جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

امام باقر علیه السلام ازدیدگاه اهل سنت
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 
امام باقر علیه السلام ازدیدگاه اهل سنت
نوشته شده توسط سیدابوالحسن باقری   
شنبه, 13 تیر 1388 ساعت 08:29

 

امام محمد باقر علیه السلام جایگاه خاصی در نزد بزرگان وجامعه اهل سنت دارد که دراین نوشتار به گوشه های از آن اشاره می شود.


1.      
 
جایگاه

امام باقر علیه السلام  نفوذ زیادی دربین مردم بخصوص در بین مردم عراق داشته است. ذهبی جریانی را نقل می کند که در آن کسی امام را به هشام بن عبدالملک درمسجد الحرام نشان می دهد وهشام می گوید او همان کسی است که اهل عراق را مفتون وشیفته ی خود ساخته است؟[1] این عبارت، حاکی از جایگاه عظیم امام دربین مردم عراق آن روز است.

ابن خلکان - مولف کتاب وفیات الاعیان- می نویسد: محمد باقر علیه السلام أبو جعفر محمد بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أجمعین که به باقر علیه السلام ملقب است؛ در اعتقاد امامیه یکی ازدوازده امام معصوم است. او پدر جعفر صادق، عالم وآقای بزرگی است. به او باقر علیه السلام گفته می شود چون شکافنده علم است و آن را توسعه می دهد.[2]  ابونعیم اصفهانی در وصف امام باقر علیه السلام گفته است: محمد بن علی باقر علیه السلام،‌ ذاکر، خاشع، صابر، أبو جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام، از سلاله نبوت بوده وکسی است که در خود ویژگی های دین وصفات پدران خودش را جمع کرده است ودر مسائل گوناگونی چون حوادث، خطرات،‌ اشک ریختن، ونهی از خود پسندی ودشمنی حقایقی را بیان فرموده است.[3]      

مولف شذرات الذهب ازعبد الله بن عطاء[4] نقل می کند که گفته است: علماء را درنزد هیچ کسی کوچک ندیدم جز امام باقر علیه السلام. او دارای کلمات نافعی درموعظه وحکمت است. یکی از آن کلمات این است: اهل تقوی دراین دنیا، هزینه شان کم وهمکاری شان زیاد -قلیل المؤنه وکثیر المعونه- است.[5]   

ذهبی گفته است: ابوجعفر، امام، مجتهد، تالی تلو قرآن و عظیم الشأن بود گرچه درعلوم قرآن به درجه ابن کثیر نمی رسید! ودرفقه به درجه  أبی الزناد وربیعة  ودر حفظ وشناخت سنن به درجه قتادة وابن شهاب نمی رسید! کسی را براوترجیح نمی دهیم و به جز او به دیگری میل نداریم واورا به خاطر خدا دوست می داریم و چون دراو همه صفات کمال جمع شده است.[6]

این جمله ذهبی - تالی تلو قرآن   معنایش درفارسی این می شود که پا جای پای قرآن می گذارد و شاید اشاره به حدیث ثقلین باشد که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم  اهلبیت خود را تالی تلو قرآن قرار داد. وشاید منظورذهبی مرجعیت علمی امام باقر باشد وهمانگونه که قرآن مرجع احکام ومعارف  است، به نظراو امام باقرپس ازقرآن ازاین مرجعیت برخوردار است.

محمد بن ناصرالعبودی دبیر کل رابطه العالم الاسلامی عربستان سعودی که در دوازدهمین کنفرانس بین اللملی وحدت اسلامی تهران شرکت نموده بود ، نسبت به ائمه اهل بیت ابراز محبت نموده ومطالب بسیارمهمی رادراین زمینه ایراد نمود. از جمله اظهار دا شت که سیرة ائمة اهل سنت وتشیع مانند خلفاءراشدین که امام حسن نیز جزو آنان می با شد امام حسین علی بن الحسین ، زید بن علی، امام محمد باقر علیه السلام ، امام جعفر صادق ، عمربن عبدالعزیز، ابو حنیفه، مالک، شافعی واحمد بن حنبل، بایدبرای عموم بخصوص برای طلاب مدارس دینی، تدریس شود.[7]


