جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

قیام امام مهدی (عج) از زبان موسی، زرتشت، عیسی و محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٧
 
قیام امام مهدی (عج) از زبان موسی، زرتشت، عیسی و محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)
 
  از سپیده دم تاریخ مالامال از ویرانگری و قهر و خشونت بشری ، همواره اندیشه ای امیدبخش و تحرک آفرین در قالب اعتقاد به ظهور یک  "منجی موعود"  و غلبه نهایی عدل و داد بر بیداد و ستم و استقرار صلح و نیکبختی و آبادانی بر گستره زمین در صدر باورهای دینی و ملی اقوام و ملل گوناگون جلوه گر بوده و غالبا الهام بخش بسیاری از جنبش های عدالت خواهانه مردمی علیه نظامهای اهریمنی حاکم بر جوامع بشری بوده است. تجلی این "منجی  موعود " را می توان در " ماشیح"  یهودیان ، "سوشیانت" " زردشتیان ، " عیسی"  مسیحیان و " مهدی (عج)" مسلمانان مشاهده کرد. با توجه به ریشه دار بودن این باور کهن در قلب و اندیشه اقوام بشری ، تاریخ کرارا شاهد خیزش های خونبار و عقیمی از سوی برخی تشنگان جاه و قدرت – با دعوی مهدویت – بوده است .از دیگر سو سلاطین ستمگر نیز بدلیل احساس خطر دائم از سوی معتقدان به این اصل الهی ، همواره کوشیده اند تا با تراشیدن خلق الساعه " منجیان دروغین " ، این جریان توفنده عدالت خواهی را برای همیشه متوقف و غائله  " انتظار " را ختم نمایند و از این طریق با القاء بی ثمر بودن هر گونه قیامی علیه خودکامگان ، ستمدیگان را به بخت سیاه و اقبال بد خود راضی کنند. در این میان نیز برخی از سر جهل ، شخصیت های محبوب خود را " منجی موعود" پنداشته  و در دفاع از آنان حتی تا پای مرگ پیش رفته اند.و اما ذکر چند نمونه از هر گروه

1 :
 -1فرقه" کیسانیه" ،" محمد حنفیه" را  مهدی موعود میدانند .
 -2فرقه " باقریه " ، به مهدویت " امام محمد باقر (ع) " اعتقاد دارند .
 -3فرقه " ناووسیه" معتقدند که" امام صادق (ع)" همان مهدی موعود است.     
 -4فرقه " اسماعیلیه " به مهدویت " حضرت اسماعیل " فرزند امام صادق (ع) معتقدند.
 -5فرقه " واقفیه " بر این باورند که" امام موسی بن جعفر (ع)" امام  غایب است.
 -6برخی " ابوالعباس سفاح " اولین خلیفه عباسی  را مهدی موعود می پنداشتند. 
 -7عده ای معتقد بودند که " ابومسلم خراسانی" امام آخرالزمان است.
 -8برخی به مهدویت " ابن مقنع " شعبده باز خراسانی باور داشتند.
 -9فرقه " راوندیه" مدعی بودند که " منصور " خلیفه عباسی همان مهدی موعود است.
 -10" درویش رضا " (قرن 11 هجری قمری) در قزوین ، " مهدی مصری " (قرن 13 هجری قمری) در مصر و " مهدی سودانی " (قرن 14هجری قمری) در سودان ادعای مهدویت کردند.
 -11"غلام احمد قادیانی" (قرن 13 هجری قمری) در شبه قاره هند خود را مهدی موعود و مظهر رجعت حضرت مسیح (ع) معرفی کرد. بزرگترین خدمت او به استعمار آن بود که از یک سو دو اصل مهم اسلام یعنی " جهاد " و " امر به معروف و نهی از منکر " را باطل کرده و از دیگر سو اطاعت از حاکم را – که در آن روز از عوامل سرسپرده انگلیس بود – واجب کرد! 
 -12" سید علی محمد شیرازی "  معروف به " باب " (قرن 13 هجری قمری) در ایران ابتدا مدعی نایب امام زمان گردید و چندی بعد ادعای مهدویت نمود.
 -13" میرزا حسینعلی نوری  " ملقب به " بهاء " پس از کنار زدن رقیب خود،یعنی برادرش " صبح ازل " ، نخست خود را جانشین باب  معرفی نموده و پس از مدتی ادعای مهدویت کرد و بدنبال آن مقاماتی همچون نبوت عامه و خاصه را به خود منسوب داشته و بالاخره مدعی  "الوهیت " شد!

