جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

مهاجرین و انصار با خالد مخالفت می کنند:
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧
 

مهاجرین و انصار با خالد مخالفت می کنند:

فلما کان فی السحر نادى خالد : من کان معه أسیر فلیدافه - والمدافة الاجهاز علیه بالسیف - فأما بنو سلیم فقتلوا من کان فی أیدیهم ، وأمّا المهاجرون والأنصار فأرسلوا أساراهم.

همان

وقتی صبح شد خالد دستور داد که هرکس که اسیری به همراه دارد کار او را با شمشیر تمام کند ؛ بنو سلیم اسرای خود را کشتند ولی مهاجرین و انصار اسیران خویش را آزاد ساختند .

 

علت این کشتار دشمنی خالد با بنی جذیمه بوده است :

کان بین خالد بن الولید وبین عبد الرحمن بن عوف فیما بلغنى کلام فی ذلک، فقال له: عملت بأمر الجاهلیة فی الإسلام ! فقال : إنّما ثأرت بأبیک.

فقال عبد الرحمن : کذبت، قد قتلت قاتل أبی ، ولکنک ثأرت بعمک الفاکه بن المغیرة ، حتى کان بینهما شرّ . 

الکامل فی التاریخ: 2/256 تاریخ الطبری: 2/342، البدایة والنهایة: 4/359، السیرة النبویة لابن هشام: 4/884، الروض الآنف - شرح سیرة ابن هشام 7 / 128 ، عیون الأثر فی المغازی والسیر 2 / 210 ، زاد المعاد 2 / 168 وغیرهما .

بین خالد بن ولید و عبد الرحمن بن عوف درگیری شد ؛ پس خالد به او گفت : مانند کارهایت در جاهلیت ، در اسلام نیز انجام دادی ! او پاسخ داد تو نیز انتقام پدرت را گرفته ای .

عبد الرحمن گفت : دروغ می گویی ؛ من قاتل پدرم را کشتم ( از روی قصاص و حکم شرع) اما تو انتقام خون عمویت فاکه بن مغیره را گرفته ای .

و همین سبب درگیری بین آن دو شد .

 

 

شاهد این مطلب  در صحیح بخاری :

 

متاسفانه بخاری این ماجرا را که بر همه تاریخ نویسان واضح بوده است به صورتی مبهم می آورد که در آن می خواهد به نحوی خالد را از این جنایت مبرا کند :

عَنْ سَالِم، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ بَعَثَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم خَالِدَ بْنَ الْوَلِیدِ إِلَى بَنِی جَذِیمَةَ، فَدَعَاهُمْ إِلَى الإِسْلاَمِ فَلَمْ یُحْسِنُوا أَنْ یَقُولُوا أَسْلَمْنَا. فَجَعَلُوا یَقُولُونَ صَبَأْنَا، صَبَأْنَا. فَجَعَلَ خَالِدٌ یَقْتُلُ مِنْهُمْ وَیَأْسِرُ، وَدَفَعَ إِلَى کُلِّ رَجُل مِنَّا أَسِیرَهُ، حَتَّى إِذَا کَانَ یَوْمٌ أَمَرَ خَالِدٌ أَنْ یَقْتُلَ کُلُّ رَجُل مِنَّا أَسِیرَهُ فَقُلْتُ وَاللَّهِ لاَ أَقْتُلُ أَسِیرِی، وَلاَ یَقْتُلُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِی أَسِیرَهُ، حَتَّى قَدِمْنَا عَلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم فَذَکَرْنَاهُ، فَرَفَعَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم یَدَهُ فَقَالَ «اللَّهُمَّ إِنِّی أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ&raquo. مَرَّتَیْنِ.

 

 صحیح البخاری، ج 5، ص 107، 4383 باب 60،  باب بَعْثِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم خَالِدَ بْنَ الْوَلِیدِ إِلَى بَنِی جَذِیمَةَ،  صحیح البخاری، ج 4، ص 67.

صحیح البخاری، ج 7، ص 153 - 154. باب 23، باب رَفْعِ الأَیْدِی فِی الدُّعَاءِ

صحیح البخاری، ج 8، ص 117 - 118. باب 35،  باب إِذَا قَضَى الْحَاکِمُ بِجَوْر أَوْ خِلاَفِ أَهْلِ الْعِلْمِ فَهْوَ رَدٌّ

رسول خدا خالد بن ولید را به بنی جذیمه فرستاد ؛ پس او ایشان را به اسلام دعوت کرد اما ایشان نمی دانستند چگونه بگویند که ما اسلام آورده ایم ؛ لذا گفتند : ما از دین سابق خود دست برداشتیم ؛ با این همه خالد از ایشان عده ای را کشته و عده ای را اسیر گرفت ؛ و به هرکسی از ما که می رسید یک اسیر می داد ؛ روز دیگر خالد به ما دستور داد که هر کدام از ما اسیرش را بکشد ؛ من گفتم : قسم به خدا اسیرم را نخواهم کشت ؛ و هیچ کس از همراهان من نیز اسیرش را نخواهد کشت ؛ تا اینکه به نزد رسول خدا آمده و ماجرا  را عرض کردیم ؛ پس رسول خدا دست خود را بالا برده و دو بار فرمودند :

" خدایا من به سوی تو از آنچه خالد بن ولید انجام داد بیزاری می جویم"

اما همین عبارت آخر ، یعنی بیزاری جستن رسول خدا از عمل خالد بیانگر آن است که  این مضمون تمام حقیقت نیست و آنچه که در سایر کتب آمده است ، صحیح است ؛ زیرا اگر این عمل خالد ، خلاف شرع نبود و تنها یک اشتباه بود دیگر برائت از آن معنی نداشت و حد اکثر آن را یک اشتباه می دانستند ؛ نه اینکه از آن بیزاری بجویند .

و به همین جهت حلبی می گوید :

ولا یخفى أنه یبعد أن خالد بن الولید - رضی الله تعالى عنه - إنما قتلهم لقولهم : صبأنا ولم یقولوا أسلمنا  .

 السیرة الحلبیة 3 / 211 .

و مخفی نیست که بعید است خالد تنها ایشان را به این خاطر کشته است که گفته اند: "ما از دین گذشته خود دست برداشته ایم " به جای آنکه بگویند : " اسلام آوردیم"!!!

خالد بعد از رحلت رسول خدا :

 

خالد مجری طرح ترور امیر مومنان (علیه السلام) :

 

سمعانی از مورخین و روات مشهور اهل سنت و صاحب کتاب الانساب ، ماجرایی را به صورت سربسته نقل می کند که نشان می دهد خالد بن ولید به دستور ابو بکر قصد ترور امیر مومنان علی علیه السلام را داشته است :