جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

‏پیامدهای رحلت پیامبر اکرم‏ از دیدگاه حضرت زهرا
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
 

‏پیامدهای رحلت پیامبر اکرم‏ از دیدگاه حضرت زهرا

محمدصفر جبرئیلی - رحلت پیامبر اکرم (ص) برای حکومت اسلامی و امت اسلام حادثه‏ای سخت و جانسوز بود. چنان‌که امیرالمؤمنین (ع) می‌‏فرماید:

«پدر و مادرم فدایت ‌ای پیامبر خدا، با مرگ تو رشته‏ای پاره شد که در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوّت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی بود. مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلّی دهنده است؛ یعنی پس از مصیبت تو دیگر مرگ‌ها اهمیتی ندارد. و از طرفی این یک مصیبت همگانی است که عموم مردم به خاطر تو عزادارند. اگر نبود که امر به صبر و شکیبایی فرموده‏ای و از بی‏تابی نهی نموده‏ای، آنقدر گریه می‌‏کردم که اشک‌هایم تمام شود. و این درد جانکاه همیشه در من می‌‏ماند و حزن و اندوهم دائمی می‌‏شد. که همه این‌ها در مصیبت تو کم و ناچیز است»

‏سختی مصیبت رحلت پیامبر به قدری بود که امام علی می‌‏فرماید:

«فضَجَّتِ الدّارُ الافنیةُ ــ گویا در و دیوار خانه فریاد می‌‏زد.» ‏



اجمالی از آثار پربرکت بعثت پیامبر اکرم ‏

‏شاید تصور آن روز برای خیلی‏‌ها امری مشکل به نظر می‌‏رسید؛ چرا که پیامبر توانسته بود در مدت کمی علاوه بر ایجاد الفت و اخوت و صفا و صمیمیت بین مردم، حکومتی عدل گس‌تر و نظامی قانونمند را پی ریزی کند که مردم، خصوصاً طبقه عامه از آن بهره‏مند باشند.

چنان که حضرت امیرمؤمنان (ع) می‌‏فرماید: «حال به نعمت‌های بزرگ الهی که به هنگامه بعثت پیامبر اسلام بر آنان فرو ریخت بنگرید که چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد و با دعوتش آن‌ها را به وحدت رساند. چگونه نعمت‏های الهی بالهای کرامت خود را بر آنان گستراند و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت و تمام برکات آیین حق، آن‌ها را در بر گرفت در میان نعمت‏‌ها غرق شدند و در خرمی زندگانی شادمان. امور اجتماعی آنان در سایه حکومت اسلام استوار شد. در پرتو عزتی پایدار آرام یافتند و به حکومتی پایدار رسیدند. آنگاه آنان حاکم و زمامدار جهان شدند و سلاطین روی زمین گردیدند و فرمانروای کسانی شدند که در گذشته حاکم بودند و قوانین الهی را بر کسانی اجرا می‌‏کردند که مجریان احکام بودند و در گذشته کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت و هیچکس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی‌‏پروراند.»



‏شمه‏ای از حالات فرصت‌طلبان عصر پیامبر ‏

‏شرایط قبل از اسلام و حتی بعد از حکومت اسلامی پیامبر به‌گونه‏ای نبود که تمام کسانی که در جزیرهًْ‏العرب آن روز می‌‏زیستند از جان و دل تسلیم اوامر حکومت نبوی شوند و چه بسا بودند کسانی که نه از سر تسلیم بلکه از ناچاری به بیعت حکومت حضرتش درآمده بودند. و حتی کسانی که در حیات حضرت نتوانستند کاری کنند.

