است که ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرده و در آن کلمه رسول نیست. «انما هو شى‏ء املاه الله علیها و اوحى الیها» (10) همانا - مصحف فاطمه(س) - چیزى است که خداوند آن را بر فاطمه(س) املاء و به سوى او وحى کرد. و روشن است که املاء خدا به واسطه فرشته وحى است.

بنابراین مفهوم این احادیث نیز شبیه آن روایاتى مى‏شود که پیش از آن نقل کردیم که در آنها پیدایش مصحف فاطمه را پس از رحلت پیامبر(ص) مى‏داند.

البته صحیفه‏هایى از مصحف فاطمه(س) که برگها و قسمتهاى جزئى از آن مجموعه ارزشمند خدادادى است پیامبر در زمان حیات به فاطمه(س) ارزانى داد که بعدها کامل گشت و به نام مصحف فاطمه(س) در اختیار امامان معصوم(علیهم‏السلام) قرار گرفت. چرا که بخشى از آن مصحف در زمان پیامبر(ص) در اختیار جابر بن‏عبدالله انصارى (11) قرار گرفت که هم‏اکنون همین صحیفه در جوامع حدیثى شیعى در دسترس علاقه‏مندان است.

امام صادق(ع) فرمود: پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر بن‏عبدالله انصارى گفت: پرسشى داشتم که هر وقت مناسب شد آن را مطرح کنم. جابر عرض کرد: هر زمان که دوست داشتى در محضرتان خواهم بود. تا آنکه فرصت مناسبى پیش آمد و پدرم خطاب به جابر گفت: اى جابر! به من خبر ده از لوحى که در دست مادرم فاطمه دختر رسول الله (علیهما السلام) دیدى و مادرم از نوشته‏هاى آن لوح به تو چه خبر داد؟

جابر عرض کرد: خداى را گواه مى‏گیرم که در حیات رسول خدا براى عرض تبریک ولادت حسین(ع) بر مادرت فاطمه(س) وارد شدم که در دستش لوح سبزرنگى چون زمرد درخشش داشت و در آن نوشته سفیدى که چون خورشید نورانیت داشت مشاهده کردم. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت اى دختر رسول الله! این لوح چیست؟ فرمود: این لوحى است که خداوند به پیامبرش هدیه داده است و در آن نام پدرم، نام همسرم، نام فرزندانم و نام اوصیاء از فرزندان نوشته شده است که پدرم آن را به من بخشید تا به سبب آن مرا خشنود کند. جابر گفت: مادرت فاطمه(س) آن را به من عطا کرد و خواندم و از آن رونوشت کردم. پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر گفت: آیا ممکن است آن نوشته را بر من عرضه کنى؟ گفت: آرى! پدرم همراهش به منزل جابر رفت و پیش از آنکه آن لوح را بیاورد ناگاه صحیفه‏اى از ورق نازکى که در آن نوشته شده بود درآورد و گفت: اى جابر! نگاه کن در نوشته خودت تا من برایت‏بخوانم. جابر هم در نوشته خودش نگاه کرد و پدرم از روى نوشته‏اى که داشت‏خواند; تا جایى که این دو نوشته حتى در یک حرف هم با یکدیگر تفاوت نداشتند.

آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مى‏گیرم نوشته‏اى که در آن لوح دیدم چنین بود... (12)

نشانه امامت

مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومین (علیهم‏السلام) به یادگار ماند و در بین حجتهاى خدا در روى زمین یکى پس از دیگرى دست‏به دست گشت که در اختیار داشتن آن را یکى از نشانه‏هاى امامت دانسته‏اند.

امام رضا(ع) وقتى علامت و نشانه‏هاى امام معصوم را شمارش کرد فرمود:

«و یکون عنده مصحف فاطمة(س)» (13)

مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه‏هاى امامت مى‏باشد.

روایات بسیارى دلالت دارد بر اینکه «جامعه‏»، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است که در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشکلات و نیازهاى فکرى و علمى انسانها را حل مى‏کردند. تمام این آثار گنجینه‏هاى گرانبهایى از معارف و دانشها بود که تصور آنها در افکار مادى ذهن بشر نمى‏گنجد.

ابوبصیر مى‏گوید: به حضور امام صادق(ع) رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم! از شما سؤالى داردم، راستى در اینجا کسى - نامحرمى - هست که سخن مرا بشنود؟، امام صادق(ع) پرده‏اى را که میان آنجا و حجره دیگر بود بالا زد و در آنجا سر کشید سپس فرمود: اى ابا محمد! هر چه مى‏خواهى بپرس.

... آنگاه فرمود: اى ابا محمد! همانا «جامعه‏» نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جامعه‏» چیست؟ عرض کردم: قربانت‏شوم! جامعه چیست؟ فرمود: طومارى است‏به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط على(ع) که تمام حلال و حرام و همه نیازهاى مردم در آن موجود است‏حتى جریمه خراش.

... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جفر» چیست؟

عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: مخزنى از چرم است که علم پیامبران و اوصیاء و دانشمندان گذشته بنى‏اسرائیل در آن وجود دارد.

... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما یدریهم ما مصحف فاطمه(س)؟ (14)

همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند که مصحف فاطمه(س) چیست؟

ابوعبیده حذاء مى‏گوید: ابوجعفر - امام محمدباقر(ع) - خطاب به من فرمود: اى ابا عبیده! کسى که نزد او شمشیر رسول الله، زره، پرچم برافراشته‏اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشنى دارد.

راوى نقل مى‏کند در محضر امام صادق(ع) بودم که جمعى از محدثان نیز در مجلس حضور داشتند یکى از محدثان (15)
خطاب به امام عرض کرد: قربانت گردم! عبدالله بن‏حسن (16) در باره امامت و خلافت مى‏گوید: این منصب از آن ماست و
به دیگران نخواهد رسید! امام صادق(ع) پس از سخنانى فرمود: چه شگفت‏انگیز است از عبدالله! مى‏پندارد که پدرش
على(ع) امام نبوده؟ ولکن به خدا قسم (در حالى که با دست‏به سینه‏اش اشاره مى‏کرد) اسرار نبوت و نیز شمشیر و زره
رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمة‏» به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است. (17)

 

مصحف فاطمه(س) قرآن نیست

برخى از نااهلان و یا مغرضان بر شیعه خرده گرفته‏اند که شیعیان قرآن دیگرى تراشیده‏اند! و ممکن است در عصر حاضر نیز چنین اتهاماتى را وارد کنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگیرند. این انتقادهاى نابخردانه و اهانت‏هاى ناروا ممکن است از چند چیز نشات گیرد:

الف: عدم رجوع به متون و منابع حدیثى و جوامع روایى شیعى و ناآگاهى و عدم اطلاع از اینکه تشیع که قائل است زهراى مرضیه(س) داراى کتاب و مصحف بوده است مقصود چیست؟

ب: عناد و لجاجت‏با اندیشه‏هاى اسلام ناب و باورهاى اعتقادى و معارف که از طریق امامان معصوم(ع) این حجت‏هاى خدا در روى زمین در اختیار انسانها گذارده شد.

ج: ذهنیت و تصورى که پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتى اصحاب و یاران پیامبر از کلمه «مصحف‏» بود. چرا که «مصحف‏» بیشتر به نوشته‏هایى از آیات قرآن اطلاق مى‏شد و در آن زمان مصحفهاى متعددى وجود داشت و شخصیتى که داراى مصحف بود به همو نسبت مى‏دادند مثل اینکه مى‏گفتند مصحف على(ع) به اعتبار اینکه مولا على(ع) داراى مصحف بود. البته هم‏اکنون نیز تعبیر «مصحف شریف‏» به قرآن مجید شهرت بسیار دارد.

گرچه چنین استعمالى در آن زمان شهرت فراوان داشت ولى این‏طور نبوده که مصحف تنها به نوشته‏هاى آیات قرآن گفته شود بلکه نظرشان به معناى لغوى مصحف بوده چرا که به مجموعه صحیفه‏هاى نوشته شده بین دو جلد که به صورت کتاب درآمده باشد مصحف یا مصحف مى‏گویند. (18)

بنابراین به مجموعه صحیفه‏ها و نوشته‏هایى که در موضوعات و مطالبى غیر از آیات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق مى‏گردد و مصحف فاطمه(س) به همین اعتبار است.

ابوبصیر مى‏گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسیدم:

و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فیه مثل قرآنکم ثلاث مرات، و الله ما فیه من قرآنکم حرف واحد. (19)

مصحف فاطمه چیست؟ فرمود: مصحفى است‏سه برابر قرآن که در دست‏شما است، ولى به خدا قسم حتى یک حرف از قرآن شما هم در آن نیست.

این حدیث آشکار مى‏سازد که مصحف فاطمه(س) از نظر کمیت و حجم سه برابر قرآن است ولى از نظر محتوا و مطالب حتى یک حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.

علامه مجلسى در توضیح این حدیث مى‏نویسد: ممکن است کسى این شبهه را کند که در احادیث‏بسیارى وارد شده قرآن همه احکام را در بردارد و نیز مشتمل بر حوادث و گزارشهاى حال و آینده تاریخ است. پس مصحف فاطمه در پى چه چیزى است و این حدیث چگونه معنا مى‏شود؟

در پاسخ شبهه مى‏گوید: آرى قرآن چنین است ولى ممکن است منظور از مصحف معانى و تاویلاتى باشد که ما از قرآن نمى‏فهمیم نه معناى ظاهرى که از الفاظ درک مى‏کنیم و مى‏فهمیم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهرى قرآن است که در مصحف فاطمه(س) وجود ندارد. (20)

البته احادیثى که در آینده ذکر خواهد شد مطالب و موضوعات موجود در مصحف فاطمه را تا حدودى روشن مى‏سازد.

محمد بن‏مسلم از امام باقر و یا از امام صادق(ع) چنین نقل کرده است:

«و خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن ولکنه کلام من کلام الله انزل علیها.» (21)

فاطمه(س) مصحفى را به یادگار گذاشت که آن مصحف قرآن نیست ولى سخنى از سخن خداست که بر فاطمه(س) نازل کرده است.

حسین بن‏ابى‏العلاء مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:

«ان عندى ... مصحف فاطمة ما ازعم ان فیه قرآنا» (22)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است. البته تصور نکن که در آن آیات قرآن باشد.

ابى‏حمزه مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: «مصحف فاطمة(س) ما فیه شی‏ء من کتاب الله و انما هو شی‏ء القى علیها بعد موت ابیها» (23)

در مصحف فاطمه(س) چیزى از کتاب خدا - قرآن مجید - نیست و تنها مصحف چیزى است که بر فاطمه(س) پس از رحلت پدرش الهام گشته است.

روایات دیگرى نیز وجود دارد که دلالت مى‏کنند مصحف فاطمه(س) قرآن نیست و موضوعات و مطالب آن غیر از آیات قرآن است. (24)

مصحف فاطمه(س) و علم الهى

دانشهایى که بشر آنها را کسب مى‏کند بسیار جزئى و محدود است و پس از مدتى فراموشش مى‏شود و نسبت‏به علوم و دانشهایى هم که در آینده وجود مى‏آید بى‏اطلاع است. لذا تنها به علومى واقف است که در حال حاضر به آنها دسترسى پیدا کرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را کم کم از یاد مى‏برد و از آینده هم آگاهى ندارد.

