جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

چرا پیامبر(ص) با دختر ابوبکر و با دختران برخی از کفار ازدواج کرد؟
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۱
 

لازم است دو نکته در آغاز گفته شود:
اوّل : نگرشی کوتاه به فرهنگ ازدواج در شبه جزیرة عربی در عصر رسول خدا(ص):
1ـ در آن زمان از یک سو چادر نشینی، وضع اسفناک اقتصادی و محرومیت منطقه از امکانات طبیعی، و از سوی دیگر تمرکز ثروت در دست برخی از سران شرک در مکه و طائف، نیز در دست یهودیان مدینه، وضع زندگی را بر مردم مشکل کرده بود.
2ـ قتل، غارت، جنگ و خونریزی در آن محیط امری معمول و متداول بود.
3ـ به عللی از جمله فقر، اسیر شدن دختران در جنگ و به فحشا کشیده شدنشان موجب شد تا عرب جاهلی نسبت به دختر بی علاقه بشود و به زنده به گور کردن آنان رو آورد.
4ـ با وجود وضع ناگوار اقتصادی، همسرگزینی نوعی کمک به خانواده دختر و یا زن محسوب می‌شود. به همین جهت مشرکان قریش به دامادهای پیامبر فشار می آوردند تا دختران پیامبر(ص) را طلاق بدهند و حضرت در مشکلات مالی گرفتار شود.
5ـ در فرهنگ عرب آن زمان محدودیت سنی در ازدواج وجود نداشت. چه بسا مرد بزرگسال با دختری که به مراتب از او کوچک تر بود، ازدواج می‌کرد.
6ـ در آن وضع زن بیوه اگر شوهر نمی کرد، خوشایند نبود، بلکه زشت شمرده می شد. به مجرد آن که شوهر می مرد و یا از وی طلاق می گرفت و عِدة وفات یا طلاق سپری می شد، شوهری دیگر انتخاب می‌کرد. همانند اسماء بنت عمیس که اوّل همسر جعفر بن ابوطالب شد. بعد از شهادت او به عقد ابوبکر در آمد و بعد از درگذشت او به عقد امام علی(ع) درآمد.
7ـ در آن وضع ازدواج از مهم ترین عامل وحدت و پیوند بین قبایل و بازدارندة جنگ به شمار می آمد.
نکتة دوم:‌ نیم نگاهی به ازدواج پیامبر(ص):
1ـ پیامبر(ص) تا 50، یا 53 سالگی غیر از حضرت خدیجه همسر دیگری بر نگزید.
2ـ همة زنان پیامبر(ص) جز عایشه بیوه بودند. آنان پیش از آن که به همسری پیامبر در آیند، یک، یا دوبار شوهر نموده بودند و بعد از درگذشت و یا شهادت شوهر و انقضای عِدّه به عقد پیامبر در آمدند.
3ـ عمدة ازدواج های پیامبر در شرایط سخت و دشوار جنگی صورت گرفته بود، مانند شکست مسلمانان در جنگ اُحد که وضع مسلمانان بسیار ناراحت کننده بود. در این سال پیامبر(ص) چند همسر برگزید، تا از آنان نگه داری کند.
4ـ پیامبر(ص) با قبایل انصار ازدواج نکرد. دقت در این امور در حکمت های ازدواج پیامبر(ص) و یافتن هدف ها به ما کمک می‌کند.
بعد از بیان این دو نکته می گوییم: بدون کوچک ترین تردیدی ازدواج های پیامبر(ص) به جهت ارضای خواهش های نفسانی نبود، چون
اوّلاً: اگر چنین بود، پیامبر(ص) می بایست در سنین جوانی به این کار مبادرت می‌کرد.
ثانیاً: اگر حضرت در پی آن بود، می بایست جهت گیری هایش در گزینش همسران این را اثبات کند، نه این که نفی نماید. اگر به دنبال بهرة جنسی بود، در گزینش همسران به جذابیت جنسی و زیبایی و جوانی آنان توجه می‌کرد. در حالی که پیامبر(ص) به جای ازدواج با دوشیزگان خوش سیما، با زنان بزرگسال و بیوه ازدواج کرد. بنا به گزارش های تاریخی، حضرت در حالی با "ام سلمه" ازدواج نمود که وی پیر زنی بود که رغبت به ازدواج نداشت و برایش جای تعجب بود که چرا پیامبر از وی در این سن و سال خواستگاری نموده است.