چنان‏‎‌‎که امام علی (ع) می‌‏فرماید: «خویشاوندان ما از قریش می‌‏خواستند پیامبرمان (ص) را بکشند و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشه‏‌ها از سر گذراندند و هرچه خواستند نسبت به ما انجام دادند. و زندگی خوش را از ما سلب کردند. و با ترس و وحشت به هم آمیختند و ما را به پیمودن کوه‏های صعب‌العبور مجبور کردند و برای ما آتش جنگ افروختند. امّا خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم و شر آنان را از حریم دین بازداریم.» ‏

‏آنان منتظر رحلت پیامبر بودند تا بتوانند به مطامع نفسانی خود دست یازند. چنان‌که امام علی (ع) خطاب به برادرش عقیل نوشتند: «قریش را بگذار تا در گمراهی بتازند و در جدایی سرگردان باشند. و با سرکشی و دشمنی زندگی کنند. همانا آنان در جنگ با من متحد شدند؛ آن گونه که پیش از من در نبرد با رسول خدا هماهنگ بودند.»

‏البته بیانات پیامبراکرم (ص) در حق امیرالمؤمنین و در رأس آن‌ها در غدیر خم توانسته بود از شدت و حدّت آن بکاهد. چنان که حضرت زهرا سلام‌الله علی‌ها فرمودند:

«... گویا از آنچه رسول خدا (ص) در روز غدیر خم فرمود، آگاهی ندارید؟ سوگند به خدا که ایشان در آن روز ولایت و رهبری امام علی را مطرح کردو از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت‌طلبان تشنه قدرت را قطع نماید.» ‏

‏گروهی نیز توان و توفیق معرفت پیامبر و حکومت حضرتش را پیدا نکرده بودند. چنان که خداوند متعال می‌‏فرماید:

«قالَتِ الاَعْرابُ آمَنّا، قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلکنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا یَدْخلِ الایْمانُ فی قُلُوبِکُمْ».



شرایط حاد و تأسف بار بعد از رحلت پیامبر

این عوامل و عواملی دیگر دست به دست هم داده بود تا بعد از رحلت پیامبر اکرم جامعه آن روز با مشکلات خاصی مواجه شود. چنان‌که امام علی (ع) می‌‏فرماید:

«... تا آنجا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته، می‌‏خواهند دین محمّد (ص) را نابود سازند. پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنه‏ای در آن بینم یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن بر من سخت‏‌تر از‌‌ رها کردن حکومت بر شماست.»



‏پیامدهای رحلت از زبان حضرت زهرا (س)

در این مقال بنابر آن است که پیامدهای رحلت پیامبر اکرم از نگاه تنها یادگارش حضرت فاطمه سلام‌الله علی‌ها بیان شود. او که بضعة الرّسول است و به تعبیر امام علی (ع) بقیَّهًُْ النّبوهًْ است و به اعتراف دیگران، خیرهًْ النساء و ابنَةُ خَیْرِ الانبیاء، صادقَهًْ فی قولِک، سابقَهًْ فی وفور عقلِکِ است. ‏

‏او که خلیفه اول در جمع مردم مدینه درباره‏اش چنین گفته است: «أنت معدنُ الحکمَةِ و موطنُ الهدی و الرّحمهًْ و رُکْنُ الدّین و عینُ الحجهًْ». ‏

‏و حتی عائشه نیز گفته است: «ما رأیت احدا کان اصدق لهجة من فاطمهًْ الاّ ان یکون الّذی ولّد‌ها». ‏

‏او که هم مردمان مکه و مدینه را دیده و هم شاهد حیات پیامبر اکرم (ص) بوده و هم در کنار پیامبر و حضرت امیر (ع) حوادث ریز و درشت عصر نبوت و روزهای بعد از رحلت و حوادث تلخ و دردناک آن ایّام کوتاه را به دقّت زیر نظر داشته است. آری او می‌‏تواند پیامدهای تأسف بار رحلت پیامبر را خوب بیان کند. در اینجا به مواردی از آن‌ها می‌‏پردازیم:

آن حضرت سلام‌الله علی‌ها در خطبه فدکیه و خطبه‏ای که بعداً در جمع زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند ایراد فرموده‏اند. پیامدهای رحلت پیامبر را بیان می‌‏کنند از جمله آن‌ها عبارتند از:



۱ـ ایجاد ضعف و سستی در میان مردم‏

‏استومَعَ وهْنُهُ «یا وَهیُهُ». ‏

‏حضرت در خطبه‏ای که در حضور زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند نیز این امر را تذکر دادند و با تأسف فرمودند:

«فقبحا لفلول الحدّ واللعب بعد الجدّ وقرع الصّفاة چه زشت است سستی و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و کوشش.»