ولى خداوند متعال که عالم مطلق است علم او محدود به زمان نیست و گذشته و حال و آینده در نزد او یکسان است. این دانش و حکمت‏خدایى که زمان را در مى‏نوردد و تنها در اختیار اوست‏شمه‏اى از آن را به هر کس که اراده کند عطا مى‏کند. یؤتى الحکمة من یشاء و من یؤت الحکمة فقد اوتى خیرا کثیرا. (25)

حکمت را به هر که مشیتش تعلق گیرد مى‏دهد و آن کس که حکمت داده شده است همانا خیرى بسیار داده شده است.

البته این دانش و اسرار الهى در حد اعلاى آن به پیشوایان دین ارزانى گشته است و مصحف فاطمه(س) مصداق بارزى از معارف و دانشهاى خدایى است که به زهراى مرضیه(س) الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختیار ائمه معصومین (علیهم‏السلام) قرار گرفت. بنابراین دانش و حکمت‏هاى موجود در مصحف فاطمه(س) از سوى خدا است که محدود به زمان و مکان نیست و قابل قیاس با دانشهاى بشرى نیست.

مطالب مصحف فاطمه(س)

ابوبصیر مى‏گوید: از امام محمدباقر(ع) از مصحف فاطمه(س) پرسیدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه(س) نازل گشته است.

عرض کردم: آیا در آن چیزى از آیات قرآن است؟

فرمود: چیزى از آیات قرآن در آن نیست.

عرض کردم: برایم آن را توضیح دهید.

فرمود: جلدها و اطراف آن از یاقوت زینت داده شده است و برگهاى آن از در سفید است.

عرض کردم: قربانت گردم! در آن چه سخنانى است؟

فرمود: خبرهاى عصر حاضر و نیز خبرهایى که تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسمانى، تعداد و نامهاى تمام کسانى که خداوند آنها را آفریده است. نامهاى رسولان، نامهاى تکذیب‏کنندگان و اسامى همه مؤمنان و کافران از آغاز آفرینش تا فرجام در آن موجود است.

اسامى و معرفى هر یک شهرهایى که در شرق و غرب زمین است، تعداد مؤمنان و کافران هر شهر، اوصاف تکذیب‏کنندگان و نیز اوصاف ملت‏هاى گذشته و تاریخ آنها، طغیانگرانى که حاکم‏اند تعداد آنها و زمان حکومتشان، نامهاى پیشوایان و اوصاف آنها و آنچه در زمین یکى پس از دیگرى مالک مى‏شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر کس که در ادوار آینده بیاید در مصحف موجود است.

اوصاف بهشتیان و تعداد کسانى که وارد بهشت‏خواهند شد، اوصاف جهنمیان و نامهاى آنها در مصحف موجود است.

دانش قرآن آن‏طور که نازل شده، دانش تورات و انجیل آن‏طور که نازل گشته‏اند و دانش زبور و شماره درختهایى که در تمام بلاد است در مصحف موجود است. (×26)

اخبارى که جبرئیل بر فاطمه(س) وحى مى‏کرد

جبرئیل - فرشته وحى - که پس از رحلت پیامبر(ص) بر فاطمه نازل مى‏شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحى مى‏کرد. «و یخبرها عن ابیها و مکانه و یخبرها بما یکون بعدها فى ذریتها» (27)

الف: از پدرش و جایگاه و منزلتى که در نزد پروردگار داشت‏خبر مى‏داد.

ب: از حوادث تلخ آینده تاریخ که پس از شهادت صدیقه طاهره(س) نسبت‏به فرزندانش از ناحیه دشمنان اهل بیت واقع خواهد شد گزارش مى‏داد.

بنابراین مصحف فاطمه(س) این دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد.

دانش آینده

امام صادق(ع) مى‏فرماید: اما انه لیس فیه شى‏ء من الحلال و الحرام و لکن فیه علم ما یکون. (28)

آگاه باشید! مصحف فاطمه(س) چیزى از حلال و حرام خدا را در برندارد بلکه در آن دانش آینده تاریخ است.

پاسخگویى به نیازهاى جامعه

امام صادق(ع) فرمود: در مصحف فاطمه(س) آنچه را که مردم به ما نیازمندند ولى ما به احدى نیاز نخواهیم داشت، حتى ارش خراش در آن موجود است. (29)

عبدالله بن‏حسن، تصورش این بود دانشى که امام صادق(ع) دارد مثل دانش بقیه مردم است. ولى امام صادق(ع) فرمود: آرى! راست گفته است عبدالله بن‏حسن چون علمى که او دارد مثل علم مردم است ولى به خدا قسم در نزد ما «جامعه‏» است که در آن حلال و حرام خداست و در نزد ما جفر است و عبدالله بن‏حسن چه مى‏داند که جفر آیا پوست‏شتر است‏یا پوست گوسفند و نزد ما مصحف فاطمه(س) است که به خدا قسم حرفى از قرآن در آن نیست ... خوب عبدالله بن‏حسن آنگاه که مردم از اطراف عالم بیایند و از او سؤال کنند چه جواب خواهد داد و چکار خواهد کرد؟! (30)

وصیت فاطمه(س)

امام صادق(ع) در برابر کسانى که حرفهایى مى‏زدند و اعتراضاتى داشتند مى‏فرمود:

اگر راست مى‏گویند مصحف فاطمه(س) را در بیاورند و نشان دهند; مصحفى که در آن وصیت فاطمه موجود است. (31)

پیشگویى

ائمه معصومین (علیهم‏السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آینده را پیش از وقوع آن یادآورى مى‏کردند. حماد بن‏عثمان مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: زنادقه (32) در سال 128 قمرى، قیام مى‏کنند و این سخن را که مى‏گویم به خاطر آن است که در مصحف فاطمه(س) نگاه کردم. (33)

ولید بن‏صبیح مى‏گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: اى ولید! من در مصحف فاطمه(س) دقت کردم و از آن مساله که پرسیدى، چیزى در باره فرزندان فلانى، در آن ندیدم جز گرد و غبارى که بر اثر سم اسبان بلند مى‏شود. (34)

نامهاى انبیاء و حاکمان

امام صادق(ع) مى‏فرماید: اما مصحف فاطمه(س) هر نوآورى که به وجود بیاید و نیز نامهاى کسانى که تا روز قیامت مى‏آیند و حکومت دارند، در آن موجود است. (35)

فضیل سکره مى‏گوید: به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم که خطاب به من فرمود: اى فضیل! آیا مى‏دانى در چه چیزى پیش از این نگاه مى‏کردم؟! عرض کردم: خیر! فرمود: من در کتاب فاطمه(س) نگاه مى‏کردم، البته حاکمى نیست که حکومت کند مگر آنکه نام او و نام پدرش در کتاب فاطمه نوشته شده است و براى فرزند حسن اثرى در آن ندیدم. (36)

عبدالملک بن‏اعین مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم که زیدیه و معتزله اطراف محمد بن‏عبدالله (37) را گرفته‏اند، آیا او حاکم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو کتاب است که در آن کتابها نام هر پیامبر و نام هر حاکمى که در زمین حکومت کند موجود است. خیر! به خدا قسم که محمد بن‏عبدالله هیچ کدام از اینها نیست. (38)

معلى بن‏خنیس مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: هیچ پیامبر و جانشین پیام‏آور و حاکمى نیست مگر آنکه در کتابى که نزد من موجود است، اسم آنها ذکر شده است. خیر! به خدا قسم که از محمد بن‏عبدالله بن‏حسن در آن نامى نیست. (39)

نامهاى امامان معصوم(ع)

در صحیفه‏اى که قسمتى از مصحف فاطمه زهرا(س) است و توسط جابربن عبدالله انصارى در اختیار همگان قرار گرفته است نامهاى مبارک ائمه معصومین(علیهم السلام) یکى پس از دیگرى ذکر شده است و این خود یکى از مطالب مصحف فاطمه(س) را تشکیل مى‏دهد. (40)

نزد فرزندش امام زمان(عج)

صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضیه است از ما است. (امام خمینى(ره) (41)

مصحف فاطمه(س) این خیر کثیر الهام شده از سوى خداوند متعال، به عنوان میراث بس ارزشمندى در نزد امامان معصوم(ع) دست‏به دست گشته است و هم اکنون در اختیار مهدى فاطمه حجت‏خدا بر روى زمین است.

روایات بسیارى از ائمه نقل شد که در آنها لفظ «عندنا» یا «عندى‏» است و این تعبیر مى‏فهماند که مصحف فاطمه(س) به مثابه علامت و نشانه‏اى از امامت، تنها در اختیار آنان بوده است و در مواردى نیز علیه کج‏اندیشان و منحرفان از مسیر امامت‏بدان احتجاج مى‏کردند و به این وسیله حقانیت‏خویش و ادعاى دروغین آنها را آشکار مى‏ساختند.

ابوبصیر مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که مى‏فرمود: «ما مات ابوجعفر(ع) حتى قبض مصحف فاطمه(س)» (42)

ابوجعفر - امام محمد باقر(ع) - از دنیا نرفت تا آنکه مصحف فاطمه(س) را تحویل داد.

على بن‏ابى‏حمزه مى‏گوید: عبد صالح - منظور امام موسى کاظم(ع) - فرمود: عندى مصحف فاطمه(س) لیس فیه شئ من القرآن. (43)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است که البته چیزى از قرآن در آن نیست.

ابوبصیر مى‏گوید: به امام محمد باقر(ع) عرض کردم: جانم فدایت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه کسى انتقال گردید؟

فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به امیرالمؤمنین(ع) تحویل داد و پس از شهادت على(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسین(ع) و آنگاه در خاندان حسین(ع) دست‏به دست گشت تا اینکه به صاحب الامر(عج) تحویل داده شد. (44)

اللهم صل على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک.


پى‏نوشتها

1- عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحرانى، ص‏36.

2- آل عمران،3 / 42 ،43 آیات خطاب به مریم است و اذا قالت الملائکة یا مریم ... و چون فرشتگان همین آیات را خطاب به فاطمه زهرا(س) تلاوت کرده‏اند به جاى یا مریم یا فاطمه گفته‏اند.

3- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص‏36.

4- مناقب ابن‏شهر آشوب، انتشارات علامه، ح‏3، ص‏336.

5- همان مدرک.

6- اصول کافى، ج 1، ص 241 و 458; بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص‏153; مسند فاطمة الزهراء، عزیزالله عطاردى، چاپ اول، ص 281; بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج‏43، ص‏79.

7- اصول کافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص‏157; مسند فاطمة الزهراء، ص 282; بحارالانوار، ج‏43، ص 80 و ج‏26، ص 44 و ج‏47، ص 65.

8- بصائر الدرجات، ص‏156،157، 161; بحارالانوار، ج‏26، ص 40 و46 و 48; ج‏47، ص 271.

9- بحارالانوار، ج‏26، ص 42.

10- بحارالانوار، ج‏26، ص‏39.

11- جابر بن عبدالله پانزده سال پیش از هجرت در مدینه به دنیا آمد، از طایفه خزرجیان بود. او و پدرش عبدالله بن‏حرام از پیشتازان اسلام بودند. پدرش در جنگ احد به شهادت رسید. جابر از مسلمانان پیش از هجرت و از اصحاب با فضیلت رسول خدا(ص) بود که در19 غزوه، از جمله جنگ بدر در رکاب پیامبر(ص) حضور داشت و در جنگ صفین نیز در رکاب على(ع) جنگید. این محدث بزرگ شیعه در اواخر عمر نابینا شد و با همان حال، همراه عطیه عوفى در اولین اربعین به زیارت کربلا آمد. وى آخرین فردى بود که از حاضران پیمان عقبه بود. بدن او را به جرم دوستى اهل بیت، در زمان حجاج داغ نهادند و سرانجام در سال 78 هجرى قمرى، در سن نود و چند سالگى در حالى که نابینا بود از دنیا رفت و در بقیع به خاک سپرده شده. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص‏127).

