جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٩
 

مجری برنامه

با توجه به منابع اهل سنت، چند آیه قرآنی در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شده است؟

استاد حسینی قزوینی

در منابع متعدد اهل سنت و استوانه‌های علمی اهل سنت نقل شده است که ابن عباس نقل می‌کند:

نزلت فی علی ثلاثمائة آیة.

300 آیه در حق علی نازل شده است.

تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج42، ص364 ـ تاریخ الخلفاء للسیوطی، ص171 ـ تاریخ بغداد للخطیب البغدادی، ج6، ص219 ـ مناقب علی بن أبی طالب (ع) لابن مردویه، ص217 ـ السیرة الحلبیة، ج2، ص474

آقای زینی دحلان ـ مفتی مکه مکرمه و متوفای 1305 هجری ـ در کتاب السیرة النبویة، جلد2، صفحه11 از ابن عباس نقل می‌کند:

نزلت فی علی أکثر من ثلاثمأئة آیة فی مدحه.

بیش از 300 آیه در مدح علی نازل شده است.

الصواعق المحرقة، چاپ محمدیه مصر، ص125 و چاپ میمنة مصر، ص76 ـ تاریخ الخلفاء، ص172

آقای ابن حجر هیثمی از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می‌کند:

ما نزل فی أحد من کتاب الله ما نزل فی علی.

آن‌همه آیاتی که در حق علی آمده، در حق هیچ أحدی نیامده است.

الصواعق المحرقة، چاپ قدیم مصر، ص76 ـ تاریخ الخلفاء، ص171

آقای حاکم نیشابوری ـ از استوانه‌های علمی اهل سنت ـ در مستدرک الصحیحین نقل می‌کند از احمد بن حنبل ـ رئیس حنبلی مذهب‌ها ـ که می‌گوید:

ما جاء لأحد من أصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله من الفضائل ما جاء لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه.

فضائلی که در حق علی بن أبی طالب آمده، در حق هیچ‌یک از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نیامده است.

مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص107

آقای ابن جوزی در مناقب احمد بن حنبل می‌گوید:

ما لأحد من الصحابة من الفضائل بالأسانید الصحاح مثل ما لعلی رضی الله عنه.

آن‌همه فضائلی که با سندهای صحیح در حق علی آمده، در حق هیچ‌یک از صحابه نیامده است.

مناقب احمد بن حنبل، ص163ـ تهذیب التهذیب لإبن حجر العسقلانی، ج7، ص298 ـ الإصابة، ج4، ص464 ـ شواهد التنزیل للحاکم الحسکانی، ج1، ص27 ـ الإستیعاب لابن عبد البر، ج3، ص51

با توجه به این دو بخش از روایات، بیش از 300 آیه در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده و فضائلی که در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده، برای أحدی از صحابه نیامده است.

* * * * * * *

مجری برنامه

اگر متن این آیاتی که در حق حضرت علی (علیه السلام) آمده، در کتابی تشریح شده است، آن را معرفی کنید.

استاد حسینی قزوینی

در کتاب دلائل الصدق مرحوم علامه مظفر (ره) که در ردّ وهابیت نوشته شده، دو جلد آخر این کتاب اختصاص دارد به تمام آیاتی که در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شده و مفصل هم آورده است و اخیرا هم این کتاب را موسسه آل البیت (علیهم السلام) در قم چاپ کرده است. هم‌چنین حضرت آیت الله شیرازی کتابی را جدیدا تحت عنوان ما نزل فی علی فی القرآن در دو جلد نوشته و تمام آیاتی را که در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده، ایشان در این دو جلد جمع کرده است. این دو کتاب در سایت‌های مختلف اینترنتی هم موجود است؛ مخصوصا کتاب دلائل الصدق.

* * * * * * *

مجری برنامه

مهمترین آیه‌ای که در فضیلت حضرت علی (علیه السلام) آمده، کدام است؟

استاد حسینی قزوینی

جالب‌ترین آیه‌ای که خود بزرگان اهل سنت، آن را قوی‌ترین و با فضیلت‌ترین و مهمترین آیه در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و حسنین (علیهما السلام) می‌دانند، آیه مباهله است:

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ

سوره آل عمران/آیه61

 و زمخشری می‌گوید:

و فیه دلیل لا شئ أقوى منه على فضل أصحاب الکساء علیهم السلام.

الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل للزمخشری، ج1، ص434

در کتاب صحیح مسلم ـ که عزیزان اهل سنت معتقدند صحیح مسلم و صحیح بخاری، صحیح‌ترین کتب بعد از قرآن هستند و تمام روایات این کتب را قبول دارند ـ آمده است:

و لما نزلت هذه الآیة، فقل: تعالوا ندع أبناءنا و أبناءکم، دعا رسول الله صلى الله علیه و سلم علیا و فاطمة و حسنا و حسینا، فقال: أللهم هؤلاء أهلی.

وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، علی و فاطمه و حسن و حسین را صدا کرد و گفت: خدایا! اینها اهل بیت من هستند.

صحیح مسلم، ج7، ص120، حدیث6373 ـ مسند احمد، ج1، ص185 ـ مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص150

البته عزیزان شنونده توجه داشته باشند که غالب آدرس‌هایی را که بنده می‌دهم، از نرم افزار مکتبة اهل البیت (علیه السلام) که در سراسر دنیا و سایت‌های مختلف هست و یا از برنامه الجامع الکبیر است که اهل سنت نوشته‌اند و خودمان هم الجامع الکبیر را از اینترنت گرفته‌ایم.

آقای ابن کثیر دمشقی سلفی ـ که هوای وهابیت دارد و وهابی‌ها، تفسیر ابن کثیر را در حدّ صحیح بخاری و صحیح مسلم قبول دارند ـ در تفسیر خودش از جابر بن عبد الله انصاری نقل می‌کند:

أنفسنا و أنفسکم: رسول الله صلى الله علیه و سلم و علی بن أبی طالب، و أبناءنا: الحسن و الحسین، و نساءنا: فاطمة.

مراد از أنفسنا و أنفسکم، رسول الله صلى الله علیه و سلم و علی بن أبی طالب هستند و مراد از أبناءنا، حسن و حسین هستند و مراد از نساءنا، فاطمة است.

تفسیر ابن کثیر، ج1، ص379، چاپ انتشارات دار المعرفة بیروت ـ الدر المنثور للسیوطی، ج2، ص39 ـ فتح القدیر للشوکانی، ج1، ص348

خداوند در این آیه، علی بن أبی طالب (علیه السلام) را نفس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است. یعنی دیگر نمی‌شود بالاتر از این درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) سخن گفت که امیرالمؤمنین (علیه السلام) جان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نازل منزله نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

* * * * * * *

مجری برنامه

أفضلیت و امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) چگونه از آیه مباهله استدلال می‌شود؟

استاد حسینی قزوینی

إن شاء الله اگر بعدها توفیق داشته باشم، به حول و قوه إلهی در مورد امامت حضرت علی (علیه السلام) از منظر قرآن، مفصل توضیح خواهم داد. اما به اجمال عرض می‌کنم.

نکته اول:

تمام مفسرین، مانند بیضاوی آورده‌اند که این آیه، دلالت می‌کند بر این‌که محبوب‌ترین انسان‌ها در نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

تفسیر بیضاوی، ج2، ص47

خود محبوب بودن، مستلزم أفضلیت است. آقایانی که برای تعیین خلیفه در سقیفه جمع شده بودند، وقتی میان مهاجرین و انصار اختلاف شد و به کتک‌کاری و درگیری انجامید، ابوبکر گفت:

ما شایسته هستیم که خلیفه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) باشیم. چون ما نزدیک به پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و از خویشان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) هستیم.

اگر ملاک أفضلیت این باشد، به تعبیر آقای زمخشری، هیچ فضیلتی بالاتر از این نیست که قرآن، علی بن أبی طالب (علیه السلام) را نازل منزله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است.

نکته دوم:

نکته‌ای که خیلی جالب است و بینندگان عزیز هم توجه داشته باشند، این است که آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مباهله با نصارای نجران که قرار گذاشته بودند که آنها عزیز‌ترین افراد خود را بیاورند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم عزیزترین افراد خود را بیاورد، هدف از مباهله، اثبات نبوت و صدق کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. آن کسی که شایسته است برای اثبات نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برود، قطعا برای استمرار رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که خلافت و جانشینی باشد، از دیگران اولویت دارد.

