جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

خوشحالی از شهادت امام حسن
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
 

بسیارى از تاریخ نویسان اهل سنت نوشته‌اند که وقتى خبر شهادت امام حسن علیه السلام به فرزند جگرخوار  معاویه  رسید، سجده شکر بجاى آورد.


ابن سمعون بغدادى در أمالى، زمخشرى در ربیع الأبرار، انصارى تلمستانى در الجوهرة فى النسب و ابن خلکان در وفیات الأعیان، مى‌نویسند:


فلما بلغ معاویة موته سمع تکبیره من الخضراء، فکبرأهل الشام لذلک التکبیر، فقالت فاختة بنت قریظة لمعاویة: أقر الله عینک ما الذی کبرت لأجله؟ فقال: مات الحسن، فقالت أ على موت ابن فاطمة تکبر؟. فقال: والله ما کبرت شماتة بموته، ولکن استراح قلبی.


ودخل علیه ابن عباس رضی الله تعالى عنهما فقال له: یا ابن عباس هل تدری ما حدث فی أهل بیتک؟ فقال: لا أدری ما حدث؟ إلا أنی أراک مستبشرا وقد بلغنی تکبیرک وسجودک فقال: مات الحسن فقال ابن عباس یرحم الله أبا محمد ثلاثا، والله یامعاویة لاتسد حفرته حفرتک، ولایزید عمره فی عمرک، ولئن کنا قد أصبنا بالحسن، فلقد أصبنا بإمام المتقین وخاتم النبیین، فجبر الله تلک الصدعة، وسکن تلک العبرة، وکان الله الخلف علینا من بعده.


زمانى که معاویه از وفات امام حسن با خبر شد، صداى تکبیرش از کاخ سبز شنیده شد، مردم شام به پیروى از او تکبیر گفتند، فاخته دختر قریظه (همسر معاویه) به او گفت: چشمت روشن، به خاطر چه چیزى تکبیر گفتی؟ معاویه گفت: حسن از دنیا رفت، فاخته گفت: آیا براى مردن فرزند فاطمه تکبیر مى‌گوئى، معاویه گفت: به خدا قسم به خاطر شادمانى در مرگ او تکبیر نگفتم؛ ولى قلبم آسوده و راحت شد.


ابن عباس بر معاویه وارد شد، معاویه به او گفت: آیا از اتفاقى که براى خانواده‌ات افتاده خبر داری؟ ابن عباس گفت: نمى‌دانم چه اتفاقى افتاده؛ ولى تو را شادمان و خندان مى‌بینم و خبر تکبیر و سجده تو را شنیده‌ام. معاویه گفت: حسن از دنیا رفت. ابن عباس گفت: خد ابو محمد را رحمت کند ـ این جمله را سه بار گفت‌ـ سوگند به خدا که اى معاویه، بدن او قبر تو را نخواهد بست و کم شدن عمر او، بر عمر تو نخواهد افزود، اگر ما به امام حسن ملحق شویم، به پیشواى پرهیزگاران و انگشتر پیامبران ملحق شده‌ایم و خداوند این دورى را جبران و این اندوه را تسکین خواهد داد؛ و پس از آن خداوند براى ما جانشین انتخاب خواهد کرد.


ابن سمعون البغدادی، أبو الحسین محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس (متوفاى387هـ)، أمالی ابن سمعون، ج1، ص165، طبق برنامه الجامع الکبیر؛


ربیع الأبرار، زمخشری، ج1، ص438، باب الموت ومایتصل به من ذکر القبر، طبق برنامه الجامع الکبیر و المکتبة الشاملة؛


الانصاری التلمسانی، محمد بن أبی بکر المعروف بالبری (متوفای644هـ) الجوهرة فی نسب النبی وأصحابه العشرة، ج1، ص282، طبق برنامه الجامع الکبیر؛


إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفای681هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج2، ص66، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.


زمخشرى، علاوه بر روایت گذشته، این مطلب را نیز نقل کرده است:


لما بلغ معاویة موت الحسن بن علی رضی الله عنه، سجد معاویة وسجد من حوله شکراً. فدخل علیه ابن عباس فقال له: یا ابن عباس أمات أبو محمد ؟ قال: نعم، وبلغنی سجودک، والله یا ابن آکلة الکبود لا یسدن جسدک إیاه حفرتک، ولا یزید انقضاء أجله فی عمرک.


هنگامى که خبر شهادت امام حسن به معاویه رسید، او و کسانى که در اطراف او بودند، سجده شکر بجاى آوردند. آنگاه ابن عباس نزد معاویه آمد، معاویه به وى گفت: آیا امام حسن مرد ؟ گفت: آرى، من شنیده‏ام سجده شکر بجاى آورده‏اى! اى پسر زن جگر خوار، به خدا قسم! بدن او را در قبر تو نخواهند نهاد، فرا رسیدن مرگ او موجب طول عمر تو نخواهد شد!.


ربیع الأبرار، زمخشری، ج1، ص431، باب الموت ومایتصل به من ذکر القبر، بر اساس برنامه المکتبة الشاملة.