۲ـ پیدایی تفرقه و اختلاف ‏

«استنهَرَ فتقُهُ وانْفَتَقَ رَتْقُهُ؛ تشتت و پراکندگی گسترش یافت و وحدت و همدلی از هم گسست.»

استنهر از نَهَرَ به معنای وسعت و زیادی است و فتق به معنای جدایی و پاره پاره شدن است. انفَتَقَ از انفتاق یعنی شکافتن و رتق هم به معنای همبستگی و اتحاد است.

در قرآن کریم نیز آمده است که: «انّ السموات والارضَ کانتا رَتْقا ففَتَقْناهُما؛ (آیا کافران ندیدند) که آسمــان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آن‌ها را از یکدیگر باز کردیم.»



۳ـ ناامید شدن امید‌ها و آرزوهای مسلمانان ‏

‏آنان‌که به پیامبر اکرم (ص) و احکام عالیه اسلام ناب حضرتش دل خوش کرده بودند و از نعمت دین الهی و حکومت اسلامی بهره‏مند گشته بودند؛ اکنون با دیدن حوادث بعد از آن حضرت مأیوس شده و امیدشان به یأس مبدّل گشت. «واکَدَتِ الاَمالُ». ‏



‏۴ـ بی‌حرمتی به حریم پیامبر ‏

«اضیعَ الحَریمُ و اُزِیلَتِ الحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ؛ هنوز جسد مبارک پیامبر بر زمین است. در اجتماع سقیفه بدون نظرخواهی از خاندان پیامبر به تعیین جانشین برای آن حضرت می‌‏پردازند. و حق اهل بیت حضرتش را ضایع می‌‏کنند.»

‏چنان‌که حضرت امام علی (ع) می‌‏فرمایند: «فَواللّه ما کانَ یُلقی فی رُوعی، و لا یَخْطُرُ ببالی انَّ العرَبَ تُزعِجُ هذا الامْرَ مِنْ بعده (ص) عَن اهل بیتِهِ و لا انَّهُم مُنَحّوهُ عنّی مِنْ بَعْدِه؛ به خدا سوگند، نه در فکرم می‌‏گذشت و نه در خاطرم می‌‏آمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند؛ یا مرا پس از وی از عهده‌دار شدن حکومت باز دارند.»

و حتی در لحظات واپسین عمر حضرت و هنگام رحلت ایشان، هنگامی که قلم و لوحی طلب فرمودند؛ به آن حضرت بی‏حرمتی کردند و ندای «فانَّهُ یَهْجُر» سر دادند. ‏

‏و مدتی هم از رحلت حضرت نگذشت که به درِ خانه تنها یادگارش آمدند و چه بی‏حرمتی‌ها که نکردند. چنان که حضرت زهرا فرمود: «یا ابَتاهُ یا رسول اللهَِ هکذا کانَ یفعل بحبیبتک وابنتک.... بابا‌ای رسول خدا پس از تو چه بر سر ما آمد.»



۵ـ آشکار شدن خط نفاق و دورویی ‏

«ظَهَرَ فیکُمْ حَسْکَةَ النّفاق». ‏

‏حضرت در جای دیگری از همین خطبه، با کنایه زیبایی به این نفاق افکنی پرداخته است و فرموده است:

«تَشْرَبُونَ حَسْوا فیِ ارْتِغاء َو تَمْشُونَ لاَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِی الْخَمْرِ وَالضَّرّاءِ وَ نَصْبِرُ مِنْکُمْ عَلی مِثْلِ حَزِّ الْمُدی، وَ وَخْزِ السَّنانِ فِی الْحبشاء؛ شیر را اندک اندک با آب ممزوج نمودید و به بهانه اینکه آب می‌‏نوشید، شیر را خوردید. کنایه از نفاق است که تظاهر به عملی می‌‏شود کـــه در واقع خلاف آن است و برای نابودی اهل بیت او در پشت تپه‏‌ها و درختان کمین کردید. و ما بر این رفتار شما که مانند بریدن کارد و فروبردن نیزه در شکم، دردآور و کشنده است صبر می‌‏کنیم.»