12- رک: اصول کافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شیخ مفید، ص 210; مسند فاطمة الزهراء، ص‏286.

13- بحارالانوار، ج 25، ص‏117.

14- حدیث‏با تلخیص نقل شده. اصول کافى، ج 1، ص‏239; بصائر الدرجات، ص 151; بحارالانوار، ج‏26، ص 38.

15- بحارالانوار، ج‏26، ص 211.

16- امام حسن مجتبى(ع) پسرى داشت که نام او هم حسن بود و به همین سبب به او «حسن مثنى‏» مى‏گفتند. حسن مثنى در کربلا در خدمت امام حسین(ع) بود. مجروح شد و در میان مجروحین افتاده بود. بعد که به سراغ مجروحین آمدند، یک کسى که با او خویشاوندى مادرى داشت واسطه شد و متعرضش نشدند، خودش را معالجه کرد و خوب شد. بعدها با فاطمه دختر امام حسین(ع) ازدواج کرد و از این ازدواج فرزندانى به وجود آمد که یکى از آنها همین عبدالله است. عبدالله از طرف مادر نوه امام حسین(ع) از طرف پدر نوه امام حسن(ع) است. به همین جهت افتخار مى‏کرد و مى‏گفت من از دو طریق فرزند پیغمبرم و از دو راه فرزند فاطمه(س) هستم. لذا به او «عبدالله محض‏» مى‏گفتند یعنى خالص از اولاد پیغمبر. عبدالله در زمان امام صادق(ع) رئیس اولاد امام حسن(ع) بود چنانکه امام صادق(ع) رئیس و بزرگتر بنى‏الحسین بود. در جریانات سیاسى که در عصر امام صادق(ع) پیش آمد و عباسیان روى کار آمدند. در آغاز عبدالله بن حسن راه دیگرى رفت و گوش به سخن امام صادق(ع) نداد و پندها و سخنان امام را به حسادت حمل مى‏کرد! تا آنکه از بنى‏عباس و دیگران براى فرزندش بیعت گرفت و بنى‏عباس هم چون در ابتدا زمینه را براى خودشان فراهم نمى‏دیدند از وجاهت و موقعیت آل على استفاده کردند و با محمد پسر عبدالله به عنوان مهدى امت‏بیعت کردند. خواستند از امام صادق(ع) بیعت‏بگیرند ولى امام(ع) مخالفت کرد که مساله مهدى فعلا وقتش نیست، دروغ است. مهدى امت این نیست ولى تحت عنوان امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با ظلم حاضرم همکارى و بیعت کنم. (براى آگاهى بیشتر مراجعه کنید به سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مطهرى، از ص 124 به بعد).

17- بصائر الدرجات، ص‏153; بحارالانوار، ج‏26، ص 40.

18- رک، لسان العرب، ج 10، کلمه صحف و مفردات راغب.

19- حدیث قسمتى از حدیثى است که در پاورقى 14 منابع آن ذکر گردیده است.

20- بحارالانوار، ج‏26، ص 40.

21- بصائر الدرجات، ص‏156.

22- اصول کافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 150 و 154; بحارالانوار، ج‏26، ص‏37.

23- بصائر الدرجات، ص‏159; مسند فاطمة الزهراء(س)، ص 292; بحار، ج‏26، ص‏47.

24- بصائر الدرجات، ص 154 و 160; بحار، ج‏26، ص‏46.

25- بقره، 2،269.

26- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 290 و 291. البته با کمى تلخیص نقل شده است.

× امکان ذخیره‏سازى و بازیابى حجم بالاى اطلاعات در دیسک‏هاى CD لیزرى با سرعت مافوق تصور، شاهد خوبى بر این است که مى‏توان در جایگاه محدودى این حجم بالاى اطلاعات را ذخیره نمود.

27- قسمتى از حدیثى است که منابع آن در پاراگراف‏6 نقل شده است.

28- قسمتى از حدیثى است که منابع آن در پاورقى‏7 ذکر شده است.

29- بصائر الدرجات، ص 150; اصول کافى، ج 1، ص 240، بحار، ج‏26، ص‏37.

30- بصائر الدرجات، ص‏157 و 161، بحار، ج‏26، ص‏46.

31- اصول کافى، ج 1، ص 241; بصائر الدرجات، ص‏157 و158.

32- زنادقه جمع زندیق است و زندیق در اصطلاح به مسلمان ملحدى گویند که تفسیرهاى او از نصوص شرعیه قرآن و سنت، موجب گمراهى مسلمانان گردد. کلمه زندیق، از ریشه پهلوى زندیک مى‏آید که به معنى مفسر «اوستا» کتاب زرتشت است و چون مانویان و مزدکیان جرات اظهار عقاید دینى خود را نداشتند به تفسیر اوستا پرداخته و مى‏گفتند: منظور ما از این سخنان شرح و تفسیر اوستا مى‏باشد، از آن جهت ایشان را زندیک نامیدند. زنادقه غالبا قائل به اباحه و شک در دین و نوعى آزاداندیشى و اغلب «ثنوى‏» بودند مانند صالح بن عبدالقدوس که قائل به دو اصل قدیم «نور» و «ظلمت‏» بود. زنادقه از اساس منکر خدا و ادیان بودند و طبقه‏اى بودند که تعهدى نداشتند و حتى در حرمین مکه و مدینه و در مسجد الحرام و مسجد النبى مى‏نشستند و حرفهایشان را مى‏زدند. البته به عنوان اینکه بالاخره فکرى است، شبهه‏اى است که براى ما پیدا شده و باید بگوییم زنادقه طبقه متجدد و تحصیل کرده آن عصر بودند که با زبانهاى زنده آن روز دنیا آشنا بودند، زبان سریانى را که در آن زمان بیشتر زبان علمى بود مى‏دانستند، بسیارى از آنها زبان یونانى و بسیارى ایرانى بودند و زبان فارسى مى‏دانستند و بعضى هم زبان هندى. بیشتر معتقدند که ریشه زندقه از مانویها است. (رک، فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشکور، ص 210; سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مطهرى، ص‏146).

33- آغاز حدیثى است که منابع آن در پاورقى‏7 ذکر شده است.

34- بصائر الدرجات، ص 161; مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292; بحار، ج‏26، ص 48 و156.

35- بحارالانوار، ج‏26، ص 18.

36- اصول کافى، ج 1، ص 242، بحار، ج‏26، ص 155.

37- محمد بن‏عبدالله بن‏حسن معروف به «نفس زکیه‏» که به عنوان مهدى است‏با او بیعت‏شد و خودش هم باورش شده بود که مهدى است. ولى امام صادق(ع) مخالفت کرد که دروغ است، مهدى امت ایشان نیست و امام(ع) پیش‏بینى کرد که فرزندان عبدالله بن‏حسن به دست منصور دوانقى کشته مى‏شوند و آنهایى که حکومت مى‏کنند نه عبدالله و فرزندان او. طولى نکشید که پیش‏بینى امام محقق شد و حکومت‏به دست ابوالعباس سفاح و برادرانش افتاد و محمد بن‏عبدالله (نفس زکیه) توسط منصور کشته شد. (براى توضیح بیشتر از جریانات سیاسى این عصر رجوع کنید به سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مطهرى، ص‏133 به بعد).

38- اصول کافى، ج 1، ص 242.

39- بحارالانوار، ج‏26، ص‏156 و ج‏47، ص 32.

40- اصول کافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شیخ مفید، ص 210. این صحیفه به نقل‏هاى دیگرى نیز رسیده است که در یکى از نقل‏ها علاوه بر اسامى ائمه معصومین(ع) نام مادر هر یک از امامان نیز ذکر شده است. (مسند فاطمة الزهراء، ص 248)

41- وصیت‏نامه سیاسى الهى امام خمینى(ره)، ص‏3. منظور حضرت امام از کلمه صحیفه همان مصحف فاطمه است که به معناى کتاب است. گرچه صحیفه چیزى است که در آن مى‏نویسند و از مجموعه صحیفه نوشته شده، کتاب حاصل مى‏شود ولى خود صحیفه نیز به معناى کتاب آمده است (ر.ک، لسان‏العرب، ج‏7، ص 291) چنانچه به مجموعه دعاهاى امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، و به مجموعه سخنرانیها، بیانیه‏ها و اعلامیه‏هاى حضرت امام راحل(ره)، صحیفه نور، گفته مى‏شود.

42- بصائر الدرجات، ص 158; بحار، ج‏26، ص‏47.

43- همان، ص 154; بحار، ج‏26، ص 45.

44- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292.

علامه آقابزرگ تهرانى در الذریعه، ج 21، رقم 4248 از مصحف فاطمه(س) نام برده و مى‏نویسد: مصحف فاطمه از امانات امامت است که در نزد امام و مولایمان صاحب‏الزمان(عج) موجود است.


 
مصحف فاطمه«س» چیست؟
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

مصحف فاطمه«س» چیست؟

سؤال: گویند حضرت فاطمه(س) کتابی به نام مصحف دارد، که قرآن جامع همان است، و در دست امامان(ع) دست به دست می گشته، و اکنون در نزد حضرت مهدی آل محمد(عج) است، و هنگام ظهور، آن را آشکار می سازد، آیا این مصحف با قرآنی که در همه جا در دسترس ماست، فرق دارد؟

پاسخ: قرآنی که اکنون در همه جا در دسترس است، تحریف و کم و زیاد نشده، بلکه همان قرآنی است که با املاء پیامبر اکرم(ص) نوشته شده و تنظیم گشته است، و شخص پیامبر(ص) در نام گذاری سوره ها و تقسیم قرآن به 114 سوره، و تنظیم آن به همین صورت فعلی نظارت کامل داشته است. ولی مصحف فاطمه زهرا(س) کتاب دیگر با محتوای دیگر است، و هیچ گونه تضادی با قرآن ندارد. توضیح این که، مطابق روایات، مصحف فاطمه(س) کتاب مخصوصی است با مطالبی که آن مطالب از ناحیه فرشته مخصوص یا جبرئیل به حضرت فاطمه(س) القاء شده، و حضرت علی(ع) آن را نوشته و تدوین کرده است، در این کتاب سخنی از حلال و حرام نیست، بلکه مشتمل بر حوادث غیبی آینده و اسرار آل محمد(ص) است، و در نزد امامان(ع) دست به دست می گشته، و اکنون در نزد حضرت مهدی(عج) است و هنگام ظهور آن را آشکار می سازد، بناب راین نسبت فوق نارواست. در این راستا نظر شما را به چند روایت زیر جلب می کنیم:

1- شیخ کلینی به سند خود از ابوعبیده نقل می کند: که یکی از اصحاب از امام صادق(ع) پرسید:

 

«مصحف فاطمه(س) چیست؟»

 

امام صادق(ع) پس از سکوت طولانی فرمود: «فاطمه(س) 75 روز بعد از رسول خدا(ص) زنده بود، و در این ایام از فراق پدر، بسیار غمگین بود. جبرئیل نزد فاطمه(س) می آمد، و او را دلداری می داد و احوال و مقام های پدرش را برای او بیان می کرد، و از حوادث آینده و غیبی در مورد ظلم های دشمنان به فرزندانش به او خبر می داد، حضرت علی(ع) آن مطالب را می نوشت، و آن (مجموعه) نوشته شده، همان مصحف فاطمه(س) است.»1