ثالثاً: آنانی که با انگیزة کامیابی جنسی به ازدواج های متعدد رو می آورند،‌ ماهیت زندگی آنان به گونه ای دیگر است. آنان به زرق و برق ظاهری زندگی، لباس و زینت زنان و رفاه و خوشگذرانی رو می آورند؛ درحالی که سیره و زندگی پیامبر اسلام(ص) خلاف این را نشان می‌دهد. پیامبر(ص) در برابر خواست همسران خویش در مورد زرق و برق زندگی، آنان را مخیّر کرد که یا همین ساده زیستی را برگزینند و به عنوان همسر پیامبر باقی بمانند و یا از حضرت طلاق بگیرند و بروند دنبال زرق و برق زندگی. علامة طباطبایی در این باره می نویسد: داستان تعدّد زوجات پیامبر(ص) را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی آن حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن که برنامه ازدواج آن حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و هم چنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن‌دوستی آن حضرت دارد.[1]
رابعاً: دو تن از زنان پیامبر(ص) کنیز بودند. اگر هدف پیامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود،‌این دو چون که کنیز بودند، بدون ازدواج، پیامبر(ص) می توانست از آنان بهره مند شود. با این تحلیل ازدواج بی فایده بود.
بنابراین اهداف و حکمت های ازدواج پیامبر(ص) را می بایست در غیر از انگیزه های نفسانی جستجو نمود که مهم ترین آن بدین شرح است:
1ـ هدف سیاسی ـ تبلیغی: یکی از اهداف ازدواج های پیامبر(ص) هدف سیاسی - تبلیغی بود؛ یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی واجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید. حضرت به خاطر دست یابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی وسیاسی، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی های آنان وحفظ سیاسیت داخلی وایجاد زمینة مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد. در راستای این اهداف پیامبر(ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ تیم، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ عدی، با ام حبیبه دختر ابوسفیان از قبیلة نامدار بنی امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج مهم ترین پیوند میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود به جا می گذارد. در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر ابن خلدون جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود،[2] بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود. به همین جهت پیامبر(ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر(ص) دشمن بودند، مانند بنی امیه و بنی اسرائیل،‌ ازدواج نمود. امّا با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی شد و آنان نسبت به پیامبر(ص) دشمنی نداشتند، ازدواج نکرد. "گیورگیو" نویسندة مسیحی می نویسد: محمد(ص) ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد.[3]
2ـ هدف تربیتی: پیامبر(ص) حمایت از محرومان و واماندگان را جزء آیین نجات بخش خویش قرار داد. قرآن مردم را به حمایت از واماندگان ومحرومان و ایتام فرا می خواند. پیامبر(ص) در مناسبت های مختلف مردم را به این کارخداپسندانه تشویق نمود، و در عمل برای مردان بیچاره و وامانده در کنار مسجد صفه را بنا نهاد و حدود هشتاد نفر از آنان را در آن جا سکنی داد. این حمایت عملی و صفه نشینی مربوط به مردان بود، اما دربارة زنان با توجه به موقعیت آنان، این گونه راه حل برای رهایی آنان از مشکلات پسندیده نبود، بلکه رسول خدا(ص) برای زنان راه حل دیگری را در نظر گرفت. حضرت از فرهنگ مردم و راه حل چند همسر داری که بازتاب شرایط اجتماعی بود، بهره جست و مردان مسلمان را تشویق نمود که زنان بی سرپرست و یتیم دار را به تناسب حالشان، با پیوند زناشویی به خانه های خویش راه بدهند، تا آنان و یتیمانشان از رنج بی سرپرستی و تنهایی و فقر مالی و عقده های روانی رهایی یابند؛ و خود نیز در عمل به این کار تن داد تا مسلمانان د رعمل تشویق شوند و در مسیر رفع محرومیت واماندگان قدم بردارند. پیامبر(ص) با زنان بیوه ازدواج نمود و آنان را به همراه فرزندان یتیمشان به خانة خویش راه داد،‌ تا هم خودش به قدر توان در زدودن مشکلات گام برداشته باشد و هم الگوی خوبی برای مردم در این امر باشد.