نکته سوم:

خداوند در این آیه، حضرت علی (علیه السلام) را نفس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است. البته مراد از آن، نفْس حقیقی و عین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودن نیست و مراد از این آیه، این است که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) با جان گرامی نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برابر است در همه جهات؛ مگر در مسئله نبوت که در حدیث شریف منزلت هم آمده است:

أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی.

صحیح البخاری، ج5، ص129 ـ صحیح مسلم، ج7، ص120

پس آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در تمام فضائلی که برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است، هم‌سطح پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ غیر از مسئله نبوت و دریافت وحی از خداوند و این دلالت می‌کند بر عصمت علی بن أبی طالب (علیه السلام). چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم معصوم بوده است و غیر معصوم را نمی‌شود نفس معصوم قرار داد. این‌که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):

النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره أحزاب/آیه6

است و ولایت تامّه بر جان و مال مؤمنین داشته، حضرت علی (علیه السلام) هم این ولایت را دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) أفضل همه خلائق ـ حتی أنبیاء (علیهم السلام) و ملائکه ـ بوده است و امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم طبق آیه شریفه مباهله، از همه أنبیاء (علیهم السلام) و ملائکه برتر است؛ چون مساوی أکمل، خود هم أکمل است.

* * * * * * *

مجری برنامه

بهترین آیه‌ای که دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) می‌کند، کدام آیه است؟

استاد حسینی قزوینی

در مورد آیاتی که صراحت بر ولایت و امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دارد، مرحوم شیخ طوسی (ره) تعبیری دارد که می‌فرماید:

قوی‌تری آیه‌ای که دلالت بر امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌کند، این آیه شریفه است:

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ

سوره مائده/آیه55

آنچه که بر شما ولایت دارد، خداوند و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند و نماز می‌خوانند و زکات می‌دهند در حال رکوع.

وقتی این آیه نازل شد:

فقرأها رسول الله صلى الله علیه و سلم على أصحابه، ثم قال: من کنت مولاه، فعلى مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

رسول الله (صلی الله علیه و سلم) این آیه را بر اصحاب خود خواندند و فرمودند: هر که من مولای اویم، علی نیز مولای اوست.

الدر المنثور للسیوطی، ج2، ص293 ـ المعجم الأوسط للطبرانی، ج6، ص218

غالبا در میان ما شیعیان مطرح است که این حدیث:

من کنت مولاه فعلی مولاه

فقط در روز غدیر بیان شده است. این اشتباه است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در موارد متعددی این حدیث را فرموده است. یک مورد بعد از نزول آیه ولایت بود، یک مورد هم در سال 8 هشتم هجرت که جیش یمن از امیرالمؤمنین (علیه السلام) شکایت کرد نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این حدیث را فرمود و دیگری هم در غدیر خم بود.

در رابطه با این آیه شریفه، خداوند، ولایتی را که خودش بر بندگان دارد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر بندگان دارد، برای آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) مطرح کرده است.

این‌که آیا این آیه درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شده است یا خیر؟ شاید بیش از 70 کتاب از کتب اهل سنت نقل کرده‌اند وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) انگشتر خود را در حال رکوع به سائل داد، این آیه در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شد. این روایت از خود امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ابن عباس، عمار یاسر، سلمة بن کهیل، مجاهد، سدّی، ابو جعفر و عتبه آمده است.

معرفة علوم الحدیث للحاکم النیسابوری، ص102 ـ البدایة و النهایة لإبن کثیر، ج7، ص394 ـ انساب الأشراف، ص150 ـ المعجم الأوسط للطبرانی، ج6، ص218 ـ الدر المنثور للسیوطی، ج2، ص293 ـ تفسیر ابن کثیر، ج2، ص73

قاضی عضد الدین ایجی ـ متوفای 756 هجری ـ می‌گوید:

و أجمع أئمة التفسیر أن المراد علی علیه السلام.

پیشوایان علم تفسیر اتفاق نظر دارند که مراد از این آیه، علی است.