2- روزی یکی از شاگردان امام صادق(ع) به نام حماد بن عثمان در محضر آن حضرت بود، سخن از مصحف فاطمه(س) به میان آمد، حماد می گوید: از آن حضرت شنیدم درباره مصحف فاطمه(س) چنین فرمود: «هنگامی که رسول خدا(س) رحلت کرد، فاطمه(س) بسیار اندوهگین شد که اندازه آن را کسی جز خدا نداند، در این هنگام فرشته ای به حضور فاطمه(س) می آمد، فاطمه(س) را دلداری می داد، و با او هم سخن می شد، فاطمه(س) حاضر شدن فرشته را احساس می کرد، و صدایش را می شنید، ماجرا را به حضرت علی(ع) خبر داد، حضرت علی(ع) به فاطمه(س) فرمود: «وقتی که حضور فرشته را احساس کردی و صدایش را شنیدی، به من بگو.» آنگاه فاطمه(س) به حضرت علی(ع) خبر می داد، حضرت علی(ع) نزد فاطمه (س) می آمد و هرچه (از فاطمه یا از فرشته) می شنید، می نوشت. تا آن که از آن نوشته ها مجموعه ای به نام مصحف، تدوین شد، در آن مصحف چیزی از حلال و حرام نیست، بلکه در آن از حوادث (غیبی) آینده، خبر داده شده است.»2

3- امام صادق(ع) در سخن دیگری فرمود: «مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، معتقد نیستم که در آن، چیزی از قرآن باشد، آنچه را که مردم به آن نیاز دارند در این وجود دارد، و ما به کسی احتیاج نداریم، در آن مصحف، حتی مجازات یک تازیانه و نصف تازیانه و یک چهارم تازیانه و جریمه خراش هست.»3

4- امام صادق(ع) در ضمن گفتار و احتجاج در رد مخالفان فرمود: «اگر آنها راست می گویند، مصحف فاطمه(س) را که وصیتش در آن است، و سلاح پیامبر(ص) نیز همراه آن است بیرون آورند.»4 یعنی مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، و وصیت حضرت زهرا(س) که در آن مصحف ذکر شده مخالفان را تکذیب می کند.

5- فضیل بن سکره می گوید: به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شدم، به من فرمود: آیا می دانی که اندکی قبل چه چیزی را مطالعه می کردم؟ گفتم: نه، فرمود: به کتاب فاطمه (س) می نگریستم، نام همه سلاطین که در زمین فرمان روایی می کنند و همچنین نام پدران آنها در آن، ذکر شده است، ولی من از نوادگان امام حسن(ع) (و زمامداری آنها) چیزی را در مصحف ندیدم.»5

از این روایات فهمیده می شود، که مصحف فاطمه(س) کتابی غیر از قرآن است، و حاوی مطالبی از اخبار آینده و اسراری است که توسط جبرئیل یا فرشته دیگر به حضرت فاطمه(س) القاء شده، و نیز مشتمل بر وصیت حضرت زهرا(س) می باشد که حضرت علی(ع) آن مطالب را تنظیم و تدوین نموده است، و این مصحف در نزد امامان(ع) می باشد. بنابراین آنچه بعضی به شیعه نسبت داده اند که مصحف فاطمه(س) در نزد شیعیان همان قرآن حقیقی است و امام عصر(عج) هنگام ظهور، آن را آشکار می کند، و آن غیر از این قرآنی است که در دست رس مسلمانان می باشد، نسبت بیهوده و ناروا است. به نقل از: پاسدار اسلام- ش246

 

پی نوشت ها:

1- اصول کافی، ج1، ص241، حدیث.50

2- همان، ص240، حدیث.2

3- همان، حدیث.3

4- همان، ص241، حدیث.4

5- همان، ص242، حدیث8


 
در چه زمانى مصحف فاطمه نازل شد؟
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

در چه زمانى مصحف فاطمه نازل شد؟

از سخنان اهل‏بیت عصمت و طهارت استفاده مى‏شود که مصحف فاطمه بعد از رحلت رسول خدا که فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام به شدت محزون بود، (در طول هفتاد و پنج روز مدت زندگى آن حضرت بعد از پدرش)، نازل شده است.
حضرت امام صادق علیه‏السلام در این باره مى‏فرمایند:
ان فاطمه علیهاالسلام مکثت بعد رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله خمسه و سبعین یوما و کان دخلها حزن شدید على ابیها و کان یاتیها جبرئیل فیحسن عزاها على ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن ابیها و مکانه و یخبرها بما یکون بعدها فى ذریتها و کان على علیه‏السلام یکتب ذلک فهذا مصحف فاطمه.(1)
به یقین فاطمه علیهاالسلام بعد از پدرش تنها هفتاد و پنج روز در این جهان زندگى کرد و در طول آن مدت غمها و غصه‏هاى زیادى را تحمل نمود.
جبرئیل در آن ایام به طور مرتب به حضور فاطمه علیهاالسلام نازل مى‏شد و او را در عزاى پدر تسلیت مى‏گفت و از مقام و جایگاهش در آن سوى جهان با خبر مى‏ساخت و همچنین از اوضاع آینده‏ى دنیا و سرنوشت بچه‏هایش آگاه مى‏نمود و على علیه‏السلام آنها را مى‏نوشت و همه‏ى اینها مصحف فاطمه علیهاالسلام را تشکیل مى‏داد.
و در یک حدیث دیگرى امام صادق علیه‏السلام مى‏فرمایند:
مصحف فاطمه ما فیه شى‏ء من کتاب اللَّه و انما هو شى‏ء القى علیها بعد موت ابیها. (2)
در مصحف فاطمه چیزى از آیات قرآن نیست، بلکه آن مصحفى است که بعد از فوت پدرش به او داده شده است.
و بالاخره در حدیث سومى از امام جعفر صادق مى‏خوانیم:
ان اللَّه تعالى لما قبض نبیه صلى اللَّه علیه و آله دخل على فاطمه علیهاالسلام من وفاته من الحزن ما لایعلمه الا اللَّه عز و جل فارسل الیه ملکا یسلى غمها و بحدثها فشکت ذلک الى امیرالمؤمنین علیه‏السلام فقال علیه‏السلام: اذا احسست بذلک و سمعت الصوت قولى لى فاعلمته بذلک فجعل امیرالمؤمنین یکتب کلما سمع حتى اثبت من ذلک مصحفا... (3) خداوند چون رسول خدا را قبض روح کرد، فاطمه‏ى زهرا از این جهت به شدت محزون گشت که جز خدا کسى از درد دل او خبر نداشت.
لذا ملکى را به سوى او فرستاد، تا وى را تسلیت گفته و با او گفتگو کند.
فاطمه علیهاالسلام این موضوع را به اطلاع على علیه‏السلام رسانید، آن حضرت فرمود: هرگاه چنین احساس کردى مرا با خبر کن. بدین صورت فاطمه على علیه‏السلام را از آمدن ملک با خبر مى‏ساخت، و على علیه‏السلام گفتگوها را مى‏نوشت. از این طریق مصحف فاطمه به وجود آمد. از این احادیث استفاده مى‏کنیم که مصحف فاطمه در طول هفتاد و پنج روز زندگى مصیبتبار فاطمه بعد از رحلت پدر بزرگوارش به تدریج نازل شده و امیرالمؤمنین آن را نوشته و به نام مصحف فاطمه علیهاالسلام نامگذارى گردیده است.
در مجموع، از مطالب استفاده مى‏کنیم که مصحف فاطمه از جانب خدا توسط پیک وحى (جناب جبرئیل) به فاطمه علیهاالسلام القاء شده و اوضاع آینده جهان و اخبار غیبى در مورد سرنوشت فرزندان فاطمه علیهاالسلام و جنایات خلفا و پادشاهان ستمگر و سایر مسائل غیر فقهى در آن به ثبت رسیده و آن کتاب جزو ودایع امامت، هم‏اکنون در محضر امام زمان- عجل اللَّه تعالى فرجه- مى‏باشد.

جامعه و جفر چیست؟

پیشوایان معصوم ما داراى علومى بودند، که از قدرت سایر افراد خارج است و از جمله منابعى که در دست آنان بود و از آنها در این زمینه استفاده مى‏کردند عبارت بود از:
1- جامعه 2- جفر 3- مصحف فاطمه.

جامعه چیست؟
آنچه از روایات اهل‏بیت علیهم‏السلام استفاده مى‏شود؛ جامعه کتابى است بسیار مفصل که جبرئیل امین آن را بر قلب مبارک رسول خدا نازل نموده و سپس آن حضرت همه‏ى آنها را بر امیرالمؤمنین املا فرموده و على علیه‏السلام نیز آن را نوشته، که تمام وقایع جهان از اول تا آخر و احکام مورد نیاز جامعه در برمى‏گیرد. این کتاب به قدرى بزرگ و جامع است که طول آن هفتاد ذراع و به عرض چرمهاى معمولى مى‏باشد. در این زمینه توجه شما را به یک روایت از امام صادق علیه‏السلام جلب مى‏کنم:
قال الصادق علیه‏السلام: ان عندنا الجامعه، و قال ابوبصیر: جعلت فداک و ما الجامعه؟ قال: صحیفه طولها سبعون ذراعإ؛ ّّ بذراع رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و املائه و حظ على بیمینه، فیها کل حلال و حرام و کل شى یحتاج الناس الیه حتى الارش فى الخدش و ضرب بیده الى فقال: تاذن لى یا ابا محمد؟! قال: قلت جعلت فداک انما انا لک فاصنع ما شئت، قال: فغمزنى بیده و قال: حتى ارش هذا...
ابوبصیر از شاگردان امام صادق از آن حضرت سؤال کرد: فدایت شوم «جامعه»
چیست؟حضرت فرمودند: کتابى است که طول آن هفتاد ذراع به مقدار ذراع مبارک پیامبر، آن را پیامبر خدا املا فرموده و على نیز با دستش نوشته و شامل تمام حلال و حرام و احکام خدا و هر آنچه مردم به آن نیاز دارند مى‏باشد، حتى دیه‏ى کوچکترین خراش نیز در آن آمده است. ابوبصیر مى‏گوید: در این هنگام امام علیه‏السلام با دستش مرا زد و فرمود: مرا اجازه مى‏دهى؟ گفتم: من در اختیار شما هستم، آنگاه با دست خود مرا مختصر فشارى داد و اظهار داشت. در «جامعه» حتى دیه این کار نیز آمده است. (4)

جفر چیست؟
در روایات آمده است که «جفر» ظرفى است از پوست به وسعت پوست گاو که پر از علم خاص است و آن در پیش ائمه‏ى اطهار علیهم‏السلام مى‏باشد و شامل دو بخش است:جفر سفید و جفر سرخ.
جفر سفید شامل آن بخش ودایع خاص امامت است که از تورات، انجیل، زبور، صحف ابراهیم و سایر علوم انبیا و اولیا تشکیل گردیده است.
و اما جفر سرخ شامل سلاحهاى مخصوص پیامبر مى‏باشد که با آنها در راه خدا جهاد نموده و از اسلام و مسلمین دفاع فرموده است. از قبیل: شمشیر، زره و غیر آنها... (5)

پی نوشت ها:

1ـ بحارالانوار، ج 26، ص 41، ح 72- کافى، ج 1، ص 241، ح 5 و ص 458، ح 1- بصائر، ص 153 ح 6- عوالم، ج 11، ص 188.
2ـ بصائرالدرجات، ص 159، ح 27.
3ـ اصول کافى، ج 1، ص 240، ح 2- بحار، ج 26، ص 44، ح 77 و ج 43، ص 80، ح 68- بصائر ص 157، ح 18.
4ـ اصول کافى، ج 1، ص 239، ح 1- بصائر الدرجات، ص 152، ح 3- بحارالانوار، ج 26، ص 38 ح 70.
5ـ براى اطلاع بیشتر مى‏توانید به کتابهاى: اصول کافى جلد اول از صفحه 238 تا 242 - بحارالانوار جلد 26 از صفحه 18 تا 66 - بصائر الدرجات از صفحه‏ى 142 تا 161 و سایر کتابهاى معتبر مراجعه فرمایید.