3ـ هدف رهایی کنیزان: اسلام با برنامه ریزی دقیق و مرحله به مرحله در جهت آزادی اسیران گام برداشت. رسول خدا(ص) از شیوه های خوب و متعدد برای آزادی اسیران بهره جست که ازدواج از جملة آن‌ها است. جویریه و صفیه کنیز بودند. پیامبر(ص) این دو را آزاد کرد و سپس با آن دو ازدواج نمود، تا بدین وسیله به مسلمانان بیاموزد که می‌شود با کنیز ازدواج نمود. اوّل او را آزاد نمود و سپس شریک زندگی قرار داد. در ازدواج پیامبر با جویریه بسیاری از کنیزان آزاد شدند. توضیح این که: جویریه در غزوه بنی مصطلق اسیر شده بود و در سهم غنیمتی رسول خدا(ص) قرار گرفت. حضرت وی را آزاد کرد و سپس با وی ازدواج نمود. کار حضرت برای یارانش الگوی خوبی شد و تمامی اسیران غزوه بنی مصطلق که حدود دویست تن بودند،‌ آزاد شدند. "گیورگیو" دانشمند مسیحی می نویسد: محمد با جویریه ازدواج کرد. یارانش این عمل برا نپسندیدند و آن را با تعجب می نگریستند. فردای آن روز کم کم اسیران خود را آزاد کردند، چون که نمی توانستند بپذیرند که بستگان همسر پیامبر(ص) بردة آنان باشند.[4]
4ـ نجات زن و جلوگیری از غلتیدن وی در دامن بستگان مشرک و کافر: برخی از زنانی که مسلمان شده بودند و به جهت مرگ، شهادت و یا ارتداد شوهر، بی سرپرست می شدند و زندگی بر آنان بسیار مشکل بود و در وضع بسیار آشفته ای به سر می بردند، همانند ام حبیبه، دختر ابوسفیان که همراه شوهرش به حبشه هجرت کرد و در آن جا بی سرپرست شد. نه می توانست در آن جا بماند و نه به مکه نزد پدرش برگردد. پیامبر(ص) وقتی که از مشکل وی با خبر شد، پیکی برای نجاشی پادشاه حبشه فرستاد و از او خواست تا ام حبیبه را به عقد پیامبر در آورد. این ازدواج باعث شد که وی از بی سرپرستی نجات پیدا کند و به دامن بستگان مشرک خویش نغلتد.
5ـ‌ طرد سنت غلط و جاهلی: در اسلام "پسرخوانده" حکم پسر واقعی را ندارد و زن پسر خوانده بر مرد مَحْرَم نیست. در حالی که در جاهلیت احکام پسر واقعی را بر پسر خوانده سرایت می دادند، از آن جمله زن پسر خوانده بر پدر خوانده محرم بود. اسلام این حکم را باطل نمود.[5] پیامبر(ص) به دستور خدا با "زینت بنت حجش" که همسر مطلقه زیدبن حارثه، پسرخواندة پیامبر بود، ازدواج نمود، تا حکم جاهلی را در عمل باطل کند و مردم پذیرای نقض حکم جاهلی باشند.[6] اگر این ازدواج صورت نمی گرفت، ممکن بود زیدبن حارثه، یا پسرش اسامه بن زید، بعد از رحلت پیامبر به عنوان پسر و وارث پیامبر مطرح می شد و مسیر امامت و وراثت خاندان پیامبر(ص) دگرگون می شد. افزون بر این امور ازدواج های پیامبر از اهداف و حکمت های دیگری برخوردار بود که به جهت رعایت اختصار از ذکر آن‌ها خودداری می‌شود.
[1]سید محمد حسین طباطبایی، فرازهایی از اسلام، ص 174.
[2]مقدمه ابن خلدون(ترجمه)، ج 1، ص 286.
[3]محمد پیامبری که از نو باید شناخت، ص 207.
[4]همان، ص 181.
[5]احزاب (33) آیة 4.
[6]همان، آیة 37.