2.     
تولد و وفات


مشهورمورخین نوشته اند که ولادت امام درسال 56 بوده است[8]  ودرسال 113 ازدنیا رفت گفته شده است که درسال 117 ازدنیا رفته است. [9]

تولدش درروز سه شنبه سوم صفر سال 57 است وهنگام شهادت جدش حسین رضی الله عنه سه ساله بود ومادرش أم عبد الله دختر حسن بن حسن بن علی بن أبی طالب رضی الله عنه است. درربیع الثانی سال 113 یا 23 صفر سال 1114 یا 117 یا 118  درمنطقه حُمَیْمه وفات نمود به بقیع منتقل شد ودر کنار قبر پدرش و عموی پدرش وعباس  دفن شد.[10]   


3.    
تابعی بودن


دراهل سنت، تابعی بودن ارزش والائی دارد که بعد از صحابه، از بقیه مردم افضل می باشند ودراین زمینه حدیثی را ازرسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کنندکه فرموده است: خیر القرون قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم.[11]  بهترین عصر وزمان و عصر وزمان من است(صحابه) سپس عصر وزمانی که بعد از آنها می آید(تابعین)  پس عصر وزمانی که بعد از آنها می آید(تابع تابعین).

برادران حنفی ما این حدیث را ازخطبای جمعه هرهفته می شنوند زیرا این حدیث براساس سنتی که دربین احناف است درخطبه دوم نماز جمعه خوانده می شود.

به نظر اهل سنت تابعی بودن برای امام باقر علیه السلام یک ارزش عظیم  محسوب می شود به همین جهت بسیاری از کتبی که راجع به امام باقر علیه السلام مطلب نوشته است، متعرض این موضوع شده اند.

ابن حجر در امالی خود، امام باقر علیه السلام را جزو صغار تابعین معرفی می کند که با فوت امام باقر علیه السلام وهمسالانش عصر تابعین پایان می یابد.[12] ونسائی ودیگران اورا ازفقهای تابعین درمدینه شمرده اند.[13] 


4.    
وجه تسمیه


دراینکه امام باقر علیه السلام عالم ترین زمان خود بود، همه به آن اعتراف دارند ولی محل بحث دراین است که اسم
باقرالعلوم - را چه کسی بر اونهاد؟ آیا درکودکی بر اونهاده شده بود یا دربزرگی؟ اگردرکودکی براونهاده شده است، که براو نهاده است وچرا کودکی را شکافنده علوم نام گذاری کردند؟ اگر دربزرگی بر اونهاده شده باشد، دیگران پس از این که مقام علمی اورا دیدند به او باقر العلوم گفتند.

دراین زمینه دو دسته منابع دیده می شود: دسته ی که به طور مطلق فقط متذکر معنای باقر علیه السلام شده است و وجه نامگذاری را دراین دانسته اند که او چون شکافنده علوم بود باو باقر علیه السلام گفتند. دسته دوم روایاتی است که براساس آن رسول خدا صلی الله علیه وآله این نام گذاری را انجام داده است  وبر این اساس اورا درکودکی باقر علیه السلام خطاب می کردند.

دسته اول.

اورا باقر علیه السلام نامیدند چون شکافنده علم است وبه ریشه ها و اصول ومسائل خفی علوم آگاهی دارد.[14]

اورا باقر علیه السلام نامیدند چون علم را شکافت وباز کرد وآن را ظاهر  وروشن نمود.[15] وعلوم را توسعه بخشید. [16]

اورا باقر نامیدند چون علم را شکافت همان گونه که زمین را می شکافند وگنجهای پنهان آن را بیرون می آورند وامام باقر علیه السلام نیز گنجهای پنهان علم وحقایق احکام وحکمت ها ولطائف را ظاهر وروشن نمود وبه همین جهت اورا باقر العلم وجامع العلم نامیدند.[17]

دسته دوم

کتاب سمط النجوم  معتقد است که این  نامگذاری را رسول خدا صلی الله علیه وآله انجام داده است او بود که به جابر فرمود آن قدر زنده می مانی که مردی از اولاد مرا می بینی که هم نام من است وشکافنده علم است اگر اورا دیدی سلام مرا به اوبرسان.[18]

به همین جهت جابر درکوچه های مدینه می گشت وصدا می زد که یاباقر! یاباقر! کجائی کجای؟[19]

 


