جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

هند جگرخوار
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱
 

در سال 13 هجری قمری در روز مرگ ابوقحافه، هند جگرخوار همسر ابوسفیان و مادر معاویه به درکات جحیم شتافت.(1)
 
هند به ظاهر همسر ابوسفیان و مادر معاویه و عتبه و یزید بود(2)، اما از صاحبان پرچم بود که مردها به او مراجعه مى‏کردند، و میل زیادى به غلامان سیاه داشت، ولى هرگاه بچه سیاهى مى‏زایید او را مى‏کشت.
 
معاویه را به چهار کس نسبت مى‏دهند: مسافر بن ابى‏عمرو، عمارة بن ولید بن مغیرة، عباس و صباح که این ملعون مغنى عمارة بن ولید و جوانى خوش سیما بود و کارگرى ابوسفیان مى‏نمود. هند با او الفتى خاص داشت، و لذا علماى انساب عتبة بن ابى‏سفیان را هم از صباح مى‏دانند.(3)
 
هنگامى که هند به معاویه بارور شد مایل نبود او را در خانه بزاید. لذا کنار کوه اجیاد آمد و آنجا وضع حمل کرد و به این دلیل است که حسان مى‏گوید:
لمن الصبى بجانب البطحاء
فى التراب ملقى غیر ذى مهد(4)
 
فرزندى که در کنار بیابان مکه بدون گهواره روى زمین رها شده از آن کیست؟!!
 
 سوابق سوء خاندان معاویه با اسلام
از این زن و شوهر و فرزندش معاویه و نوه‏اش یزید، اذیتها و جسارتها به پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین ‏علیهم السلام رسیده که در کتب تاریخ و روایات به تفصیل ذکر شده است.
 
از آن جمله در مسیر حرکت کفار قریش به طرف احد براى جنگ با پیامبر صلى الله علیه و آله، هند قصد داشت قبر مادر آن حضرت جناب آمنه بنت وهب‏ علیها السلام را نبش کند و جسارت کند، چه اینکه پدر و مادر و عموى هند در بدر کشته شده بودند. ولى کفار قریش مانع شدند و گفتند: «این رسم مى‏شود و مردگان ما را هم این چنین مى‏کنند». هند گفت: باید محمد یا على یا حمزه را بکشم! این بود که وحشى را بر این کار گماشت و وعده‏هایى به او داد. وحشى گفت: «قادر به کشتن پیامبر و على نیستم ولى براى حمزه کمین مى‏کنم»، با این مقدمه بود که آن بزرگوار را حسب دستور هند ملعونه به شهادت رساند.
 
به دستور هند وحشى سینه مبارک حضرت حمزه ‏علیه السلام را شکافت، و جگر آن بزرگوار را خارج کرد و مانند سگ به دندان گرفت، ولى جگر مانند سنگ نقره‏اى رنگ شد و دندانش کارگر نشد، و آن را روى زمین انداخت و از آن روز ملقب به «آکلة الاکباد» شد. بعد خودش با خنجر گوش، بینى و ... حضرت حمزه را برید و به گردن آویخت. با این جنایت، دل مبارک پیامبر صلى الله علیه و آله را آزرد و آن حضرت و امیرالمؤمنین‏ علیهما السلام و فاطمه زهرا علیها السلام و صفیه عمه پیامبر صلى الله علیه و آله و خواهر حمزه و دیگران گریستند. با این همه جنایت، پیامبر صلى الله علیه و آله اسلام هند و همسرش را - که با اکراه مسلمان شده بودند - پذیرفت.
 
ابن ابى‏الحدید مى‏گوید: هند با عده‏اى از زنهاى قریش خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمدند در حالى که نقاب زده بود و خود را پوشانده بود به خاطر کارهایى که بر ضد پیامبر صلى الله علیه و آله انجام داده بود، مخصوصاً شهادت جناب حمزه ‏علیه السلام و مى‏ترسید که آن حضرت او را مؤاخذه فرماید.
حضرت عهد و پیمان از آنها گرفت که به خداوند متعال شرک نورزند و مطالبى دیگر را نیز شرط فرمود و آنها قبول کردند. هند کلامى گفت که معلوم شد همسر ابوسفیان است. حضرت فرمودند: آیا تو هندى؟ گفت: بله و به ظاهر شهادتین را بر زبانش جارى نمود و تقاضاى بخشش نمود. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: دیگر نباید زنا کنى. هند گفت: مگر زن حره زنا مى‏کند؟! پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: و نباید بچه‏ها را بکشى! هند گفت: به جان خودم سوگند من بچه‏ها را بزرگ کردم و شما آنها را در بدر کشتید.

 

-----------------------------------------------------------
1) تتمة المنتهى: ص 43 . بحار الانوار: ج 18 ص 17.
2) تتمة المنتهى: ص 50 . بحار الانوار: ج 20 ص 549 . حمزه سید الشهداء علیه السلام: ص 28 - 26. منتخب التواریخ: ص 51 .
3) تتمة المنتهى: ص 47 - 46 .
4) تتمة المنتهى: ص 47.