لازم به ذکر است دو متمهدی اخیر یعنی "باب" و" بهاء" و جانشینان بعدی وی بشدت از سوی دول روس و یا انگلیس مورد حمایت بودند. از ویژگی های برجسته جریان بهائیت میتوان به ابطال حکم وجوب حجاب برای زنان مسلمان ،لزوم جدایی دین از سیاست و پرهیز از جهاد علیه بیگانگان اشاره کرد. در میان چنین آشفته بازار ظهور مدعیان دروغین مهدویت ، دستان مرموز و پنهانی نیز با بهره جستن از فتاوای علمای فاسد درباری و یا ساده اندیش و کم دانش ، در برابر " انتظار سازنده و مجاهد پرور" مبادرت به طرح " انتظار ویرانگر و ذلت بار " نمودند. شهید مطهری در نقد این جریان انحرافی مینویسد :
" انتظار فرج دو گونه است : انتظاری که سازنده است ، تحرک بخش است ، تعهد آور است ، عبادت ، بلکه با فضیلت ترین عبادت است و انتظاری که ویرانگر است ، بازدارنده است ، فلج کننده است...

در انتظار ویرانگر ، انقلاب مهدی صرفا دارای ماهیت انفجاری است، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی میشود که نوعی سامان یافتن و معلول پریشان شدن است. آنگاه که صلاح به نقطه صفر برسد ، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد ، باطل ، یکه تاز میدان گردد ، جز نیروی باطل، نیرویی حکومت نکند ، فرد صالحی در جهان یافت نشود ، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت – نه اهل حقیقت ، زیرا حقیقت طرفداری ندارد – از آستین بیرون می آید . علیهذا هر اصلاحی محکوم است ، زیرا هر اصلاحی یک نقطه روشن است . تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست ، دست غیب ظاهر نمی شود ، برعکس ، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیض و هر حق کشی و هر پلیدی یی به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع میکند رواست ، زیرا " الغایات تبررالمبادی " ، هدف ها وسیله های نامشروع را مشروع میکنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است!!!

اینجاست که" گناه " هم فال است و هم تماشا ، هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی . اینجاست که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد :
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد/ طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
این گروه طبعا به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت مینگرند ، زیرا آنان را از تاخیراندازان ظهور و قیام مهدی موعود(عج) می شمارند...

ولی انتظار سازنده ، حلقه ای است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منجر می شود...پس سخن در این است که گروه " سعداء " و گروه " اشقیاء " هر کدام به نهایت کار خود برسند ، سخن در آن نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط اشقیاء به منتهی درجه شقاوت برسند . در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام ، به آن حضرت ملحق میشوند. بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمیشوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند. معلوم میشود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد ، زمینه هایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش میدهد. این خود می رساند که نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است ، بلکه فرضا اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشند از نظر کیفیت ارزنده ترین  اهل ایمانند و در ردیف یاران سیدالشهدا...
از نظر روایات اسلامی در مقدمه قیام و ظهور امام یک سلسله قیامهای دیگر از طرف اهل حق صورت می گیرد ، آنچه به نام" قیام یمانی " قبل از ظهور بیان شده است نمونه ای از این سلسله قیام هاست . این جریانها نیز ابتدا به ساکن و بدون زمینه قبلی رخ نمی دهد. در برخی روایات اسلامی سخن از " دولتی است از اهل حق " که تا قیام مهدی(عج) ادامه پیدا میکند2."
 