5.    
سزاوارخلافت


صفدی و ذهبی وبرخی دیگر از دانشمندان تنها امام باقر علیه السلام را درعصر خودش سزاوار خلافت می دانند ودراین زمینه می نویسند: او سید بنی هاشم در عصرخودش بود، در سال 56 متولد شده است، یکی از کسانی است که دراو علم ودین، ثقه بودن و بزرگی باهم جمع شده است؛ کسی است که صلاحیت خلافت داشت اویکی از امامان دوازده گانه ی است که امامیه ها به عصمت آنها اعتقاد دارند.[20]

 


6.     
حدیث حج


به اعتراف برخی از محدثین اهل سنت صحیح ترین وکامل ترین حدیث درمورد اعمال حج، حدیثی است که ازامام صادق وامام باقر علیه السلام از جابر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است. به همین جهت اختلافی دربین  شیعه واهل سنت درمورد اعمال وارکان حج دیده نمی شود. 

 حاکم دراین مورد فرموده است: ازمیان احادیث وارده در تفسیر وبیان حجه الوداع که شیخان (بخاری ومسلم) متفقا آنهارا با اسانید صحیح ومطابق با شرایط خودشان نقل کرده اند، صحیح ترین وکامل ترین آن ها حدیث جعفر بن محمد صادق است که از پدرش امام باقر علیه السلام واو از جابر رضی الله عنه  نقل کرده است که تنها مسلم آن را روایت کرده است .[21]

ابن تیمیه نیز راجع به این حدیث ابراز نظر نموده و آن را طولانی ترین ومشهور ترین حدیث در مورد حجه الوداع دانسته است.[22]


7.    
مشایخ روائی  


کثیرالروایه بودن، یک امتیاز مهم علمی محسوب می شود. با اینکه محدثان اهل سنت  از امام باقر علیه السلام وسایر ائمه اهل بیت، کمترحدیث نقل نموده اند؛ کمتر کسی از این جهت بر آنها نقص گرفته اند؛ زیرا آنها متوجه شرایط سخت وخفقانی که اهل بیت درآن قرارداشتند بودند. ونقل حدیث ازآنها جرئت زیادی می خواست وخطرات عظیمی را به دنبال داشت. درعین حال درمجامع حدیثی اهل سنت در حد قابل توجهی ازاهل بیت، حدیث نقل شده است.  وعده ی زیادی  از دانشمندان اهل سنت  خطر را به جان خریدند و به گونه ای جایگاه اهل بیت را در جامعه معرفی نمودند، این گونه افراد باید مورد تقدیر قرار گیرند، وبه جامعه شیعه باید معرفی شوند، وازآنها با تکریم واحترام یاد شود؛ زیرا بسیاری از آنان خود صاحب مذهب وطریقه وکرسی فتوا بودند و برخی دیگر نیز ازمذهب اهل بیت پیروی نمی کردند ولی در عین حال حقایق را پنهان نکردند و در کتابهای خود نوشتند.

بسیاری ازکتب مربوطه کسانی را که امام باقر علیه السلام ازآنها حدیث نقل کرده وکسانی را که ازایشان حدیث نقل کرده اند، نام برده اند.  

کسانی که امام باقر علیه السلام ازآنها نقل حدیث کرده است عبارتند از:

1.      امام حسن

2.      امام حسین

3.      ام المؤمنین عائشه

4.      ام المؤمنین ام سلمه

5.      ابن عباس

6.      ابن عمر

7.      ابوسعید خدری

8.      جابر[23]

9.      سمره بن جندب 

10.  عبدالله بن جعفر 

11.  علی بن الحسین 

12.  سعید بن مسیب و...

وافراد زیادی از امام باقر علیه السلام حدیث نقل کرده اند.[24]

ذهبی در تذکرة الحفاظ نیز همین افراد را نام می برد که امام باقر علیه السلام از آنها حدیث نقل کرده است با این تفاوت که گفته است از ام المؤمنین عائشه و ام المومنین ام سلمه وابن عباس به طور مرسل نقل حدیث کرده است؛.[25]  وامام باقر علیه السلام از این ها حتما با واسطه شنیده است، و درهنگام نقل، نام واسطه ها را حذف کرده است.