احمد زکى صفوت در جمهرة خطب العرب مى‌نویسد:


لما بلغ معاویة نعی الحسن بن علی رضی الله عنه أظهر الفرح والسرور حتى سجد وسجد من کان معه فبلغ ذلک عبد الله بن عباس وکان بالشام یومئذ فدخل على معاویة فلما جلس قال معاویة یا بن عباس هلک الحسن بن علی ولم یظهر حزنا فقال ابن عباس نعم هلک إنا لله وإنا إلیه راجعون ترجیعا مکررا وقد بلغنی الذی أظهرت من الفرح والسرور لوفاته أما والله ما سد جسده حفرتک ولا زاد نقصان أجله فی عمرک ولقد مات وهو خیر منک ولئن أصبنا به لقد أصبنا بمن کان خیرا منه جده رسول الله صلى الله علیه وسلم فجبر الله مصیبته وخلف علینا من بعده أحسن الخلافة.


زمانى که خبر وفات حسن بن على علیهما السلام به معاویه رسید، آشکار به شادى و پایکوبى پرداخت؛ تا جائى که به سجده افتاد و کسانى که با او بودند نیز سجده کردند. این خبر به عبد الله بن عباس رسید که در آن زمان در شام بود، پس بر معاویه وارد شد، زمانى که نشست معاویه به او گفت: اى پسر عباس، حسن بن على به هلاکت رسید؛ چرا غمگین نیستی؟ ابن عباس گفت: بلى از دنیا رفت، همه ما از خدائیم و به سوى او بازخواهیم گشت ـ مرتب این جمله را تکرار مى‌کرد ـ شنیده‌ام که به خاطر وفات او آشکارا به شادى و پایکوبى پرداخته‌اى، سوگند به خدا که بدن او قبر تو را پر نخواهد کرد، کم بودن عمر او بر عمر تو نخواهد افزود، او در حالى از دنیا رفت که از تو بهتر بود، اگر ما به او ملحق شویم، به شخصى بهتر از او و جدش رسول خدا ملحق شده‌ایم، پس خداوند مصیبت او را جبران خواهد کرد و پس از خوب جانشینانى خواهد فرستاد.


صفوت، أحمد زکی، جمهرة خطب العرب، ج2، ص99، ناشر: المکتبة العلمیة - بیروت.


ابن قتیبه دینورى در کتاب الإمامة والسیاسة مى‌نویسد:


فلما کانت سنة إحدى وخمسین، مرض الحسن بن علی مرضه الذی مات فیه، فکتب عامل المدینة إلى معاویة یخبره بشکایة الحسن، فکتب إلیه معاویة: إن استطعت ألا یمضی یوم یمر بی إلا یأتینی فیه خبره فافعل، فلم یزل یکتب إلیه بحاله حتى توفی.


فکتب إلیه بذلک، فلما أتاه الخبر أظهر فرحا وسرورا، حتى سجد وسجد من کان معه، فبلغ ذلک عبد الله بن عباس، وکان بالشام یومئذ، فدخل على معاویة، فلما جلس قال معاویة: یا بن عباس هلک الحسن بن علی، فقال ابن عباس: نعم هلک ( إنا لله وإنا إلیه راجعون ) ترجیعا مکررا، وقد بلغنی الذی أظهرت من الفرح والسرور لوفاته. أما والله ما سد جسده حفرتک، ولا زاد نقصان أجله فی عمرک، ولقد مات وهو خیر منک، ولئن أصبنا به لقد أصبنا بمن کان خیرا منه، جده رسول الله صلى الله علیه وسلم، فجبر الله مصیبته، وخلف علینا من بعده أحسن الخلافة.


ثم شهق ابن عباس وبکى، وبکى من حضر المجلس، وبکى معاویة، فما رأیت یوما أکثر باکیا من ذلک الیوم، فقال معاویة: بلغنی أنه ترک بنین صغارا.


فقال ابن عباس: کلنا کان صغیرا فکبر. قال معاویة: کم أتى له من العمر ؟ فقال ابن عباس: أمر الحسن أعظم من أن یجهل أحد مولده. قال: فسکت معاویة یسیرا، ثم قال: یا بن العباس: أصبحت سید قومک من بعده، فقال ابن عباس: أما ما أبقى الله أبا عبد الله الحسین فلا. قال معاویة: لله أبوک یا بن عباس، ما استنبأتک إلا وجدتک معدا.


هنگامى که سال پنجاه و یک هجرى شد، بیمار شد که بر اثر همان بیمارى از دنیا رفت، حاکم مدینه به معاویه نامه نوشت و او را وضعیت امام حسن با خبر ساخت، معاویه در جواب نوشت: اگر مى‌توانى هر روز اخبار او را براى من بفرست، پس از آن تا زمانى که امام حسن از دنیا رفت، احوال او را به معاویه مى‌رساند.


