جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

حنفی،حنبلی،شافعی یا مالکی؟
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٦  کلمات کلیدی:

سخنی پیرامون مذاهب چهارگانه

اهل سنت در اصول دین به فرقه‌های متعددی مثل اشعری، معتزلی، ماتریدی، اهل حدیث، و... تقسیم می‌شوند که البته تقریبا تمامی این فرقه‌ها از میان رفته‌اند و هم اکنون تمامی اهل سنت در اصول دین جزو اشعریون هستند.

 

در فروع دین هم به یکی از چهار مذهب حنفی ، شافعی ،‌مالکی ، حنبلی معتقد هستند. در واقع مرجعیت فقهی پس از اختلافات و کشمکش های مختلف، از میان صدها مجتهد بر روی چهار نفر استقرار یافت : مالک ، ابوحنیفه ، شافعی ،‌احمد بن حنبل ، سپس اجتهاد را حرام دانسته و به همگان دستور دادند تا از اینها تقلید کنند. این قضیه بر می‌گردد به سال 663 هجری ، یعنی قرن هفتم، هنگامی که قدرت حاکم برای جلوگیری از هرج و مرج در دادگاه ها و محاکم، مصحلت خود را در منحصر کردن اجتهاد در این چهار نفر دید[1]. (دقت کنید)

 

قبل از به رسمیت شناختن این چهار فرقه، فرقه های متعددی وجود داشته است مانند

 

1 ـ مذهب فقهی عمر بن عبد العزیز (بن مروان بن الحکم)، متوفاى سال 101 هجری، او جزء تابعین است.

 

2 ـ مذهب فقهی شعبى (عامر بن شرحبیل)، متوفاى سال 105 هجری. مذهب او، به مدت 5 قرن قابل توجه علمای فقهی اهل سنت بوده است.

 

3 ـ مذهب فقهی حسن بصرى، متوفاى سال 110 هجری.

 

در مورد او می‌گویند: «لولا سیف الحجاج و لسان الحسن لَوُئِدَت الدولة المروانیّة فى لحدها» «اگر شمشیر حجاج و زبان حسن بصری نبود، دولت بنی مروان در قبر دفن می شد و زیر خاک می رفت»

 

4 ـ مذهب فقهی أعمش (أبو محمد سلیمان بن مهران)، متوفاى سال 148 هجری.

 

5 ـ مذهب فقهی سفیان ثورى (سفیان بن سعید بن مسروق أبو عبد اللّه)، متوفاى سال 161 هجری.

 

6 ـ مذهب فقهی لیث بن سعد، متوفاى سال 175 هجری.

 

7 ـ مذهب فقهی سفیان بن عیینة، متوفاى سال 198 هجری، مذهب او تا اواخر قرن ششم، مورد توجه اهل سنت بوده است.

 

8 ـ مذهب فقهی اسحاق (إسحاق بن إبراهیم المعروف بإبن راهویه)، متوفاى سال 238 هجری.

 

9 ـ مذهب فقهی أبو ثور (إبراهیم بن خالد الکلبی)، متوفاى سال 240 هجری.

 

10 ـ مذهب فقهی داود ظاهرى، متوفاى سال 270 هجری.

 

تا زمانیکه مذاهب اربعه رسمیت نیافته بود، این مذاهب مورد توجه بوده و به آنها عمل می کردند و در حوزه های درسی علمای اهل سنت، مورد بحث و بررسی و نقد و مناقشه بوده است.

 

1.       به راستی به چه علت باید مذاهب در چهار نفر منحصر شود؟ در کجای قرآن یا سنت پیامبر آمده است که مردم باید از چهار مذهب و آن هم فقط همین چهار مذهب تبعیت کنند؟

 

2.       مردمی که تا قبل از قرن هفتم از مذاهب دیگر تبعیت می‌کردند، راه درست را می رفتند یا مردمی که بعد از قرن هفتم بودند؟

 

3.       جناب اشعری که 270سال پس از هجرت پیامبر به دنیا آمد! اصول عقائد خود را بر چه اساسی استوار کرده است ؟ آیا آن را از پیامبر گرفته است !؟ او که خودش و پدرش و اجدادش پیامبر را ندیدند! چگونه می‌تواند مذهبی را پایه گذاری کند؟ مذهب او بر چه اساسی است ؟

 

4.       کدام آیه قرآن یا روایت گفته است که مردم باید از ابو الحسن اشعری پیروی کنند ؟ مردم تا سال 270 هجری قمری از چه کسی پیروی می کردند ؟ آیا آنها که به پیامبر نزدیک تر بودند و از اشعری تبعیت نمی‌کردند کار صحیحی انجام می‌دادند یا مردم زمانهای دیگر ؟

 