کسانی که از امام باقر علیه السلام حدیث نقل نموده اند عبارتند از:

1.      امام جعفرصادق

2.      عمروبن دینار

3.      اعمش

4.      اوزاعی

5.      ابن جریج

6.      قره بن خالد.[26]

ذهبی در سیر أعلام النبلاء  افراد بیشتری را نام می برد:[27]

1.      جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله صلى الله علیه وسلم 

2.      جدش علی رضی الله عنه

3.      جدش امام حسن

4.      جدش امام حسین

5.      ابن عباس

6.      ام سلمه

7.      ام المؤمنین عائشه

8.      ابوهریره

9.      سمره بن جندب.

وازافرادزیر به طور مسند حدیث نقل کرده است:

10.  ابن عمر

11.  جابر

12.  ابی سعید خدری

13.  عبد الله بن جعفر

14.  سعید بن المسیب

15.  پدرش زین العابدین

16.  محمد بن الحنفیة

17.  ودیگران.

او همانند پدر ش(امام زین العابدین) وفرزندش( امام صادق) سه نفری شان کثیر الروایه نیستند واحادیث هیچ یکی از ایشان  بخش قطوری را تشکیل نمی دهد ولی درعین حال دارای مسائل وفتاوای زیادی هستند. افراد زیادی از امام باقر علیه السلام حدیث نقل کرده اند مانند:

1.      فرزندش امام صادق

2.      عطاء بن أبی رباح

3.      أعرج، بااینکه این دو نفر  از ایشان بزرگتر هستند،

4.      عمرو ابن دینار

5.      أبو إسحاق السبیعی

6.      زهری

7.      یحیى بن أبی کثیر

8.      ربیعة الرأی

9.      لیث بن أبی سلیم

10.  ابن جریج

11.  قرة بن خالد

12.  حجاج بن أرطاة .


 

8.     مجدد دین


بحث مُجَدِّد دارای اهمیت خاصی در اهل سنت است واین درحالی است که این بحث در مجامع شیعی خیلی جا نیفتاده است وسزاوار این است که راجع به آن پایان نامه های نوشته شود.

براساس برخی روایات، اهل سنت معتقدند که خداوند متعال برای احیای دین وسنت در سر هر صد سال انسان کاملی را مبعوث می  کند تا پیرایه ها وانحرافات وبدعت ها را ازدین بزداید و دین را احیا کند. معمولا پس از درگذشت این انسان های شریف وحتی گاهی قرن ها بعد مردم متوجه می شوند که او یک مجدد بود و کمتر کسی را می توان سراغ گرفت که درحیات خودش به مجدد بودن معروف شده باشند. واز سوی دیگر لزومی ندارد که حتما باید درسرهر صد سال یک نفر مجدد باشد، بلکه ممکن است چند نفر هم زمان مجدد باشند.  برخی از بزرگان دین، مجددین را درکتاب های خود نام برده اند.

دراین زمینه روایات مختلفی را نقل کرده اند که برخی از آنها ضعیف می باشند ولی در مجموع  چون این مسأله دربین مسلمین از شهرت برخوردار است، کمتر کسی که به ضعف سند آن ها توجه می کند.

 مشهورترین روایت در این زمینه همان است که حاکم آن را درمستدرک وابوداود آن را درسنن کتاب الملاحم از ابوهریره نقل کرده اند  که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده است: خداوند برای این امت درسر هر صد سال کسی را مبعوث می کند که دین آن ها را احیا وتجدید می کند. [28]

عن أبی هریرة رضی الله عنه أن رسول الله  صلى الله علیه وسلم  قال إن الله یبعث على رأس کل مائة سنة من یجدد لها دینها.

محمد شمس الحق عظیم آبادی که دانشمند بزرگی است وجایگاه نسبتا خوبی دارد و درابتداحنفی بوده ولی بعدا سلفیه را اختیارمی کند. ایشان امام باقر علیه السلام را  یکی از مجددین سال صد هجری معرفی می کند.[29]

دونکته در این جا قابل ذکر است:

الف. عظیم آبادی، امام باقر علیه السلام را از مجددین  دین اسلام، در سال صد هجری معرفی نموده است. مجدد بودن به این است که  بدعت هائی  را  که به نام دین ایجاد شده است از بین ببرد وقسمت های فراموش شده ی دین  را به مردم معرفی کند. مفهوم سخن ایشان این است که مردم پذیرای راهنمائی های امام باقر علیه السلام بوده است وحاضر بودند دین شان را از ایشان اخذ کنند. والا مجدد بودن معناندارد.