۶ـ کمرنگ شدن دین و معنویت ‏

«و سَمَلَ جَلْبابُ الدّینَ» ‏

«جَلْباب» چادر یا عبایی که بدن انسان را می‌‏پوشاند. حضرت زهرا (س) تعبیر به جلباب دین فرموده؛ چون دین نیز تمام زوایای زندگی فردی و اجتماعی انسان را در بر می‌‏گیرد،‌‌ همان گونه که چادر و عباء تمام بدن انسان را در بر می‌‏گیرد. ‏

‏و در عبارتی دیگر فرموده‏اند: «... به خاموش کردن انوار درخشان دین و بی‏اهمیت کردن و مهمل گذاردن سنت‏های پیامبر برگزیده خدا همّت گماردید.»



۷ـ بی‌تفاوت شدن مردم ‏

‏حضرت خطاب به انصار که با جان و مال، پیامبر را کمک کرده بودند، چنین فرمودند:

«یا مَعاشِرَ الْفِتْیَةِ وَاَعْضاء الْمِلَّةِ، وَ حَضَنَةِ الاِسلامِ ما هذِهِ الْغمیزَةُ فی حَقّی والسّنةُ عَنْ ظلامَتی؛ ‌‌ای گروه جوانمرد، ‌ای بازوان ملت و یاوران اسلام، این غفلت و سستی و ضعف شما در حق من و تغافل و بی‏تفاوتی و خواب آلودگی درمورد دادخواهی من، چیست؟»



۸ـ پیمان شکنی مردم

‏فرمودند: «فَانّی حِرْتُمْ بَعْدَ البَیانِ وَ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الاِعْلانِ وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الاِقْدامِ؛ پس چرا بعد از بیان حق حیران و سرگردانید، و بعد از آشکار کردن عقیده پنهان کاری می‌‏کنید و بعد از آن پیشگامی و روی آوردن به عقب برگشته پشت نموده‏اید.»

حضرت زهرا سلام‌الله علی‌ها، در این فراز به حادثه غدیر اشاره می‌‏کند که پیامبر اکرم (ص) آن را برای مردم بیان فرمود و به آن‌ها اعلام کرد و آنان نیز با علی (ع) بیعت کردند؛ اما اکنون بیعت خود را شکستند.



۹ـ ابتلا به وسوسه‏های شیطانی ‏

«تَسْتَجیبُونَ لِهتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِیّ؛ به شیطان گمراه‌کننده پاسخ مثبت دادید.»

و در جای دیگر از خطبه فرموده‏اند: «اَطْلَعَ الشَّیطانُ رَأسَهُ مِنْ مَغْزَرِهِ‌هاتِفا بِکُمْ فَاَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ؛ شیطان سر خود را از مخفیگاه بدرآورد. شما را فراخواند. دید که پاسخگوی دعوت باطل او هستید....»

«مَغزر» یعنی مخفیگاه. در اینجا شیطان به سنگ پشت و خارپشت تشبیه شده است. چون آن هم وقتی دشمن را می‌‏بیند، سرش را در لاک خود فرو می‌‏برد. امّا وقتی که محیط را بدون خطر احساس کرد، سر خود را بیرون می‌‏آورد. شیطان نیز تا وقتی که پیامبراکرم (ص) زنده بودند، سرش را در لاک خود فرو برده بود و جرأت نمی‌‏کرد خود را نشان دهد؛ ولی بعد از آن سرش را بیرون آورد و به تحریک مردم پرداخت. ‏



۱۰ـ شتاب در شنیدن حرف‌های بیهوده و بی‏اساس

«مَعاشر النّاس الْمُسْرِعَةِ اِلی قیلِ الْباطِلِ الْمُغْضِیَةِ عَلَی الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِر؛ ‌ای گروه مردم که به سوی شنیدن حرف‌های بیهوده شتاب می‌‏کنید، و کردار زشت زیانبار را نادیده می‌‏گیرید.»