 
از جشن گرفتن در عاشورا و جواز همبستری با همسر مرده تا خوردن گوشت جن
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:
از جشن گرفتن در عاشورا و جواز همبستری با همسر مرده تا خوردن گوشت جن +تصاویر 18

از آغاز بحران سوریه و جنگ چند ملیتی در این کشور چهار سال می‌گذارد.در طول چهار سال جنگ، علاوه بر کشتارها، ویرانی‌ها و خساراتی که به ملت و دولت سوریه وارد شده است، بعد دیگری از افراطی‌گری و بازگشت به دوران جاهلیت نمایان شده است، رفتارهایی مانند بریدن سر انسان‌های بی‌گناه و تبدیل سر آن‌ها به توپ فوتبال، خوردن گوشت قربانیان، تجاوز گسترده به زن‌های سوریه و صدور فتواهای عجیب توسط مفتی‌های وهابی.

از جشن گرفتن در عاشورا و جواز همبستری با همسر مرده تا خوردن گوشت جن +تصاویر 18

با این رفتارهای غیر انسانی تروریست‌ها در بحران سوریه، چهره واقعی تکفیری‌ها بیش از پیش برای دنیای اسلام مشخص شد.

همزمان با آغاز جنگ و بحران سوریه، تروریست‌های خارجی با عنوان جهادگر(!) علیه دولت بشار اسد به پا خاستند و تاکنون اقدامات شنیع و غیر قابل باوری انجام داده‌اند، اقداماتی که تصور آن‌ها در قرن بیست و یکم بسیار سخت است. به‌گونه‌ای که اگر رفتارهای محیرالعقول و اقدامات وحشیانه تروریست‌های تکفیری در واقعیت سوریه رخ نمی‌داد، کمتر کسی حوادث رخ داده در سوریه را باور می‌کرد.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

تروریست‌های تکفیری "داعش" و "جبهه النصره" که با پول چند کشور مرتجع منطقه و حمایت گسترده رسانه‌ها و دولت‌های غربی در سوریه مشغول به قتل عام مردم بوده و حتی گستره خود را به تازگی به عراق هم کشانده‌اند، چنان رفتارهای وحشیانه‌ای انجام داده‌اند که حامیان خود از جمله عربستان، ترکیه، قطر و کشورهای غربی را مجبور به تجدید نظر درباره اوضاع سوریه کرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان غربی در حال حاضر تمایل به بقای حکومت بشار اسد دارند تا سقوط آن.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

تروریست‌های تکفیری چگونه تحریک می‌شوند؟/ تحریک افراطیون توسط مبلغین تکفیری

اما سوالی که مطرح می‌شود، این است که تروریست‌ها با چه انگیزه‌ای و چه قوه محرکی هزاران کیلومتر را جهت سقوط دولت اسد طی می‌کنند؟

در دی ماه سال 1392، دفتر نمایندگی سوریه در سازمان ملل در یادداشت اعتراض آمیز خود به دبیرکل این سازمان از نقش مخرب مفتی‌ها و مبلغان تندروی سعودی در سوریه و اقدامات آنها در تحریک تروریست‌ها به کشتار ملت این کشور خبر داد.

تکفیری‌ها تنها از کشورهای عربی منطقه مانند عراق‌ و عربستان و اردن و لیبی و غیره وارد سوریه نمی‌شوند، بلکه براساس تصاویر و اخبار منتشره و آمارهای موثق، تروریست‌های بسیاری از کشورهای اروپایی مانند انگلیس، آلمان و بویژه فرانسه نیز به سوریه آمده‌اند.

در یادداشت اعتراضی دفتر نمایندگی سوریه در سازمان ملل، مبلغان سعودی به تحریک تروریست‌ها جهت ارتکاب اقدامات خشونت‌آمیز و قتل و کشتار در سوریه متهم شده‌اند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

دفتر نمایندگی سوریه در سازمان ملل متحد با ارائه فهرست اسامی مبلغان سعودی تصریح کرد: این مبلغان از طریق ایراد خطبه در مساجد عربستان، تروریست‌های کوردل را به کشتن طرفداران مذاهب مختلف اسلامی تحریک و ترغیب می‌کنند.

تکفیری‌ها، چهارپایانی را در قالب انسان به سوریه فرستاده‌اند

ولید معلم وزیر خارجه سوریه که در کنفرانس ژنو دو جهت مذاکره با مخالفان سوریه شرکت کرده بود، در سخنانی صریح و شفاف به انتقاد از برخی رفتارها و سیاست‌ها پرداخت.

ولید معلم اظهار داشت: متاسفم که کنفرانس ژنو 2 با حضور کسانی برگزار می‌شود که دستشان به خون ملت سوریه آلوده است،تکفیری‌ها، چهارپایانی در قالب انسان به سوریه فرستاده‌اند. برخی از همسایه‌های سوریه در این بحران چون چاقو در بدن ملت سوریه بودند چگونه می‌توان از بیگانگان انتظار داشت که درخواست‌های ملت ما را اجابت کند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

وی افزود: یک تروریست چچنی، سعودی و یا ترکیه‌ای چگونه می‌تواند درخواست ملت سوریه را جامه عمل بپوشاند در حالی که در کشور ما،مردان روبروی فرزندانشان تحت عنوان انقلاب، سر بریده می‌شوند. تحت عنوان انقلاب بزرگ، سازمان‌ها منفجر و زنان حلال می‌شوند، نبش قبر می‌کنند، سرها قطع و مردم ذبح می‌شوند.

معلم به عنوان نمونه به جنایت منطقه "عدرا العمالیه" اشاره می‌کند و می‌گوید: بله ای آقایانی که اغلب شما پدر هستید، چگونه کسی می‌تواند تصور کند که با شعار آزادی یک سریانسان‌نما، پدری ترجیح دهد برای حمایت خانواده‌اش از شر این وحشی‌ها، خود زن و فرزندانش را پیشاپیش بکشد. این اتفاقی است که در عدرا افتاد، عدرایی که بیشتر شما از آن چیزی نشنیدید، بیگانگان آن را اشغال کردند، کشتند، سر بریدند، تجاوز و غارت کردند... این همان اتفاقی است که در بسیاری مکان‌های دیگر اتفاق افتاد و انگشت اتهام به سوی دولت سوریه نشانه رفت. هیچ وقت در اینچنین موقعیت دشواری در قبال ملت سوریه قرار نگرفته بودم، حال نمی‌خواهم این فرصتی که نصیب من شده را از دست بدهم.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

در گزارش زیر، مقدمه‌ای بر تکفیری‌ها به‌طور کلی و برخی از فتاوی مضحک و قابل تامل آن نگاشته شده است.

در ادامه به اقدامات بعضا عجیب و فتاوی مفتی‌های وهابی در سوریه پرداخته خواهد شد.

فرقه ضاله وهابیت

"فرقه ضاله وهابیت" از جمله فرقه‌های نوپدیدی است که در حال حاضر پایگاه اصلی آن‌ها در عربستان می‌باشد و به گونه‌ای سیطره و جایگاه محکمی دارند که می‌توان ادعا کرد حکومت آن کشور را کاملا در دست دارند و از این رهگذر و بهره‌مندی از امکانات و ثروت فراوان آنجا برای گسترش تفکر واندیشه وهابیت، فعالیت‌های شدید و گسترده‌ای را داشته و دارند.

وهابیان، اکثر مسلمانان غیر خود را مشرِک و کافر قلم داد نموده و حتى آن‌ها را واجب‌القتل می‌دانند و مبارزه با مسلمانانِ مشرک و کافر! را به عنوان "جهاد در راه خدا" و در واقع نوعى اعلام جنگ به سرتاسر جهان اسلام و پیروان مذاهب اسلامى نمودند!

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

برخی از فتواهای مفتی‌های وهابی به شرح زیر است؛

پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می‌شود!!

پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می‌شود

همبستر شدن با همسر مرده حلال است

فتوای جنجال برانگیز دیگری که شیخ عبد الباری الزمزمی، رئیس انجمن مطالعات و تحقیقات در مغرب صادر کرد، این است که هم بستری مرد با همسرش که تازه فوت کرده است، مجاز است!

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

خوردن سمبوسه حرام است

جنبش الشباب‌المجاهدین (جوانان مبارز) در سومالی با صدور فتوایی اعلام کرد خوردن سمبوسه به علت شکل سه ضلعی آنکه مشابه ثالوث مقدس مسیحیان است، حرام است.

خوردن گوشت جن جایز است؛

"محمد الزغبی" مبلغ مصری با صدور فتوایی، خوردن گوشت جن را درصورت دسترسی به آن مجاز دانست.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

کسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، شهید است

شیخ احمد ابویوسف، رییس مرکز ارشاد مذهبی در وزارت دیانت مصر، در پاسخ به استفتای مردی که پرسیده بود، نظر اسلام در مورد مرد مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد چیست؟ پاسخ داد: هرکسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، از نظر اسلام شهید به حساب می‌آید!

 

خطر شیعیان نسبت به اسلام بیشتر از یهود و نصاری است

به تازگی بر روی شبکه‌های اینترنتی اجتماعی متن فتوای یکی از مفتیان کینه توز وهابی به نام "ناصر العمر" در مورد شیعیان پخش شده است، این مفتی در سوالی با این مضمون" خطر شیعیان نسبت به اسلام بیشتر از یهود و نصاری است، برای نجات امت اسلام چگونه این طایفه را ریشه کن کنیم؟" این چنین پاسخ می‌دهد:

در ابتدا باید بدانیم که شیعیان جز با یک حکومت اسلامی جهادی ریشه کن نمی‌شوند، شیعیان بعد از برپایی حکومت اسلامی مذکور دو راه دارند:یا اینکه اسلام را بپذیرند! یا اینکه سر بریده شوند، اگر اصرار کردند بر مذهب خود باقی بمانند با آنها باید این چنین برخورد کنید:

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

اول:همه شیعیان را چون سر بریدن گوسفند، سر ببرید تا خون سر تا پای آنها را فرا بگیرد، و چه منظره بدیعی است زمانی که تو می‌بینی اجساد شیعیان در دریایی از خون شناورند و صدای امواج خون رافضی گوش‌هایت را نوازش می‌دهد و جنازه‌هایشان، چشم‌هایت را به وجد می‌آورد.

دوم: زنان آن‌ها را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید.

سوم:کودکان شیعه را به فراگیری تعلیمات اسلامی صحیح وا دارید و توحید و عقیده را به آنها آموزش دهید، و به آنها آموزش‌های نظامی دهید تا در فتوحات اسلامی از آنها استفاده شود.

چهارم: معابد و ضریح‌های شرک آلود شیعه را نابود و ویران کنید.

پنجم: خانه‌های آن‌ها را تفتیش کنید و کتاب‌های شرک آلود آن‌ها را از بین ببرید.

ششم: روز عاشورا را جشن بگیرید و شیعیان را مجبور کنید درآن شرکت کنند.

هفتم: آن‌ها را مجبور کنید کودکان خود را با اسمائی مانندمعاویه، یزیدو... نامگذاری کنند.

فتوای مفتی‌های وهابی در سوریه

پس از ورود تروریست‌های تکفیری به سوریه، مفتی‌های تکفیری که میدان را برای القای تفکرات منحط و غیر عقلانی خود باز می‌دید، جانی دوباره گرفته و صدور فتواهای عجیب و غریب خود را این بار با موضوع سوریه را آغاز کردند.