5.       ابوحنیفه (متولد سال 80) ، مالک (متولد سال 95)،‌ شافعی (‌متولد سال 150) و احمد بن حنبل (متولد سال 164هجری قمری) فقه خود را از چه کسی دریافت کرده‌اند؟ آیا آنان جزو صحابه یا تابعین بوده‌اند ؟ و یا اصلا  آیا صحابه و یا تابعین را دیده‌اند؟ اگر ندیده‌اند پس بر چه اساسی باید از آنها پیروی و تبعیت کرد ؟ چه دلیلی بر تبعیت آنها وجود دارد؟ اهل سنت تا قرن هفتم که مرجعیت فقهی در این چهار نفر منحصر شد از چه شخص یا اشخاصی پیروی می‌کردند،‌ آیا آنان راه درست را می‌رفتند یا مردمی که الان به یکی از این چهار نفر می‌گرایند؟

 

6.       چه دلیلی بر ترجیح مذاهب چهارگانه بر مذهب دیگر وجود دارد؟ مسلمانان در قرن های سه گانه‌ی نخستین، یعنی در قرن اول و دوم و سوم به کدام یک از این مذاهب معتقد بودند؟ کدام یک از صحابه و یا تابعین پیرو اشعری و یا ابوحنیفه و مالکی و شافعی و حنبلی بودند ؟

 

7.       چطور ممکن است که وجود چهار مذهب با اجتماع و اتحاد مسلمانان موافق باشد اما همین که به پنج رسید اجتماع از هم پراکنده می شود ؟ آیا اتحاد به این است که یک مذهب به چهار مذهب تبدیل شود ؟ یا اینکه چهار مذهب به یک مذهب تبدیل شود؟

 

8.       رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلّم) در حدیثی که شیعه و سنی نقل کرده اند فرمودند «امت موسی پس از او به هفتاد و یک فرقه و امت عیسی پس از وی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد که تنها یک فرقه اهل نجات خواهد بود، چنان که از فرقه‌های هر یک از دو امت موسی و عیسی نیز تنها یک فرقه اهل نجات بود» حال کدام یک از این چهار فرقه اهل نجات هستند ؟

 

9.       یک شیعه که می‌خواهد از اهل سنت تبعیت کند از کدام یک از فرقه‌های چهارگانه تبعیت کند ؟ آیا همه‌ی این چهار فرقه اهل نجات هستند در حالی که پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات هستند ؟ چرا اهل سنت می‌گویند به هر کدام از این چهار فرقه معتقد شوید اهل نجات خواهید بود[2]؟

 

10.   آیا مذاهبی که تا قرن هفتم وجود داشت صحیح‌تر است یا مکاتبی که در قرن هفتم به عنوان مکتب شناخته شدند؟ آیا اگر از  بزرگان دیگر اهل سنت مانند سفیان ثوری و لیث بن سعد و اعمش و شعبی که هر کدام مکتب مخصوص خود را داشتند، پیروی شود به گمراهی افتاده‌ایم؟ با اینکه تمامی این مکاتب قبل از رسمی شدن مذاهب چهارگانه، در بین اهل سنت رسمی شده بود.

 

11.   آیا دین همان چیزی است که دستگاه حاکم مشخص می‌کند!؟!؟!؟ پس چرا هنگامی که در قرن هفتم تقلید از یکی از این چهار مذهب به وسیله حکومت منحصرشد دیگر هیچ کسی نمی‌تواند از مذاهب دیگر اهل سنت تبعیت کند؟ به راستی بر طبق کدام مبنا دستگاه حاکم، اسلام را در این چهار مذهب منحصر کرد؟؟

 

12.   علمای اهل سنت حدیثی نقل می‌کنند به این مضمون «هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) افتراق امت به هفتاد و سه فرقه را ذکر کردند و فرمودند همه در آتش هستند، مگر یک گروه، اصحاب درباره آن گروه سؤال کردند، فرمود: «آنان کسانی هستند که بر روشی که من و اصحابم امروز هستیم باشند»

 

برفرض هم که این حدیث را قبول کنیم، آیا اصحاب پیامبر اشعری و حنفی و حنبلی و مالکی بودند؟؟؟؟ کدام‌یک از اصحاب رسول الله پیرو ائمه چهارگانه اهل سنت بودند؟؟ با اینکه همان‌گونه که بیان شد در قرن هفتم این چهار مکتب از بین تمام مذاهب اهل سنت انتخاب شد،‌ آیا می‌توان گفت که در قرن اول اصحاب رسول الله اشعری و حنفی بودند؟؟ با اینکه نه خود ائمه چهار گانه و نه پدران آنها هنوز در زمان رسول الله به دنیا نیامده بودند!!!

 

[1]  رجوع کنید به البدایة و النهایة، ج13، ص260 ، العبر فی خبر من غبر،‌ج3، ص307 ، خطط، ج3، ص390 .

 

[2]  دقت شود که فرقه‌های شیعی هم متعدد هستند ولی با این تفاوت که ما شیعه امامیه بر این اعتقاد هستیم که فرقه ناجیه، همین یک فرقه است به دلیل احادیثی که در کتب اهل سنت آمده است مبنی بر اینکه ائمه پس از پیامبر 12 نفر هستند. ولی اهل سنت بر این عقیده هستند که هر چهار فرقه اهل نجات هستند، در حالیکه رسول الله فرمودند یک فرقه اهل نجات است. از این تناقض اشکارتر؟!!!