در باب مهدویت کتابها و رسالات بسیاری بدست پیروان ادیان آسمانی به نگارش در آمده و هر قومی بر مبنای اعتقادات خود مدعی است که "منجی آخرالزمان" همانیست که در کتب دینی آنان ، به وی اشاره شده است . ما گرچه با استناد به هزار و یک دلیل معتقدیم منجی موعود همه امم تاریخ کسی جز حضرت حجت (عج) نیست لیکن بر آنیم با پرهیز از ورود به هر گونه بحث و جدل کلامی و طرح برخی اختلافات موجود میان منابع مکتوب ادیان آسمانی ، گوشه هایی از یک رویداد قریب الوقوع عظیم الهی را از زوایای گوناگون به تصویر در آوریم . پیش از ورود به اصل موضوع ذکر این نکته را لازم می دانیم که نقل مطلب از متون دیگر ادیان به مفهوم تصدیق همه آنها نیست . چه ، به گواه تاریخ ، همانگونه که دشمنان اسلام همواره کوشیده اند با جعل و نشر احادیث و اخبار دروغین از تابندگی و عظمت احکام و معارف الهی بکاهند و آب را از سرچشمه گل آلود کنند ، کاتبان سه دین آسمانی زردشت ، یهود و مسیحیت نیز تا توانستند با حذف و اضافاتی بر آئین خود بسیاری از اصول ناب دینی را در دل خروارها خرافه های عقل آزار پنهان ساختند.

بفرموده قرآن کریم :
 ...و یحرفون الکلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذکروا به...
...(بنی اسرائیل) کلمات را از مواضع خود تحریف میکنند ، و بخشی از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشی سپردند... 3
 
به شهادت تاریخ - بجز قرآن کریم – که در دید مستقیم نبی مکرم اسلام (ص) به نگارش در آمده و تحت مراقبت شدید اوصیاء بر حقش ائمه معصومین (ع) از گزند هر گونه تحریفی در امان مانده است ، سه کتاب مقدس "اوستا" ، "تورات" و "انجیل" بدلیل آنکه بعد از وفات انبیاء عظام به کتابت در آمده و در طول تاریخ بارها به خاطر حملات وحشیانه دشمنان ، بخش های مهمی از این کتب کاملا از میان رفته و قرنها بعد مجددا به رشته تحریر در آمده اند ، بسیاری از مضامین نورانی مندرج در آنها ، دستخوش تحریفات بسیاری قرار گفته است. هرچند باید اعتراف کرد در لابلای همین اقوال و آراء ناهمگون ، اصل کلی ظهور یک "مصلح موعود" در فرجام گیتی به عنوان حقیقتی خدشه ناپذیر در حافظه تاریخ ، بدور از هر آسیبی بر جای مانده و همچون آتشی شعله ور از انجماد فطرت بشری ممانعت به عمل آورده است.

پرداختن به چند و چون تولد ، نسب و خاستگاه " منجی موعود" و این که به راستی نام حضرتش چیست و تعلق به کدامین دین دارد گرچه در جای خود امری ضروری است ، لیکن جهان مصیبت زده و علیل امروزین به حقیقتی فراتر از مناقشاتی از این دست نیازمند است. همان حقیقتی که هم اینک همه مشتاق و تشنه آمدن" اویند". تا " او" نیاید نه آتش انتظار دین باوران فرو خواهد نشست و نه " آرمان شهر" افلاطون سر لز زمین سبز خواهد کرد و نه "جامعه بی طبقه " ملحدان دو آتشه از بطن وهم و خیال، قدم به عرصه وجود خواهد نهاد و نه "نظم نوین جهانی" لیبرال دموکراسی غرب ، شکل خواهد گرفت! 

شگفت آنکه امروز، نوای" اَینَ بَقیَّة الله "را از زبان متفکران لامذهب غرب نیز می توان بروشنی شنید.اجازه دهید  فرازی از دعای فرج (!) جناب "راسل" ، فیلسوف ماتریالیست انگلیس را با هم مرور کنیم:
" دنیای ما امروز با بزرگترین بحرانهای تاریخ روبروست و یک چنین بحرانی از زمان حضرت نوح تا کنون سابقه نداشته است. در طی این بحران ، بشریت می خواهد خود را بدست خویش نابود کند .اینک موقع «قیام مصلح بزرگ»  که اوضاع آشفته جهان را با نیروی الهی سر و سامان دهد و دنیا را از این ورطه هولناک نجات بخشد فرا رسیده است4."
تمدن غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا  با احساس خطر جدی از همین ناحیه است که امروزه میکوشد با تولید انبوه آثار سینمایی با موضوع «منجی گرایی» در قالب کارتون ، فیلم و سریالهای جذاب ، این « غریزه انتظار» ملتها را- از کودک و نوجوان گرفته تا افراد کهنسال - مدیریت کرده و در نهایت  «آمریکا» را همان منجی موعود آخرالزمان معرفی نماید !
 