یکی از جنجال‌برانگیزترین، فتواهای مفتی‌های تکفیری "فتوای "جهاد نکاح" بوده است. فتوایی که توسط محمد عریفی مفتی سعودی صادر شد و باعث گسیل بسیاری از زنان و دختران عربی و حتی اروپایی به سوریه شد.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

براساس این فتوا که آن را به مفتی تندرو "محمد العریفی” نسبت می‌دهند، دختران 14تا 16 ساله و یا "زنان مطلقه”، اگر برای رفع نیازهای شورشیان سوری به این کشور سفرکنند، ثواب آن‌ها بهشت است.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)
 

 

 

 

 

زنان آواره سوریه را به کنیزی بگیرد

بر اساس ویدیویی که در سایت‌های اجتماعی از جمله یوتیوب منتشر شده، یک شیخ اردنی به نام یاسر العجلونی مدعی شد بر اساس یک "فتوای شرعی" به کنیزی گرفتن زنان سوری که در جریان نبردهای جاری در این کشور به اردن پناهده شده‌اند جایز می‌باشد وهرگونه بهره‌برداری جنسیاز آن‌هاجایز است.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

العجلونی در توجیه صدور این فتوای خود گفته است: به خاطر کثرت زنان پناهنده اهل سوریه و کم بودن مردان در اردن باید راه چاره‌ای برای این معزل پیدا کرد و آن ازدواج به صورت ملک یمین است.

براساس این فتوا، هرمرد می‌تواند با بیش از 50 زن ازدواج کند ولی ازدواج بیش از چهار زن را مشروط به ازدواج با پناهدگان زن سوری دانسته است.

فتواهای شیخ دلقک برای براندازی نظام سوریه

شیخ عرعور در میان کسانی که هوادار او هستند و منتسب به جریان‌های دینی مانند اخوان المسلمین [سوریه] هستند، دارای القابی مانند شیخ انقلاب یا فرمانده میدانی است. این‌ها، شیخ را رکن اساسی ارکان انقلاب می‌دانند و دستورات اوست که اتفاقات را ایجاد می‌کند و به عقیده خودشان سبب جریان آن در مسیر درست می‌شود.

آراء و نظرها درباره تاثیر شیخ عرعور هر چه که باشد، معروف است که الله اکبر گفتن برای براندازی نظام سوریه، از ساخته‌های اوست. به طوری که از هواداران خود خواست تا نیمه‌شب هر شب الله اکبر بگویند و به مدت 40 شب مداومت کنند تا نظام سوریه سقوط کند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

مخالفان به این نسخه عمل کردند و 40 شب را هم اجرا کردند ولی نظام سقوط نکرد تا اینکه این نسخه یکی از ویژگی‌های مخالفان سوریه شد و فرق نمی‌کرد که گرایش‌ آنان به سوی لیبرال‌هاست یا دین‌گراها یا لائیک‌ها.

پس از نسخه الله اکبر،‌ شیخ عرعور نسخه قابلمه‌ کوبی تجویز کرد و از هواداران خود خواست تا در اوایل بحران در سوریه، در بالکن‌های منازل خود یا در خیابان‌ها بر پشت قابلمه‌ها بکوبند و بیشترین سر و صدا را تولید کنند و به آنان وعده کرد که این سر و صدا در سرنگونی نظام سوریه تأثیر خواهد داشت.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

 

 

 

عرعور: شیعیان کشته و جسد آنها جلوی سگ‌ها انداخته شود

به گزارش شیعه نیوز، "عدنان عرعور" که نماد فرقه ضاله وهابیت به شمار می‌رود و در برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به شدت به تشیع اهانت می‌کند، در اظهارات خود در یک نوار ویدئوئی شیعیان سوریه را تهدید به قتل عامی وحشتناک می‌کند.

وی در تهدید خود می‌گوید: باید شیعیان کشته و جسد آنها جلوی سگ‌ها انداخته شود تا آ‌ن‌ها را بدرند
.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

عرعور در میان معارضان سوریه

نان‌های فانتزی کروسانت حرام هستند

هیئت شرعی شهر حلب در سوریه به حرمت خوردن نان‌های فانتزی "کروسانت" فرانسوی و اروپایی فتوا داد به خاطر اینکه ایننان‌ها دلالت بر استعمار می‌کنند و از طعام کفار هستند.

هیئت شرعی شهر حلب این فتوا را به فتوای علمای وهابی به نام‌های "عبدالمجید حسین" و "علی بن نایف" استناد می‌کنند که این دو می‌گویند کروسانت به معنای هلال در لغت فرانسوی است. چون پرچم مسلمانان هلال ماه بود این نان زمانی اختراع شد که عثمانی‌ها در فتح وین، شکست خوردند و اروپایی‌ها برای شادی در شکست عثمانی‌ها این نان که به شکل هلال است را ابداع کردند و چون به شکل هلال که شعار اسلامی و پرچم اسلام بود درست می‌شود خوردن آن حرام است و این نان زمانی پخت می‌شود که اروپایی‌ها برای پیروزی بر مسلمانان شادی کنند.

هیئت شرعی حلب در فتوای خود آورده است که از طعام کفار و تشبه به کفار در خوراک باید پرهیز گردد و نان فانتزی (کروسانت) را با نان‌های عربی باید تغییر داد.

 

یکی از اقدامات شنیعی که وهابیون علیه شیعیان مقدسات انجام می‌دهند تخریب قبور مقدس و زیارتگاه‌های شیعی است.

برای مثال تروریست‌های تکفیری در سوریه قبر عمار یاسر و اویس قرنی دو صحابی بزرگوار پیامبر(صلی الله علیه واله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام)، صحن آن را تخریب کرده و با شلیک‌های پیاپی موشک به دیوارهای حرم، بخش‌های زیادی از آن را منهدم کردند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

 

تروریست‌های سوریه در هر منطقه‌ای که پا می‌گذارند هر نماد شیعی را که توجه آن‌ها را جلب می‌کند از بین می‌برند. در همین راستا اماکن متبرک شخصیت‌های جهان تشیع مثل "حجر ابن عدی" را در تیررس حملات خمپاره‌ای و موشکی خود قرار دادند.

داعش از مسیحی‌ها جزیه می‌گیرد

تروریست‌های گروهک داعش با پخش اعلامیه‌هایی در مناطق مسیحی‌نشین شمال شهر استان رقه سوریه،با تمام مسیحیان اقلیت‌های دینی این منطقه اتمام حجت کرده و شروط داعش برای در امان ماندن آن‌ها از ذبح شدن را اعلام کردند.

همزمان با انتشار امان‌نامه تروریست‌ها، سخت‌گیری‌های مذهبی و تحت تعقیب قرار گرفتن مردم بدلیل اعتقاداتشان شدت گرفته است.

پیشنهاد بی‌شرمانه داعش به زنان مسیحی

گروه تروریستی دولت اسلامی در عراق و شام شرط عجیب برای مسیحیانی که نمی‌خواهند مسلمان شوند، اعلام کرد. گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) که در حال حاضر تسلط برخی مناطق شهر "رقه" سوریه را به دست گرفته است؛ خطاب به مسیحیان این شهر اعلام کرد که باید مسلمان شوند.

این گروه تروریستی خاطرنشان کرد: اگر اسلام آوردید که هیچ ولی اگر بر کفر خود اصرار ورزید با سه گزینه روبرو خواهید شد.

یاباید "مالیات سنگین پرداخت کنید"

یا "ذبح شوید"

و یا اینکه "یکی از فرماندهان داعش در منازل شما و در کنار همسرانتان به مدت یک هفته زندگی کند"(!).

 

 

"قوانین شرعی" داعش استان رقه سوریه

به گزارش روسیه الیوم، قوانین جدید اعلام شده از سوی گروه دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش،ممنوعیت شنیدن و خرید و فروش موسیقی و آلات آن،استعمال سیگار استو خاطیان بر اساس آنچه که "قوانین شرع" اعلام شده مجازات خواهند شد.

زنان باید روبنده و دستکش داشته باشند

زنان اجازه ندارند بدون همراهی با یکی از محارم مرد خود در انظار عمومی ظاهر شوند و حضور در خیابان‌ها در شب برای زنان ممنوع است.

به گفته دیده‌بان حقوق بشر سوریه در بیانیه داعش همچنین آمده است: هر زنی که به دستورات اخلاقی عمل نکند بر اساس قوانین شریعت مجازات شده و مرد محرم وی نیز به تناسب مجازات خواهد شد.

برخی دیگر از قوانین گروه تروریستی داعش از این قرار است که در بنرهایی در سطح‌ شهرهای اشغال شده آمده است:

نشستن زنان روی صندلی ممنوع است

پوشیدن هرگونه شلوار جین و تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع

همچنین کشیدن سیگار و قلیان ممنوع بوده و کسی که مرتکب آن شود، به قطع دو انگشت سبابه و وسط محکوم شده و در صورت تکرار، به ۸۰ ضربه شلاق محکوم و با ادامه آن اعدام خواهد شد.

آرایشگاه‌های مردانه باید بسته شود.


فوتبال با سر مردم سوریه

گروه‌های تروریستی فعال در سوریه تصویری را در صفحه توئیتر خود منتشر کردند که نشان می‌دهد اعضای این گروه‌ تا چه حد از اصول اولیه انسانیت دور شده‌اند.
عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)
در این تصویر، اعضای گروه داعش در حال فوتبال بازی کردن با سرهای بریده شده چند نفر از شیعیان سوری هستند.
عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

خدمات شرکت آدم‌سازی مصنوعی به تروریست‌ها

یک شرکت آدم‌سازی مصنوعی فرانسوی که زنان مصنوعی شبه انسان تولید می‌کند رسما اعلام کرده است جهت کمک به تخلیه روحیات و شهوات جنسی تروریست‌های سوریه زنان مصنوعی را رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.

 

این شرکت فرانسوی اعلام کرده است که در راستای حمایت از مخالفان رژیم بشار اسد زنان مصنوعی را برای تخلیه شهوات انسانی سربازان ارتش آزاد سوریه بصورت رایگان در اختیار آنها قرار می‌دهد و در گزارشی مفصل که یک مجله هرزه نگار فرانسوی آن را منتشر کرده است این اقدامش را علنی کرده است.

 

این شرکت همچنین اعلام کرده است که هیچ محدودیتی برای ارسال زنان مصنوعی ندارد و هر تعدادی که فرماندهان ارتش آزاد سوریه بخواهند در اختیار آنها قرار مید هند.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده صاحب این شرکت فرانسوی یکی از شیخ‌نشیان قطری است.


 
سخنان روشنگر حضرت زهرا(س) در ابعاد مختلف
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

سخنان روشنگر حضرت زهرا(س) در ابعاد مختلف

سخن آن حضرت در توصیف خداوند

موجودات را خلق نمود بدون آنکه از ماده‏اى موجود شود، و آنان را بدون هیچ مشابهى پدید آورد، با قدرتش آنها را خلق و با مشیتّش ایجاد نمود، بدون آنکه در ایجاد آن و پدید آوردنشان نیازى داشته، و در تصویرگرى آنها فائده‏اى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حکمتش و آگاهى بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسائى راه عبودیّت، و گرامى‏داشت دعوتش.
 

سخن آن حضرت در توصیف قرآن

با قرآن حجتّهاى فروزان الهى، و واجبات تفسیر شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهین روشن، و دلائل کافى، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشیده شده، و قوانین نوشته شده روشن مى‏شود.

نزد شما کتاب گویاى خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاى نهاد، که براهینش روشن و رازهایش آشکار، و ظواهرش نمایان، پیروانش مورد غبطه بوده، و آنان را بسوى بهشت رهنمون و شنیدن آن راه نجات است.