المواقف للإیجی، ج3، ص601 ـ شرح المقاصد فی علم الکلام للتفتازانی، ج2، ص288 ـ شرح تجرید العقائد للقوشجی، ص368

این مطالب را از خواجه نصیر الدین طوسی (ره) آورده‌اند و ردّ نکرده‌اند و متلقّات به قبول کرده‌اند.

آقای آلوسی وهابی در روح المعانی می‌گوید:

و غالب الأخباریین علی أنها نزلت فی علی کرم الله وجهه.

غالب اخباریین و محدثین بر این عقیده هستند که این آیه در حق علی نازل شده است.

روح المعانی للآلوسی، ج6، ص167

* * * * * * *

سؤالات بینندگان

سوال:

به عنوان پدر، بنده دوست دارم دخترم را به بهترین خواستگاران او بدهم. اگر بنده بخواهم استناد بکنم به اقدام عملی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در تزویج حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) به علی بن أبی طالب (علیه السلام)، آیا صرف این کار، علامت أعلمیت و بالاتر بودن مقام آن حضرت در بین همه کسانی که پیرامون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند، نیست؟

جواب:

إن شاء الله این را در زمان دیگری مفصل خواهم گفت. خلیفه اول و دوم به خواستگاری حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) آمدند و آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به اینها جواب ردّ داد و امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و جواب مثبت داد. این قضیه نشان‌گر این است که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نزد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و این روشن و واضح است.

نَسائی نقل می‌کند از بُریْده ـ صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ـ و می‌گوید:

خطب أبو بکر و عمر فاطمة، قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: إنها صغیرة. فخطبها على فزوجها.

ابوبکر و عمر به خواستگاری فاطمه رفتند و پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود: فاطمه هنوز کوچک است. وقتی علی، فاطمه را خواستگاری کرد، پیامبر (صلی الله علیه و سلم) او را به ازدواج علی درآورد.

سنن النسائی، ج6، ص62 ـ صحیح ابن حبان، ج15، ص399 ـ مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص204 ـ الصواعق المحرقة، ص163 ـ المعجم الکبیر للطبرانی، ج4، ص34 ـ أسد الغابة لإبن الأثیر، ج1، ص386

حاکم نیشابوری هم می‌گوید این روایت صحیح است و شرایط صحیح بخاری و صحیح مسلم را دارد.

مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج2، ص167

این قضیه باعث شد که بعضی‌ها نسبت به این قضیه حساسیت پیدا کردند و گفتند که چطور شد ما رفتیم خواستگاری حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و به ما نداد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به ازدواج حضرت علی (علیه السلام) درآورد؟ به‌طوری که مسائلی را علیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جامعه منتشر می‌کردند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بالای منبر رفت و فرمود:

ما أنا زوجته و لکن الله زوجه.

من فاطمه را به ازدواج علی در نیاوردم، بلکه خدا بود که این کار را کرد.

تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج42، ص126 ـ تاریخ یعقوبی، ج2، ص41

* * * * * * *

سوال:

فرق بین امامت و خلافت چیست؟

جواب:

آنچه که آقایان اهل سنت در این زمینه دارند، فرقی میان امامت و خلافت نگذاشته‌اند. مثلا ابن أثیر ـ از لغت نویسان بزرگ اهل سنت ـ در کتاب النهایة در رابطه با معنای خلیفه می‌گوید:

خلیفه کسی است که بعد از یک شخصیت می‌آید و جایگزین او می‌شود.

النهایة فی غریب الحدیث، ج2، ص65 ـ لسان العرب لإبن منظور، ج9، ص89

ولی آقای ابن خلدون ـ از مورخین نامی اهل سنت و متوفای 808 هجری ـ صراحتا می‌گوید:

هی حمل الکافة على مقتضى النظر الشرعی فی مصالحهم الأخرویة و الدنیویة الراجعة إلیها ... فهی فی الحقیقة خلافة عن صاحب الشرع فی حراسة الدین و سیاسة الدنیا.

خلافت، جانشینی از شریعتی است که برای پاسداری از دین و سیاست دنیا است.

تاریخ ابن خلدون، ج1، ص191

قاضی عضد الدین ایجی ـ از استوانه‌های کلامی اهل سنت ـ می‌گوید:

الإمامة هی خلافة الرسول.