جامعه شناسان عصر حاضر بنا بر اصل" فوتوریسم " یا همان اصالت   "آینده و آینده گرایی " بر این عقیده اند که همه فرهنگ ها برخوردار از دو شاخص مشترکند . زنده یاد شریعتی در این زمینه می نویسد :
" یکی اینکه هر تمدنی و فرهنگی – حتی جوامع عقب مانده و ابتدایی – بنا به گفته قصه ها و اساطیر خود ، در دورترین گذشته خویش دارای «عصر طلایی »بوده که در آن عصر ، عدالت و آرامش و صلح و عشق وجود داشته و سپس از میان رفته و دوره فساد و تیرگی و ظلم بوجود آمده است . دیگر اینکه معتقد به یک انقلاب بزرگ و نجات بخش در آینده و باز گشت به« عصر طلایی » ، عصر پیروزی عدالت و برابری و قسط می باشد5."

وی در تحلیل خود می نویسد «انتظار» بر دو رکن عمده استوار است الف:اصل فکری  ب: اصل فطری . به این معنی که اساسا انسان، موجودی منتظر بوده و هر که «انسان تر» باشد «منتظرتر» است.  حاصل سخن اینکه ، دین ، تاریخ و علم متفقند که " سرور و سالار " عادلی خواهد آمد و شوربختی انسان برای همیشه از زمین دامن بر خواهد چید(بعون الله).

باور به " منجی موعود " نه تنها در ادیان آسمانی بلکه در آئین های زمینی نیز چون مشعلی فروزان ، از اعماق تاریک تاریخ تا زمان حاضر هماره بر آسمان دل های بی قرار و پریشان ، نور نشاط افشانده و بر حقانیت نیاز تمدن بشری به" مصلحی جهان دار و دادگر" گواهی داده است.اینک پیش از پرداختن به "منجی موعود" در ادیان آسمانی ، نظری گذرا بر مصلحان موعود فرقه های مختلف در جهان می افکنیم  :
-1”گروهی از ایرانیان باستان بر این باور بودند که " گرشاسب " قهرمان تاریخی آنان ، زنده است و در کابل زندگی می کند تا روزی که به پا خیزد و جهان را اصلاح کند.
-2برخی از ایرانیان می پنداشتند که " کی خسرو " پس از استوار ساختن شالوده فرمانروایی ، تاج شاهی را به فرزند خود داده ، به کوهستان رفته و در آنجا آرمیده است تا روزی که ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند.
-3نژاد " اسلاو " بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر بر خیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد و آنها را بر دنیا مسلط سازد.
-4اهالی " صربستان " انتظار ظهور " مارکو کرالیویچ " را داشتند.
-5" برهمائیان" از دیرباز بر این عقیده بودند که در آخرالزمان "ویشنو"  ظهور کرده و بر اسب سفیدی سوار شود و با شمشیر آتشین ، مخالفین را بکشد و تمام دنیا بر کیش برهمن گردن نهد.
-6ساکنان "جزایر انگلستان" از چندین قرن پیش منتظرند که " آرتور " روزی از جزیره " آوالون " ظهور نماید و نژاد " ساکسون " را بر دنیا غالب گرداند.
-7" سلت ها " مدعی اند که پس از بروز آشوب هایی دراقصی نقاط جهان ، " بوریان بورویهم " قیام کرده و دنیا را تصرف خواهد کرد.
-8اقوام " اسکاندیناوی " معتقدند که مردم ، گرفتار بلا گردیده و دراثر  جنگهای جهانی افراد بسیاری نابود خواهند شد و در پایان " اودین " ظهور کرده و با نیروی الهی بر همه چیز مسلط خواهد شد.
-9"یونانیان" بر این باورند که در پایان ، " کالویبرک " ظهور کرده و جهان را نجات خواهد داد.
-10اقوام " اروپای مرکزی" همچنان در انتظار ظهور " بوخص" هستند.
-11    "چینی ها" معتقدند که " کریشنا " در آخرالزمان ظهور کرده و جهان را سامان خواهد بخشید.
-12  اقوام " امریکای مرکزی" بر این باورند که پس از بروز حوادثی  در جهان ، " کوتزلکوتل" قیام کرده و بر عالم مسلط خواهد شد6.”
 