ب. معلوم می شود برادران سلفی ما نیز، عنادی با ائمه اهل بیت ندارند واین حرف جناب عظیم آبادی  حرف بسیار مهم وعظیمی است و کمتر کسی چنین سخنی را گفته است. وقبلا اشاره شد که ذهبی نیزکه شاگرد شیخ الاسلام بن تیمیه است،  امام باقر علیه السلام را تالی تلو قرآن معرفی نمود که عبارت دیگری از مجدد بودن است. واو کسی است که سخنانش در بین برادران سلفی ما زیاد خریدار دارد.     

 


9.    
استادِ امام  ابوحنیفه


درکتاب طبقات الحنفیة هنگامی که مشایخ امام ابوحنیفه را ذکر می کنند دربین مشایخ او از امام باقر وامام صادق علیهماالسلام نام برده می شود.[30]

در موردشاگردی امام ابوحنیفه در مدرسه اهل بیت نوشته اند: «ان الشیعه واهل السنه اعترفوا بان دقائق العلوم بل کلها حصلت لابی حنیفه من اهل البیت علیهم السلام خصوصا من الامامین الشریفین !! الباقر علیه السلام وابنه جعفر علیها السلام ، بل المشهور ان ابا حنیفه یقول لولا السنتان ( ای اللتین کنت اکون فی خدمت الامام جعفر ) لهلک النعمان.»[31] شیعه واهل سنت اعتراف دارند که دقائق علوم بلکه همه علوم را ابو حنیفه از ناحیة اهل بیت اخذ نموده است ومشهور است که ایشان گفته است اگر آن دو سالی که خدمت امام صادق بودم ، نبود هلاک می شدم .

آقای مولوی محبی از علمای بلوچستان گفته است «امام ابوحنیفه (ره) مصاحبت با امام باقر علیه السلام وامام صادق (ع) رااز بیشترین قربات دانسته ومرتب ازاین موهبت بهره  می بردند . این امام ابو حنیفه بود که به نفع حضرت زید علیه منصور خلیفه وقت فتوا صادر کرد واز مال شخصی خود به زید کمک شایانی کرد ودر اثر همین حمایت بود که مورد غضب منصور قرار گرفت وبه زندان انداخته شد ودر نتیجه در همان زندان مسموم وشهید ازدنیا رفت.»[32]


10.   
سلام رسول خدا (ص)


صفدی نوشته است: از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شده است که به جابربن عبدالله انصاری فرمود: ای جابر تو امام باقر علیه السلام را می بینی وسلام مرا به او برسان وجابر آخرین صحابی بود که در مدینه وفات کرد ودر اواخر عمرش نابینا شده بود ودر مدینه راه می رفت وصدا می زد ای باقر علیه السلام! کی تورا ملاقات می کنم؟  روزی در کوچه های مدینه راه می رفت وکنیزکی کودکی را در دامن جابر قرار داد. جابر پرسید این کیست؟ کنیزک عرض کرد: این محمد بن علی بن الحسین بن علی است. جابر اورا به سینه خود چسپانید!!!! سر مبارک ودو دست اورا غرق بوسه کرد!!!!! وفرمود: فرزندم! جدت رسول خدا صلی الله علیه وآله به تو سلام می رساند!!! سپس جابر به خودش خطاب نمود: ای جابر! مرگت نزدیک شده است [وظیفه ات را انجام دادی وبه خاطرابلاغ سلام رسول خدا صلی الله علیه وآله این همه عمرنمودی] وهمان شب ازدنیا رفت. [33]      

ذهبی نقل کرده است که امام باقر علیه السلام فرموده است: جابر ازمن خواست که شکمم را برهنه کنم و او شکم خودرا به شکم من چسپانید وفرمود که رسول خدا صلی الله علیه وآله دستور داده است تا سلام اورا به شما ابلاغ کنم.[34] 