وقتى از دنیا رفت، حاکم مدینه این خبر را به معاویه رساند، وقتى معاویه از این قضیه با خبر شد، آشکارا به شادى و پایکوبى پرداخت؛ تا جائى که به سجده افتاد و کسانى که با او بودند نیز سجده کردند. این خبر به عبد الله بن عباس رسید که در آن زمان در شام بود، پس بر معاویه وارد شد، زمانى که نشست معاویه به او گفت: اى پسر عباس، حسن بن على به هلاکت رسید؛ چرا غمگین نیستی؟ ابن عباس گفت: بلى از دنیا رفت، همه ما از خدائیم و به سوى او بازخواهیم گشت ـ مرتب این جمله را تکرار مى‌کرد ـ شنیده‌ام که به خاطر وفات او آشکارا به شادى و پایکوبى پرداخته‌اى، سوگند به خدا که بدن او قبر تو را پر نخواهد کرد، کم بودن عمر او بر عمر تو نخواهد افزود، او در حالى از دنیا رفت که از تو بهتر بود، اگر ما به او ملحق شویم، به شخصى بهتر از او و جدش رسول خدا ملحق شده‌ایم، پس خداوند مصیبت او را جبران خواهد کرد و پس از خوب جانشینانى خواهد فرستاد.


سپس ابن عباس با صداى بلند گریه کرد و کسانى که در مجلس بودند نیز گریستند، معاویه نیز گریست، تا آن روز بیش از این گریه دیده نشده بود، معاویه گفت: شنیده‌ام که او کودکان خردسالى به جاى گذاشته است. ابن عباس گفت: همه ما کوچک بودیم و بزرگ شدیم. معاویه گفت: او چند سال داشت؟ ابن عباس گفت: وضعیت امام حسن مشهورتر از آن است که کسى تاریخ ولادتش را نداند، معاویه مدت کوتاهى ساکت شد سپس گفت: اى پسر عباس تو از امروز بزرگ قوم خود شدى، ابن عباس گفت: تا زمانى که خداوند أبا عبد الله الحسین زنده نگه داشته است، من بزرگ قوم نیستم! معاویه گفت: عجب پدری داشتی ای ابن عباس! هرگاه تو را امتحان کردم، تو را آماده دیدم!


الدینوری، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج1، ص142، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م.


ابن عبد ربه در العقد الفرید مى‌نویسد:


ولما بلغ معاویةَ موتُ الحسن بن علی خر ساجداً لله، ثم أرسل إلى ابن عباس، وکان معه فی الشام، فعزاه وهو مُستبشر، وقال له: ابن کم سنة مات أبو محمد؟ فقال له: سنِه کان یُسمع فی قُریش، فالعجب من أن یجهله مثلُک! قال: بلغنی أنه ترک أطفالاً صغاراً. قال: کُل ما کان صغیراً یَکْبُر، وإن طِفْلَنَا لکَهْل، وإن صغیرَنا لکَبیر. ثم قال: مالی أراک یا معاویةُ مُستبشراً بموت الحسن ابن علی ؟ فوالله لا ینْسأ فی أجلک، ولا یَسُد حُفرتک، وما أقَل بقاءَک وبقاءَنا بعده.


هنگامى که خبر شهادت حسن بن على علیهما السلام به معاویه رسید، سجده شکر بجاى آورد، سپس کسى را به دنبال ابن عباس فرستاد که در همان زمان در شام حضور داشت. سپس به او تسلیت گفت در حالى که شادمان بود. به ابن عباس گفت: ابو محمد در چند سالگى از دنیا رفت ؟ ابن عباس گفت: سن او را تمامى قریش مى‌دانند، عجیب است که فردى همانند تو از آن آگاهى ندارد. سپس معاویه گفت: شنیده‌ام که فرزندان کوچکى بر جاى نهاده است ؟! ابن عباس گفت: هر کوچکى، بزرگ خواهد شد، کودکان ما یر و خردسالان ما نیز بزرگ خواهند شد.


سپس عبد الله بن عباس گفت: اى معاویه! چرا تو به خاطر شهادت حسن بن على (علیهما السلام) خوشحال شده‌اى ؟ به خدا قسم مردن او اجل شما را به تأخیر نخواهد انداخت و بدن او قبر تو را پر نخواهد کرد. چه قدر کم است ماندن من و تو بعد از امام حسن علیه السلام.


العقد الفرید، ابن عبد ربه الأندلسی، ج2، ص125، طبق برنامه المکتبة الشاملة.


حال در این جا بار دیگر جملات رسول خدا صلى الله علیه وآله را در باره دشمنى و جنگ با اهل بیت علیهم السلام یادآورى مى‌کنیم که فرمود:


أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وسلم لِمَنْ سَالَمَکُمْ.


و نیز فرمود:


لا یبغضنا أهل البیت أحد إلا أدخله الله النار.


حال سؤال ما از علما و دانشمندان اهل سنت این است که با توجه به آن چه رسول خدا صلى الله علیه وآله فرموده و نیز با توجه به مدارکى که گذشت، قضاوت شما در باره معاویه چگونه خواهد بود؟