بی تردید سر منشاء اعتقاد به "منجی موعود" در میان ملل جهان ، کانون پر فیض" وحی الهی " بوده ولی به مرور ایام در طول تاریخ ، هر قوم و قبیله ای به مقتضای شرایط اقلیم و فرهنگ خود ، از یک حقیقت واحد تفاسیر مختلف نموده و نام های گوناگون بر وجود مقدس حضرت حجت(عج) نهاده است.اکنون با این مقدمه ، موضوع اعتقاد به مهدویت را با استناد به کتب مقدس چهار دین آسمانی پی می گیریم :
 
منجی موعود در آئین زردشت
بر اساس متون دین زردشت ، طول عمر جهان دوازده هزار سال بوده و به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم می شود 7 :

-1 سه هزاره اول(دوره مینوی یا روحانی)
در این دوره از آفرینش، اهورامزدا اجزاء عالم را به هیئتی روحانی و غیر مادی می آفریند و در پایان دوره ، اهریمن را که  قصد تجاوز به قلمرو روحانی را دارد باز پس رانده و او را تا مدت سه هزار سال بی هوش می کند.
 
-2 سه هزاره دوم(دوره گیتی یا مادی)
در این دوره ، اهورامزدا بر اساس صور روحانی سه هزاره اول ، آفرینش مادی به دور از هر گونه پلیدی را نقش می زند و نخست آسمان ، دوم آب ، سوم زمین ، چهارم گیاه ، پنجم گوسفند ، ششم مردم و آتش را می آفریند و در پایان این دوره مجددا اهریمن به هوش آمده و قلمرو مادی را مورد تجاوز قرار می دهد.
 
 -3سه هزاره سوم(دوره آلایش یا آمیزش ظلمت و نور)
در این دوره ، جهان مادی پاک و بی آلایش اهورایی به تازش خصمانه اهریمن دستخوش مرگ و کینه و ناپاکی  گشته و بدست او جانوران موذی در هر سوی عالم پراکنده می گردند.
 
4- سه هزاره چهارم( دوره ظهور نجات بخشان ایزدی و پالایش گیتی از بیداد و رنج و ناپاکی)
" اهورامزدا" در آغاز چهارمین دوره آفرینش با بر انگیختن و گسیل زردشت پیامبر به سوی مردمان بر آن میشود تا هر گونه ستیز و کینه و ناپاکی را از دامان بشریت بزداید و نوید حیاتی طیب و پاک را سر دهد. پس از زردشت در آغاز یازدهمین و دوازدهمین هزاره ، دو تن از منجیان که از نسل اویند بنامهای " اوشیدر " و " اوشیدرماه " ظهور کرده و چهره آلوده جهان مادی را از پلیدی خواهند شست و در پایان دوازدهمین هزاره ، سومین پسر زردشت یعنی " سوشیانت " پدیدار گشته و مردگان را بر خواهد انگیخت و درخت بیداد و ستم را مقتدرانه از بن بر خواهد کند و برای همیشه ناپاکی و تباهی از سیمای گیتی اهورایی خواهد سترد.
 
در اوستا آمده است :
" او را از این جهت سوشیانت خوانند که به کلیه جهان مادی سود و منفعت خواهد رساند8."
بر اساس تعالیم اوستا ، زردشتیان بر این باورند که " مصلح آخرالزمان" از کیانسه (دریاچه هامون) پا به عرصه گیتی نهاده و جهان را خواهد آراست 9.