صاحب مرقات نوشته است: جابر به امام باقر علیه السلام درحالی که صغیر بود فرمود: فرزندم! جدت رسول خدا صلی الله علیه وآله به تو سلام می رساند!! به جابر گفته شد که چگونه؟ فرمود: درنزد رسول خدا صلی الله علیه وآله نشسته بودم درحالی که امام حسین روی زانوی او قرار داشت وبازی می کرد. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: ای جابر! فرزند برای حسین متولد می شود به نام علی، روز قیامت که می شود منادی  صدا می زند که سید العابدین برخیزد! وفرزند او برمی خیزد وبرای علی بن الحسین فرزندی متولد می شود به نام محمد، اگر اورا درک نمودی سلام مرا به او برسان.[35]    

مورخ بزرگ یعقوبی، تعبیرات زیبائی را درمورد امام باقر علیه السلام به کار می برد وپس ازآن حدیث بسیار جالبی را ازرسول خدا- صلی الله علیه وآله وجریان بسیار عجیبی را ازجابرنقل می کند:

ابوجعفر امام باقر علیه السلام فرموده است: درکربلا 4 ساله بودم شهادت جدم حسین  ومصیبت ها ی که درآنجا برما وارد می شد همه را به یاد دارم. اورا باقر می نامند چون شکافنده علم است وجابر نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله به من فرمود:  آن قدر زنده می مانی که مردی از اولاد مرا می بینی که شبیه ترین مردم به من بوده و هم نام من می باشد ، اگر اورا دیدی  گزیری وچاره ی نداری جز این که سلام مرا به اوبرسانی. جابر به سن کهولت رسیده بود ومی ترسید از این که بمیرد و همیشه می گفت: یا باقر! یا باقر! کجائی؟ تا اینکه اورا دید خودش را بر او انداخت!( اورا دربغل گرفت) دست ها وپاهای اورا مرتب می بوسید!!! ومی گفت که پدرومادرم فدایش باد چقدر شبیه پدرش رسول خدا صلی الله علیه وآله است!‌ پدرت رسول خدا صلی الله علیه وآله تورا سلام می رساند.[36]  

شاید طرح این سؤال دراین جا مناسب باشد که چرا جابر، بر اساس برخی منابع فوق الذکر سر مبارک دست ها وپاهای اورا امام باقر علیه السلام می بوسید وشکم خودرا به شکم او می چسپانید؟ این کارهای جابر چه معنی می دهد؟آیا این همان تبرک نیست؟

چه ویژگی در امام اهل بیت ابوجعفر باقر علیه السلام وجود داشته است که صحابی بزگواری چون جابر، با آن سن وسال بالا، آن همه تعظیم واحترام برای او انجام می داده است؟

همه این برخورد های جابر - صحابی بزرگوار- حاکی از جایگاه عظیم امام باقر علیه السلام است که او آن را درک می کرده است.

 


11.  
استحباب زیارت قبر امام باقر علیه السلام


کسانی که دربقیع برای زیارت مشرف می شوند، مشاهده می کنند که زائرین اهل سنت به تناسب جمعیت شان درحج، بیش از زائرین تشیع دربقیع می باشند. ودرآنجا شیعه واهل سنت برای ائمه اهل بیت علیهم السلام اظهار ادب نموده وبه آنها سلام می کنند وآنهارا زیارت می کنند. 

ریشه ی این محبت ها وارادت های زائرین، در کلمات فقها وبزرگان اهل سنت دیده می شود. بزرگان احناف ومفتیان شبه قاره درمجوعه فتاوای هندیه راجع به زیارت ائمه اهل بیت دربقیع سفارش نموده وفرموده اند:   

مستحب است انسان پس از زیارت رسول خدا صلی الله علیه وآله برای  زیارت دیگر مشاهد ومزارات به سمت بقیع خارج شود مخصوصا زیارت سیدنا حمزه رضی الله تعالى عنه وزیارت کنددر بقیع در زیر قبه عباس، ایشان و امام حسن وعلی- زین العابدین- وفرزندش محمد باقر وفرزندش جعفرصادق را زیارت کنند.[37]

یستحب أن یخرج بعد زیارته علیه السلام إلى البقیع فیأتی المشاهد والمزارات خصوصا قبر سید الشهداء حمزة رضی الله تعالى عنه ویزور فی البقیع قبة العباس وفیها معه الحسن بن علی وزین العابدین وابنه محمد الباقر وابنه جعفر الصادق

 

 

[1] سیر أعلام النبلاء ج4/ص405 (سیر أعلام النبلاء، تألیف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی)