امامت، جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) است

المواقف للإیجی، ج3، ص574

آقای ابو الحسن ماوردی ـ از بنیان‌گذاران علم کلام اهل سنت ـ می‌گوید:

الإمامة موضوعة لخلافة النبوة.

الأحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، ص5

آقایان اهل سنت فرقی میان امامت و خلافت نگذاشته‌اند. ولی از دیدگاه ما شیعیان، میان خلافت و امامت، تفاوت از زمین تا آسمان است. خلاصه نظر شیعه این است که أمر امامت به دست خداوند است. همان‌طوری که در رابطه با حضرت ابراهیم (علیه السلام) آمده است:

وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره/آیه124

خداوند جعل امامت حضرت ابراهیم (علیه السلام) را بعد از نبوت او، به خودش نسبت داده است؛ ولی خلافت این‌گونه نیست. خلافت، اشاره‌ای است از ناحیه نبوت و نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای جانشینی.

* * * * * * *

سوال:

ابوبکر و عمر که به خواستگاری حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) رفتند، خودشان و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) چند ساله بودند؟

جواب:

این قضیه در سال دوم هجرت بوده است و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) 9 ساله بوده است و ابوبکر 61 ساله و عمر 42 ساله بوده است.

* * * * * * *

سوال:

با در نظر گرفتن این‌که امیرالمؤمنین (علیه السلام)، امام و خلیفه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است و از طرف خداوند انتخاب شده بود و حکم خداوند بود، چرا اجازه داد ابوبکر به خلافت برسد؟

جواب:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) تمام تلاشش را به کار گرفت و استدلال کرد و از مردم کمک خواست، ولی کسی به امیرالمؤمنین (علیه السلام) جواب نداد و به ندای هل من ناصر حضرت علی (علیه السلام) پاسخ مثبت ندادند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

فنظرت فإذا لیس لی معین إلا أهل بیتی، فضننت بهم عن الموت و أغضیت على القذى و شربت على الشجى و صبرت على أخذ الکظم و على أمر من طعم العلقم.

جز اهل بیت من، کسی از من دفاع نکرد و مشکل بود برای من که اهل بیتم را در برابر شمشیر دشمن قرار دهم. وقتی دیدم یاوری برای قیام ندارم، چشمِ پر از خار و خاشاک را ناچارا فرو بستم و با گلویی که در آن استخوان گیر کرده، جام تلخ حوادث را نوشیدم و خشم خویش را فرو خوردم و بر نوشیدن جام تلخ‌تر از زهر، شکیبائی کردم.

نهج‌البلاغه، خطبه26

امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم بارها فرمود:

لو وجدت أربعین رجلا لما کففت یدی ... .

اگر من 40 نیروی کمکی داشتم، در برابر اینها قیام می‌کردم و هر چه صدا زدم، جز 3 نفر به من جواب ندادند.

تاریخ یعقوبی، ج2، ص126

إنی لو وجدت یوم بویع أخو تیم الذی عیرتنی بدخولی فی بیعته ، أربعین رجلا کلهم على مثل بصیرة الأربعة الذین قد وجدت ، لما کففت یدی ولناهضت القوم ، ولکن لم أجد خامسا فأمسکت

کتاب سلیم بن قیس تحقیق محمد باقر الأنصاری، ص218

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ابتداء به فکر جنگ مسلحانه و دفاع از حق مسلّم خودش بود و وقتی دید کسی او را یاری نمی‌کند، صبر کرد:

فصبرت و فی العین قذى و فی الحلق شجا، أرى تراثی نهبا.

صبر کردم در حالی‌که استخوان در گلو و خار در چشمم بود و می‌دیدم که حق مسلّم مرا به تاراج می‌برند.

نهج‌البلاغه، خطبه3

به این دلائل، امیرالمؤمنین (علیه السلام) تحمل کرد. آنچه که برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) مسلّم بود، حفظ اسلام بود و با این روشی که پیش گرفت، اسلام را از سقوط نجات داد، ولو این‌که در حق خودش ظلم شد.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

 

««« و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته »»»


دکتر سید محمد حسینی قزوینی