در کتب زردشتیان آمده است :
" پیش از ظهور " منجی موعود " در جهان آکنده از تباهی و پریشانی  ، دیو آز و حرص بر مردمان چیره شده و هر کس در پی اندوختن مال و ثروت ، روزگار سپری کند . نیاز و تنگدستی گریبانگیر مردم شده و نیک ورزی و خیر اندیشی جای خود را به مکر و حیله و ستم دهد.قساوت و خشونت ، قلب ها  را چون سنگ و آهن سخت کرده و راستی و جوانمردی از میان بر خیزد. بنیاد خانواده ها فرو ریخته و فحشاء افزونی گیرد. فساد چنان دامن گسترد که زندگی بر آزادمردان سخت و دشوار شود. مرگ نا بهنگام  افزونی گرفته و پیری زودرس مردم را آزار دهد. گمنامان به ارزش و اعتبار رسند و ارزشمندان و بزرگان گمنام شوند. مردم به وظایف خود آشنا نباشند.آب چشمه ها بخشکد و خوراک کم شود.دیگر کسی حق نان و نمک را پاس ندارد. مردم ، شب با یکدیگر بر سر یک سفره نان خورند و دوست باشند ولی فردای آن علیه یکدیگر سخن گویند و در خون هم بکوشند. نه زن در اندیشه شوهر است و نه شوهر در اندیشه زن و فرزند. فرزند ، پدر و مادر را دشنام دهد و آنان را بزند. زمین لرزه فراوان شود و باران نابهنگام بسیار بارد.آبها طغیان کنند و سرزمین ها ویران شوند. روحانیان که نگه دارنده دینند ، خود گنه کارترین مردمند. آنان هماره در حق هم بدگویی کنند و چون آنچه گویند عمل نکنند مردم از آنان بیزار شوند.بی دینان توانمند شوند و دینداران ناتوان. بی رونقی دین بدان جای رسد که از هزار تن بیش از یک تن به کارهای دینی گرایش نکند. در چنین زمانه ای از دختری " گواگ پد " نام ، " منجی موعود" به نام " سوشیانت " متولد شود. او خورشید پیکری است با شش چشم که هر سوی را می پاید و چاره درد ناشی از تباهی اهریمن را می یابد .

چون به سی سالگی رسد به دیدار اهورامزدا و فرشتگان رفته و در این زمان ، خورشید سی شبان روز در میان آسمان بایستد. در طول پنجاه و هفت سال سلطنت خویش به همراه یارانش در پهنه هفت کشور ، قانون ایزدی گسترده و دیو دروغ را نابود سازد.هر یک از آنان در کشور خویش از نیات هم ، آگاهی یابند و هر یک هرچه کند همگان ببینند . با نابودی دیو دروغ ، بیماری و پیری و درد و مرگ و بدی و ستم و کفر از میان بر خیزد و گیاهان هماره پر طراوت و خرم باشند و همه آفرینش به شادی در آید .پس " سوشیانت " ، برای پاداش و کیفر موءمنان و کافران به همراه یارانش دعا کند و به مردگان گوید که بر خیزید . همه درگذشتگان برخیزند . بدکاران به دوزخ روند و پرهیزگاران به نسبت با نیک سرشتی از نور ایزدی بهره مند شوند . آنگاه " سوشیانت " و یارانش با نیایش های پی در پی ، زمین را تا جایگاه اهورامزدا و فرشتگان بالا کشند . پس اهورامزدا آفرینش را کامل کند10."
 
منجی موعود در تورات
 تورات ، کتاب مقدس یهودیان در بخشی از مندرجات خود صراحتا علت عدم نزول رحمت الهی بر آدمیان را غوطه وری آنان در منجلاب فساد وگناه دانسته وشرط تحقق عدالت خداوند را گرایش انسانها به انصاف و رعایت اصول انسانی معرفی می کند:  
 