امور آن نمایان، و احکامش شکوفا، و نشانه‏هایش روشن، و محرمّاتش آشکار، و اوامرش هویدا است.

سخن آن حضرت در توصیف پدرش

خداوند پیامبر را براى پایان بخشیدن فرمانش، و به پایان رسانیدن احکامش، و تثبیت رحمت بیکرانش مبعوث کرد.

رسالت خود را با انذاز ابلاغ کرد، و از روش مشرکین دورى، با رؤساى آنان دشمنى و درگیر با آنان بود، با حکمت و پند نیکو بسوى پروردگارش رهنمون شد، بتها را سرنگون و گردنهاى زورمندان را به خاک مذلّت انداخت.

پدران این امت محمد و على علیهماالسلام هستند، اگر از آنان تبعیت کنند کژى‏هاى ایشان را برطرف، و آنان را از عذاب دردناک نجات مى‏دهد، و اگر پیروى ایشان را نمایند بهشت جاودان را ارزانى ایشان مى‏کند.
 

سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش

پدران دینیت- پیامبر و على علیهماالسلام- را با ناراحتى پدر نسبى‏ات خشنود ساز، ولى پدر نسبى‏ات را با ناراحتى آنان خشنود نکن، چرا که پدر

نسبى‏ات اگر ناراحت شود آنان او را با پاداش قسمتى از هزاران قسمت ساعتى از اطاعتشان خشنود مى‏سازند، و اگر پدران دینیت ناراحت شوند پدر نسبى‏ات قادر نیست که ایشان را خرسند سازند، چرا که پاداش طاعتهاى تمامى اهل دنیا با ناراحتى ایشان قابل مقایسه نیست.

سعادت و رستگارى، همه سعادتها و رستگاریها، حقانیت و واقعّیت سعادت و رستگارى در کسى است که على علیه‏السلام را در دوران زندگى و پس از شهادتش دوست داشته باشد.
 

سخن آن حضرت در کیفیت خلقتش

خداوند نورم را خلق فرمود، و آن تسبیح و تنزیه او را مى‏نمود، آنگاه آنرا در درختى از درختان بهشتى به ودیعت نهاد، که به سبب آن نور درخشان گردید، هنگامى که پدرم داخل بهشت شد، خداوند به او الهام کرد که میوه آن درخت رإ؛ ّّ بچیند و بخورد، پیامبر این کار را انجام داد، خداوند نورم را در صلب پدرم به ودیعت نهاد، آنگاه آنرا در رحم مادرم قرار داد، تا آنکه ایشان مرا به دنیا آوردند، و من از آن نور هستم، آنچه اتفاق افتاده، و آنچه اتفاق خواهد افتاد و آنچه نبوده است را مى‏دانم.

ما وسیله‏هاى الهى در میان مخلوقاتش، و خواص او، و تنزیه‏کنندگانش، و حجت او و وارثان پیامبرانش مى‏باشیم.
 

سخن آن حضرت در توصیف شیعه

اگر به آنچه تو را بدان امر نمودیم عمل کنى، و از آنچه نهى کردیم بازایستى، از شیعیان ما مى‏باشى، و در غیر اینصورت از آنان شمرده نمى‏شوى.
شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشت مى‏باشند، دوستان ما و دوستداران دوستان ما، و دشمنان دشمنان ما و کسانى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند از شیعیان ما شمرده نمى‏شوند، آنگاه که با او امر ما مخالفت نموده و از نواهى ما اجتناب نکنند، و با اینهمه در بهشت مى‏باشند، ولیکن بعد از آنکه با ناراحتى‏ها و گرفتاریها از گناهان پاک شوند، یا در موقفهاى قیامت با انواع دردها، یا در طبقه اول از جهنم قرار داده شوند و با عذابهاى الهى عقاب شوند، تا با محبت ما از آن نجات یابند و به حضور ما برسند.
 

سخن آن حضرت در فضیلت دانشمندان شیعه

زنى نزد آن حضرت آمده و گفت: مادر ناتوانى دارم که بعضى از مسائل نماز براى او مورد سؤال قرار گرفته است و مرإ؛ ّّ نزد تو فرستاده تا سؤال نمایم، آن حضرت پاسخ او را داد، دوباره پرسید پاسخ شنید، مرحله سوم پرسید باز پاسخ شنید، تا ده سؤال مطرح کرد و باز پاسخ خود را دریافت، در اینجا از کثرت سؤال خجالت کشید و گفت: اى دختر پیامبر دچار مشکل شدى، آن حضرت فرمود: سؤالاتت را مطرح کن- تا آنجا که فرمود:
از پدرم شنیدم که مى‏فرمود: دانشمندان شیعه در روز قیامت که محشور مى‏شوند به اندازه کثرت علومشان و جدّیتشان در ارشاد بندگان خداوند خلعتهاى کرامت بر آنان مى‏پوشانند، تا آنجا که بر بعضى از آنان میلیونها خلعت نور پوشانده مى‏شود- تا آنجا که فرمود:
اى کنیز، رشته ‏اى از آن خلعتها میلیونها بار برتر است از آنچه خورشید بر آن تابیده است. سخن آن حضرت در محبّتش به امت پدرش روایت شده:
آنگاه که شنید پدرش او را تزویج کرده و مهرش را مبلغى پول قرار داده، از پدرش خواست که مهرش را شفاعت گناهکاران امت او قرار دهد، آنگاه جبرئیل نازل شد و در دستش پارچه‏اى قرار داشت که روى آن نوشته بود: خداوند مهر فاطمه را شفاعت گناهکاران امت پدرش قرار داده است، هنگامى که آن حضرت به حال احتضار رسیده وصیت کرد که آن پارچه را روى سینه و زیر کفنش قرار دهند، و فرمود:
آنگاه که محشور گردیدم این پارچه را با دستم بلند کرده در مورد گناهکاران امت پدرم شفاعت مى‏نمایم.

سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش امام حسین علیه‏السلام

قاتل حسین علیه‏السلام در آتش دوزخ است.
زیان‏کار است امتى که پسر دختر پیامبرش را به شهادت مى‏رساند.
سخن آن حضرت در فضیلت درود فرستادن به ایشان
یزید بن عبدالملک از پدرش، از جدش روایت مى‏کند، که گفت: به خدمت آن حضرت رسیدم، ابتدا به سلام نمود، و فرمود: پدرم در زمان زنده بودن فرمود: هر که بر من یا بر تو سه بار درود فرستد داخل بهشت مى‏شود، او گوید: به آن حضرت گفتم: این مطلب در زمان زندگى پیامبر و شماست یا بعد از رحلت ایشان و شما؟ فرمود:
در زمان زندگى ما و بعد از رحلتمان از این دنیا.

سخن آن حضرت در آنچه محبوب آن حضرت است

از دنیاى شما سه چیز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره پیامبر، انفاق در راه خدا.
 

سخن آن حضرت در فضیلت قرائت بعضى از سور قرآن

خواننده سوره حدید و واقعه و رحمان در ملکوت آسمانها ندا کرده مى‏شود: تو ساکن بهشت فردوس مى‏باشى.
 

سخن آن حضرت در آداب غذا خوردن

در غذا خوردن دوازده ویژگى مى‏باشد که بر هر مسلمانى واجب است آنها را بداند، چهار ویژگى واجب، چهار ویژگى مستحب، و چهار ویژگى از ادب است.
اما واجبات آن: شناخت و رضایت و خشنودى، و نام خدا را بردن و شکر او را نمودن. و اما مستحبّات آن: شستن دست قبل از غذا، و نشستن بر طرف چپ، و خوردن به سه انگشت. و اما آنچه از ادب است: خوردن از جلوى ظرف غذا، و کوچک گرفتن لقمه، و جویدن زیاد، و کمتر نگریستن به چهره‏هاى مردم.
سخن آن حضرت در شدت عذاب جهنم
واى، واى، بر آنکه داخل آتش دوزخ شود.

سخن آن حضرت در تحریض به دعا نمودن بر مرده

از حضرت على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: به خانواده‏هاى خود دستور دهید تا در مورد مردگانتان سخن زیبا گویند، هنگام رحلت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله دختران بنى‏هاشم حضرت فاطمه علیهاالسلام را یارى مى‏نمودند، آن حضرت فرمود:
از ذکر مناقب و مفاخر بپرهیزید و بر شما باد به دعا کردن.
سخن آن حضرت در ترغیب به تلاوت قرآن و دعا در شب اول دفن
روایت شده: آن حضرت هنگام احتضار به حضرت على علیه‏السلام وصیت کرد و فرمود: هنگامى که از دنیا رفتم غسلم را به عهده گیر- تا آنجا که فرمود:- و بالاى سرم در حالى که روبرویم قرار دارى بنشین و بسیار قرآن بخوان و دعا بنما، زیرا آن ساعتى است که شخص مرده به همنشینى زنده ‏ها نیازمند است.

سخن آن حضرت در فضیلت شب قدر

روایت شده: در شب قدر آن حضرت نمى‏گذاشت افراد خانواده‏اش به خواب روند، و با کم غذا دادن به ایشان، آنان را بیدار نگاه مى‏داشت، و براى این منظور در روز قبل مواردى را آماده مى‏کرد، و مى‏فرمود:
محروم و زیانکار کسى است که از خیر شب قدر محروم باشد.

سخن آن حضرت در گرامى داشتن میهمان

روایت شده: مردى نزد پیامبر آمد و از گرسنگى شکایت کرد، آن حضرت فرمود: امشب چه کسى او را سیر مى‏کند، حضرت على علیه‏السلام فرمود: اى پیامبر من، آنگاه نزد حضرت فاطمه علیهاالسلام آمده و گفت: اى دختر پیامبر نزد تو چیزى هست؟ فرمود:
نزد ما غذائى جز غذاى کودکان باقى نمانده است، امّا ما میهمانمان را بر خود مقدم مى‏داریم. سخن آن حضرت در مقدم داشتن همسایه بر خود
از امام حسن علیه‏السلام روایت شده که فرمود: مادرم حضرت فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعه‏اى در محراب عبادت دیدم، همواره در رکوع و سجود بود، تا آنکه طلوع فجر شد، و مى‏شنیدم که زنان و مردان را نام برده و بسیار براى آنها دعا مى‏کند ولى براى خود دعائى نفرمود، گفتم: اى مادر چرا همانگونه که براى دیگران دعا مى‏کنى براى خودت دعا نمى‏نمائى؟ فرمود:
پسرم! ابتدا همسایه آنگاه خاندان خود.

سخن آن حضرت در فضیلت مقام مادر

همواره در کنار مادر باش، زیرا بهشت زیر پاى مادران است.

سخن آن حضرت در تعیین حدود وظائف زن و مرد

حضرت على و فاطمه علیهماالسلام در مورد تعیین وظائف‏شان در خانه از پیامبر نظرخواهى نمودند، پیامبر کارهاى درون خانه را بحضرت فاطمه علیهاالسلام و کارهاى بیرون خانه را به على علیه‏السلام سپرد، حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: از سرور و خوشحالى من از اینکه پیامبر مرا از برخورد با مردان معاف کرد کسى جز خداوند آگاه نیست.

سخن آن حضرت در توصیف بهترین مردان و زنان

بهترین شما کسى است که اخلاقش نیکو بوده و نسبت به همسرش مهربانتر باشد.