[2] وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ج4/ص174(ألیف: أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر بن خلکان، دار النشر: دار الثقافة - لبنان، تحقیق: احسان عباس)

[3] حلیة الأولیاء ج3/ص180 (حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، تألیف: أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - 1405، الطبعة: الرابعة)

[4]  عبد الله بن عطاء  ازمشایخ سفیان ثوری است کسی است که ازامام باقر علیه السلام روایت می کند که مراد ازآیه  أن الذی عنده علم الکتاب عبدالله بن سلام نیست بلکه علی بن ابی طالب است.-تفسیر القرطبی ج9/ص336

[5] شذرات الذهب ج1/ص149 (شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، تألیف: عبد الحی بن أحمد بن محمد العکری الحنبلی، دار النشر: دار بن کثیر  - دمشق - 1406هـ، الطبعة: ط1، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط)

[6] سیر أعلام النبلاء ج4/ص02

[7] جزوه منتشره کنفرانس وحدت اسلامی تهران 78

[8] شذرات الذهب ج1/ص149

[9] شذرات الذهب ج1/ص149

[10] وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ج4/ص174

[11] عمدة القاری ج14/ص180

[12] الأمالی المطلقة ج1/ص69 ( تألیف:  أحمد بن حجر العسقلانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1416 هـ -1995م، الطبعة: الأولى، تحقیق: حمدی بن عبد المجید بن إسماعیل السلفی)

[13] تذکرة الحفاظ ج1/ص125(تذکرة الحفاظ، تألیف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى)  و شرح الزرقانی ج1/ص333(شرح الزرقانی على موطأ الإمام مالک، تألیف: محمد بن عبد الباقی بن یوسف الزرقانی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411، الطبعة: الأولى) و العبر فی خبر من غبر ج1/ص142

[14] الوافی بالوفیات ج4/ص77 (لوافی بالوفیات، تألیف: صلاح الدین خلیل بن أیبک الصفدی، دار النشر: دار إحیاء التراث - بیروت - 1420هـ- 2000م، تحقیق: أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفى) و مرقاة المفاتیح ج8/ص79 و تذکرة الحفاظ ج1/ص124

[15] ألقاب الصحابة والتابعین فی المسندین الصحیحین ج1/ص45

[16] شذرات الذهب ج1/ص149

[17] الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج2/ص585

[18] سمط النجوم العوالی ج4/ص141 (سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، تألیف: عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی العاصمی المکی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ- 1998م، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض)

[19] تاریخ الیعقوبی ج2/ص320(تألیف: أحمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح الیعقوبی، دار النشر: دار صادر بیروت)

[20] الوافی بالوفیات ج4/ص77 

[21] المستدرک على الصحیحین ج3/ص56 (تألیف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا)

[22] بیان تلبیس الجهمیة ج2/ص441 (بیان تلبیس الجهمیة فی تأسیس بدعهم الکلامیة، تألیف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مطبعة الحکومة - مکة المکرمة - 1392، الطبعة: الأولى، تحقیق: محمد بن عبد الرحمن بن قاسم)

[23] شذرات الذهب ج1/ص149

[24] الوافی بالوفیات ج4/ص77 (

[25] تذکرة الحفاظ ج1/ص124

[26] تذکرة الحفاظ ج1/ص124

[27] سیر أعلام النبلاء ج4/ص401

[28] المستدرک على الصحیحین ج4/ص567(لمستدرک على الصحیحین، تألیف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا) و سنن أبی داود ج4/ص109

[29] عون المعبود ج11/ص266

[30] طبقات الحنفیة ج1/ص454

[31] نبراس ص519 . مولاناحافظ عبد العزیز فرهاری، کتب خانه  اکرمیه،پیشاور، پاکستان1318 ق

[32] اخبارتقریب، ماهنامه مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، شماره 3.

[33] الوافی بالوفیات ج4/ص77 

[34] سیر أعلام النبلاء ج4/ص404

[35] مرقاة المفاتیح ج8/ص79

[36] تاریخ الیعقوبی ج2/ص320

[37] الفتاوى الهندیة ج1/ص266(الفتاوى الهندیة فی مذهب الإمام الأعظم أبی حنیفة النعمان، تألیف: الشیخ نظام وجماعة من علماء الهند، دار النشر: دار الفکر - 1411هـ - 1991م)