 -1هان دست خداوند کوته نیست تا نرهاند و گوش او سنگین نیست تا نشنود .
 -2لیکن خطاهای شما در میان شما و خدای شما حایل شده و گناهان شما روی او را از شما پوشانیده است تا نشنود . 
 -3زیرا که دستهای شما به خون و انگشتهای شما به شرارت آلوده است . لب های شما بدروغ تکلم می نماید و زبان های شما به شرارت سخن می گوید . 
-4 احدی به عدالت دعوت نمی کند وهیچ کس براستی داوری نمی نماید. 
-5 به بطالت توکل دارند و بدروغ تکلم می نمایند ، به ظلم حامله شده شرارت را می زایند . 
-6 پاهای ایشان برای بدی دوان و به جهت ریختن خون بیگناهان شتابان است .افکار ایشان افکار شرارت است و در راه های ایشان ویرانی و خرابی است . 
-7طریق سلامتی را نمی دانند و در راههای ایشان انصاف نیست ...
-8بنابراین انصاف از ما دور شده است و عدالت به ما نمی رسد ، انتظار نور می کشیم و اینک ظلمت است و منتظر روشنایی هستیم اما در تاریکی غلیظ راه می پیمائی11 ."
 
در بخشی دیگر از تورات ، خداوند قریب الوقوع بودن تحقق عدالت خویش را بشارت داده و موءمنان را به اجرای عدالت فرا می خواند:
 
-1 و خداوند چنین می گوید انصاف را نگاه داشته ، عدالت را جاری نمائید زیرا که آمدن نجات من و منکشف شدن عدالت من نزدیک  است12 .
 
تورات به دنبال وعده تحقق الهی ، صالحان و حلیمان را وارثان حقیقی زمین معرفی کرده و آنان را به انقطاع نسل شروران مژده می دهد :
 
" -11 اما حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانی سلامتی متلذذ خواهند شد.
20- زیرا شریران هلاک می شوند . بلی مثل دود فانی خواهند شد.    
28-.....واما نسل شریرمنقطع خواهد شد.     
29- صالحان وارث زمین خواهند بود13."
 
البته تحقق این وعده به دست "منجی موعود" ، صورت خواهد پذیرفت :
 
" -1برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است.
 -2زیرا اینک تاریکی جهان را و ظلمت غلیظ طوایفرا خواهد پوشانید اما خداوند بر تو طلوع خواهد کرد و جلال وی بر تو ظاهر خواهد شد.
 -3و امتها به سوی نور تو و پادشاهان به سوی درخشندگی طلوع تو خواهند آمد.
 -4چشمان خود را به اطراف خویش بر افراز و ببین که جمیع آنها جمع شده نزد تو می آیند14."
 
به دنبال ظهور  موعود  تورات ، ونابودی اشرار واسثقرار عدالت ، هر گونه تضاد و تخا صمی از میان بر خواهد خواست ونهال صلح وآشتی خواهد بالید:
4- بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد وبه جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود وجهان را به عصای دهان خویش زده , شریران را به نفخه لبها خود خواهد کشت .
-5وکمر بند کمرش عدالت خواهد بود وکمر بند میانش امانت .      
6- وگرگ با بره سکونت خواهد داشت وپلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله وشیر و گوسفند با هم .
7- و طفل کوچک ، آنها را خواهد راند .
8- وگاو با خرس خواهد چرید و بچه های آ نها با هم خواهند خوابید و      شیر مثل گاو کاه خواهد خورد .
9- وطفل شیر خواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد وطفل از شیر باز داشته شده ، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت .
-10ودر تمامی کوه مقدس من ، ضرروفسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آبهایی که دریا را
می پوشاند15.

و آدمیان که روزگارانی بس دراز ، جز بذر قهر و نفرت و جنگ و خشونت هیچ نمی افشاندند سلاح بر زمین نهاده و به آبادانی و سازندگی میل خواهند کرد :
 
"4-...و ایشان شمشیرهای خود را برای گاو آهن و نیزه های خود را برای اره ها خواهند شکست و امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهد آموخت16 ."
 
تورات در مضامین فوق ، ضمن پیش گویی صریح ظهور " منجی موعود" انقطاع نسل اشرار ، حاکمیت صالحان بر زمین و محو نهایی هر گونه تخاصمی از میان موجودات ، به نکته ای قابل تامل اشاره دارد و آن ، دعوت خلایق به "رعایت عدل و انصاف" پیش از آمدن "نجات خداوندی" و" تحقق عدالت" در زمین است.
 