روایت شده که حضرت على علیه‏السلام از حضرت فاطمه علیهاالسلام پرسید: بهترین زنان کیانند؟ فرمود:
آنانکه مردان را نبینند، و مردان نیز آنان را نبینند.
و در روایتى دیگر اینگونه آمده:
اینکه مردان او را نبینند.
سخن آن حضرت در مورد بهترین چیز براى زن
روایت شده که پیامبر پرسید: چه چیز براى زن نیکوست؟ فرمود: مردى را نبیند، و مردى نیز او را نبیند.
و در روایتى دیگر اینگونه آمده:
او مردى را نبیند و مردان او را نبینند.
 

سخن آن حضرت در اهمیت حجاب

از حضرت على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: مرد کورى از حضرت فاطمه علیهاالسلام اجازه ورود خواست، ایشان خود را در پوشش قرار داد،پیامبر فرمود:چرا خودت را در پوشش قرار دادى در حالیکه او تو را نمى‏بیند؟ فرمود:
اگر مرا نمى‏بیند من او را مى‏بینم، و او بو را احساس مى‏کند.
سخن آن حضرت در نزدیکترین حالت زن نسبت به پروردگارش پیامبر پرسید: نزدیکترین زمانیکه زن نسبت به پروردگارش قرار دارد چه هنگام است؟ فرمود:
نزدیکترین زمان زن نسبت به پروردگارش هنگامى است که در کنج خانه‏اش قرار دارد.
 

سخن آن حضرت در تعیین ساعت اجابت دعا

آن حضرت در روز جمعه به غلام خود مى‏فرمود: بر بلندى قرار گیر، آنگاه که دیدى قرص خورشید در حال غروب است مرا آگاه کن، تا دعا نمایم.
 

سخن آن حضرت در فضیلت عمل خالص

هر که خالصترین عباداتش را نزد خداوند بفرستد، او بهترین مصلحتش را براى او مقدّر مى‏فرماید.
سخن آن حضرت در مورد خرسندى فرشتگان از پیروزى مؤمنان
دو زن در مسأله‏اى از مسائل دینى با یکدیگر گفتگو مى‏کردند، یکى دشمن و دیگرى مؤمن، برهان زن مؤمن غالب گردید، و او بسیار خرسند شد، آن حضرت فرمود:
خرسندى فرشتگان از پیروزى تو بیشتر از خوشحالى توست، و ناراحتى شیطان و یارانش از ناراحتى دشمن تو افزونتر است.

سخن آن حضرت در توصیف مؤمن

مؤمن با نور الهى مى‏نگرد.
 

سخن آن حضرت در فضیلت خوشروئى

روى خندان نسبت به انسان مؤمن آدمى را به بهشت رهنمون مى‏سازد، روى خندان در چهره معاند و دشمن آدمى را از عذاب دوزخ نگاه مى‏دارد.
 

سخن آن حضرت در وظیفه روزه‏دار

روزه‏دار آنگاه که زبان و گوش و چشم و اندامش را حفظ ننماید، روزه‏اش چه اثرى دارد.


 
کلید شخصیت مالک، علی مداری اوست
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤  کلمات کلیدی:
کلید شخصیت مالک، علی مداری اوست
 
برخی ویژگیهای روحی و رفتاری مالک اشتر این برجسته ترین یار و یاور علی (ع).
علی (ع) در بیانی کوتاه پرده از شخصیت والا و با عظمت او برداشت و همه توانمندیها و کمالات بی نهایت او را در یک جمله چنین بیان فرمود :

« کان الاشتر لی کما کنت لرسولِ الله»
«مالک اشتر برای من همانگونه بود که من برای رسول خدا بودم»

خصلتها و ویژگیهای مالک :

۱- ولایت پذیری و علی مداری مالک اشتر
کلید شخصیت مالک، علی مداری اوست. آنچنانکه در کوچکترین و بزرگترین تحولات،‌مالک را در کنار علی (ع) می یابیم، هماهنگی و همکاری و ارتباط و فرمانبرداری او را در جنگ و صلح، هجرت و جهاد، سیاست و قضاوت، عبادت و بلاغت و در مردم دوستی و خداپرستی همانگونه می بینیم که علی (ع) برای رسول خدا بود.

۲-سیاستمدار و کاردان در امور مدیریت سیاسی
توان سیاسی و کاری مالک در مدیریتهای کلان اجتماعی به اندازه ای است که او را حلال مشکلات حکومتی امیر قرار می هد و بسیاری از فتنه های سیاسی با هوشمندی و تدبیر او حل می گردد. منشور حکومتی علی (ع) خطاب به او است که در نوع خود بی نظیر است.

۳-فصاحت و بلاغت
بخشی از شخصیت مالک مرهون نفوذ کلام و توان بالای او در ایراد خطبه های حماسی و حرکت آفرین است که امتیازی برای اغلب انسانهای کامل و پیشواست تا بتوانند در زمان لازم روشنگر حقایق و ارزشها باشند و توده مردم را به حرکت واداشته،‌بسیج و هدایت نمایند.

۴-اهل جهاد و هجرت
جهاد و هجرت در راه خدا، از ملاکهای ارزشیابی شخصیتها در قرآن است. اگر بگوییم همه زندگی مالک، جهاد و هجرت در راه خدا بر اساس نیاز و ضرورت جامعه اسلامی است سخنی گزاف نگفته ایم. او عقابی سبکبال برای هجرت و تیزچنگ برای جهاد تحت فرمان علی (ع) بود.

۵-دشمن شناس، شجاع و با بصیرت
و در دشمن شناسی او همین بس که علی (ع) پس از شهاددت او فرمود :
« ای کاش در بین شما دو نفر مانند او بودند بلکه ای کاش تنها یک نفر مثل او بود و فکر و رأیش در مورد دشمنانم همچون نظر او بود.»

درمیان یاران علی (ع)، مالک از معدود افرادی بود که دشمنان و توطئه های آنان را به خوبی می شناخت و تحت هیچ شرایطی حاضر به عقب نشینی نبود و با تیزبینی، درایت و شجاعتی که داشت دشمن را به زانو در می آورد.

۶-انقلابی، قاطع، سازش ناپذیر در دفاع از ارزشهای اسلامی
حکومت امیرالمؤمنین (ع) یک حکومت انقلابی سازش ناپذیر است که می آید تا خط بطلانی بر «مصلحت اندیشی» و «اجتهاد به رأی» های خلافتهای گذشته بکشد. حکومتی است که پای احکام اسلامی و بیت المال مسلمین که به میان می آید قاطع و سازش ناپذیر، «کتاب الله وسنه نبیه» را حجت می داند.

چنین حکومتی نیاز به فرماندهی اینچنین دارد. مالک مردی است سرشناس و با نفوذ در مردم، که بسیاری از حرکتهای سیاسی علیه خلیفه سوم و فرماندارانش را او طراحی نمود. تا آنجا که افشاگریهای او در اعتراض به پایمال نمودن احکام اسلامی در کوفه به درگیری با حاکم کوفه و در شام به کتک زدن معاویه می انجامد و موجب تبعیدهای مکرر وی می گردد.

۷-بردبار، خویشتن دار، خیرخواه مردم
مالک اشتر قهرمان است اما متواضع ، پهلوان است اما مردمی، رادمرد است اما بردبار و صبور، قاطع و استوار است اما در پاسداری از احکام دین. آری! این صفت علی و یاران راستین علی بوده و هست که دوحالت متضاد قهر و حلم، قاطعیت و رافت، را در نهایت کمال آن منصفند. مالک نیز همچون مولا و مقتدایش علی (ع) در برخورد با مردم و محرومین، قلبی رئوف و مهربان و دستی نوازشگر دارد و

همه تلاش او جهت سعادت و هدایت مردم به سوی نیکیها است و در این راه هیچگونه چشمداشتی ندارد.

داستان اهانت آن بازاری به مالک که مقداری ته مانده سبزی به او پرتاب می کند و به او می خندد ولی او بی آنکه سخنی بگوید به مسجد رفته برای آن مرد طلب آمرزش نموده و از خداوند اصلاح او را طلب می نماید. نمونه ای از حلم و بردباری شیعیان راستین علی (ع) است.

علی (ع) و شهادت مالک : علی (ع) در شهادت مالک می گریست و می فرمود :
آیا شخص دیگری همچون مالک بوجود خوهد آمد؟

خدای مالک را رحمت کند او بر عهدش وفا کرده براهی که بایست رفت و پروردگارش را ملاقات نمود. ما با اینکه خود را آماده ساخته بودیم که پس از مصیبت رسول خدا (ص) صبر پیشه کنیم با این حال مرگ مالک از بزرگترین مصیبتهاست.

 
توصیه چهارگانه پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س)
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۳  کلمات کلیدی:
توصیه چهارگانه پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س)
 
پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمود: اى فاطمه! نخواب مگر آن که چهار کار را انجام دهى: قرآن را ختم کنى، پیامبران را شفیعت گردانى، مؤمنین را از خود راضى کنى، و حجّ و عمره‌اى را به جا آورى.

به گزارش مشرق،حضرت فاطمه زهرا علیها‌السلام فرمودند: در وقتى که بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بر من وارد شد، فرمود: اى فاطمه! نخواب مگر آن که چهار کار را انجام دهى:قرآن را ختم کنى، پیامبران را شفیعت گردانى، مؤمنین را از خود راضى کنى، و حجّ و عمره اى را به جا آورى.

این را فرمود و شروع به خواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد.
گفتم: یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى که بر آنها قادر نیستم!
آن حضرت تبسّمى کرد و فرمود:چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل این است که قرآن را ختم کرده‌اى.
چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود.
چون براى مؤمنین استغفار کنى، آنان همه از تو راضى خواهند شد.
و چون بگویى: سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اکبرُ، حجّ و عمره‌اى را انجام داده‌اى.

متن حدیث:
عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ علیها السلام قالَتْ: دَخَلَ عَلَىَّ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه وآله وسلم وَ قَدْ إِفْتَرَشْتُ فِراشى لِلنَّوْمِ، فقالَ: یا فاطِمَةُ لا تَنامى إلاّ وَ قَدْ عَمِلْتِ أَرْبَعَةً:خَتَمْتِ القُرآنَ، وَ جَعَلْتِ الاَْنـْبِیاءَ شُفَعائَکِ، وَ أَرْضَیتِ الْمُؤْمِنینَ عَنْ نَفْسِکِ، وَ حَجَجْتِ وَ اعْتَمَرْتِ،

قالَ هذا وَ أَخَذَ فِى الصَّلوةِ، فَصَبَرْتُ حَتّى أَتَمَّ صَلاتَهُ، قُلتُ: یا رَسُولَ اللّهِ أَمَرْتَ بِأَرْبَعَة لا أَقْدِرُ عَلَیها فى هذَا الْحالِ!
فَتَبَسَّمَ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ قال:إِذا قَرَأْتِ قُل هُوَ اللّهُ أَحَدٌ ثَلاثَ مَرّات فَکَأنَّکِ خَتَمْتِ القُرْآنَ، وَ إِذا صَلَّیتِ عَلَىَّ وَ عَلَى الاَْنـْبِیاءِ قَبْلى کُنّا شُفَعاءَکِ یوْمَ الْقِیمَةِ، وَ إِذا اسْتَغْفَرْتِ لِلْمُؤْمِنینَ رَضُوا کُلُّهُمْ عَنْکِ، وَ إِذا قُلْتِ:سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إِلَهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أَکْبَرُ، فَقَدْ حَجَجْتِ وَ اعْتَمَرْتِ.
« بحـارالانـوار، جلد ۱ صفحه ۳۰۴»

 
خواص اعجاب برانگیز آیة الکرسی
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی:
خواص اعجاب برانگیز آیة الکرسی

قبلا در مورد این آیه بزرگ و گرانقدر مطالبی تقدیم شده و چند تصویرنوشته زیبا را در این باره تقدیم می کنم :


 
← صفحه بعد