۱۱ـ روییدن نطفه مظاهر فساد ‏

‏در پایان خطبه عیادت خطاب به زنان مهاجر و انصار فرمود:

«اَمّا لَعَمْری لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَةً رَیثما تُنْتِجُ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلْ‏ءَ الْقَعْبِ دَما عَبیطَا وَ ذُعافا مُبیدا؛ به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شد، باید انتظار کشید تا کی مرض فساد پیکر جامعه اسلامی را از پای درآورد که پس از این پستان ش‌تر به جای شیر خون بدوشید و زهری که به سرعت هلاک‌کننده است.»



۱۲ـ بر سرکار آمدن فرصت‌طلبان ‏

‏حضرت سلام‌الله علی‌ها در فرازهایی از خطبه فدکیّه به گروه‌های فرصت طلب که منتظر بودند تا بعد از رحلت پیامبر از موقعیت بهره برند پرداخته و ویژگی‏های آن‌ها را نیز بیان فرموده است. گروه‌های فرصت طلب، عبارت بودند از: ‏

‏الف) گمراهان ساکت و منتظر‏

«نَطقَ کاظِمُ الغاوینَ؛ گمراهان خاموش به سخن درآمدند.»

اینان که در حیات پیامبر جرأت حرف زدن هم نداشتند، با رحلت ایشان وارد میدان شدند. کسانی مانند ابوسفیان را می‌‏توان جزو این گروه نام برد.

ب) فرومایگان بی‏نام و نشان‏

«ونَبَغَ خامِلُ الاقَلّین؛ آدمهای پست و بی‏ارزش با قدر و منزلت شدند.»

کسانی که نه از سابقه در دین و نه فداکاری در جنگ‏های پیامبر برخوردار بودند؛ به بهانه ترس از فتنه در حالی که بدن پیامبر بر زمین بود، در تعیین خلیفة پیامبر مردم را تحریص می‌‏کردند.

ج) شجاعان و دلاور مردان از اهل باطل

«ش‌تر اهل باطل بانگ برآورد و در می‌دان‏های شما به جولان درآمد.»



‏ویژگی‏های فرصت طلبان

حضرت در جای دیگری از همین خطبه ویژگی‏های آنان را چنین بیان می‌‏کند: ‏

۱ـ در ظاهر ساکت و آرام بودند: وادِعُونَ فروگذاران.

۲ـ اهل خوشگذرانی بودند: فاکِهُون.

۳ـ راحت طلب و رفاه زده بودند: انتُم فی رفاهیَّةٍ مِنَ العَیْش.

۴ـ منتظر پیش آمد حوادث برای پیامبر و اهل‌بیت بودند: َتَربّصونَ بنا الدّوائِر.

۵ـ اخبار و رویداد‌ها را دنبال می‌‏کردند: تتوَلَفون الاخبارَ.

۶ـ در جنگ‏‌ها عقب‌نشینی و یا فرار می‌‏کردند: «تنکُصُونَ عِندَ النّزالِ و تَفِرّونَ مِنَ القِتال». ‏

می‌‏توان با مطالعة تاریخ به عنوان نمونه ملاحظه کرد که در جنگ احد چه کسانی عقب‌نشینی کردند و یا فرار کردند و چه کسانی تا آخرین لحظات در کنار پیامبر اکرم (ص) باقی بودند. ‏

‏هرچند ممکن است با قدری دقّت و تأمّل، موارد دیگری از این پیامدهای تأسفبار را از بیانات حضرت زهرا (س) به دست آورد، اما در این نوشتار به همین دوازده مورد اکتفا می‌‏شود.