 
منجی موعود در انجیل
انجیل مقدس ضمن پیش بینی قیام منجیان دروغین در آخرالزمان ، رواج فساد و گناه و وقوع جنگ های پی در پی  و حوادث ویرانگر طبیعی را از علائم ظهور " منجی موعود" می داند :
 
"3-... و (عیسی) چون به کوه زیتون نشسته بود و شاگردانش در خلوت نزد وی آمده ، گفتند به ما بگو که این امور کی واقع می شود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست ؟
4- عیسی در جواب ایشان گفت زنهار کسی شما را گمراه نکند .
-5ازآن رو که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد.
-6و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهید شنید  ، زنهار مضطرب نشوید زیرا که وقوع این همه لازم است  لیکن انتهاء هنوز نیست . 
-7زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطی و وباها و زلزله ها در جای ها پدید آید.
-8اما همه اینها آغاز  دردهای زایمان است . 
-9آنگاه شما را به مصیبت سپرده ، خواهند کشت و جمیع امت ها به جهت اسم من از شما نفرت کنند .
10- و در آن زمان بسیاری لغزش خورده یکدیگر را تسلیم کنند و از یکدیگر نفرت گیرند. 
11-و بسا انبیاء دروغین ظاهر شده بسیاری را گمراه کنند.
12-و به جهت افزونی گناه ، محبت بسیار سرد خواهد شد.
13-لیکن هر که تا به انتها صبر کند نجات یابد . 
14-و به این بشارت ملکوت ، در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امت ها شهادتی شود آنگاه انتهاء خواهد رسید 17."
 
و به دنبال مصیبت های کوبنده ، شیرازه افلاک از هم خواهد گسست و "منجی موعود" در اوج شکوه و قدرت تجلی خواهد کرد :
 
29- و فورا بعد از مصیبت آن ایام ، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزد و قوت های افلاک متزلزل خواهد شد . 
30- آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید آید و در آن وقت جمیع طوایف زمین ، سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم می آید.
36- اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس18 ."
 
با توجه به جملات آمده ، انجیل بر خلاف تورات که صرفا علائم ظهور را در قلمرو اجتماع و روابط انسانی به تصویر می کشد علاوه بر طرح موضوع جدید ظهور "منجیان دروغین" تحت نام "عیسی مسیح" ، پا را از عرصه حیات اجتماعی فراتر نهاده و سخن از وقوع بلایای طبیعی و گسیختگی شیرازه هستی ،همچون زوال فروغ مهر و ماه و ریزش ستارگان از آسمان، پیش از تجلی " منجی موعود" یا "پسر انسان" میراند. به عبارت دیگر در آخرالزمان قبل از قیام قائم ، نوعی همداستانی میان حوادث زمینی و آسمانی صورت می پذیرد.
 
منجی موعود در اسلام
 در تاریخ اندیشه مسلمین همواره عقیده به "موعود آخرالزمان" از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و از ارکان عمده این دین بزرگ و ناب آسمانی به شمار رفته است.در مذهب اسلام این باور قدسی از دو منظر قابل بررسی است:
1- آیات قرآن کریم
2- احادیث و روایات منقول از معصومین(ع)
 
موعود از منظر قرآن کریم
قرآن کریم در آیات متعددی غلبه نهایی دین اسلام بر دیگر ادیان و حاکمیت و اقتدار مطلق بندگان صالح خدا را بر زمین چنین پیش بینی می کند :
 
" ما در زبور بعد از ذکر « تورات» نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد19 ."
 
در کتب تفاسیر ، ذیل همین آیه از امام باقر(ع) چنین نقل شده است :
" هم اصحاب المهدی فی آخرالزمان "
یعنی بندگان صالحی را که خداوند در این آیه به عنوان وارثان زمین یاد می کند یاران مهدی (عج) در آخرالزمان هستند .20
 
آیه شریفه فوق دقیقا موءید همان مضامین تورات است که ذکر آن آمد یعنی :
28-....و اما نسل شریر منقطع خواهد شد.
29- و صالحان وارث زمین خواهند بود."
 
مفسران بزرگ قرآن ، آیات ذیل را نیز از مصادیق روشن قیام نهایی امام مهدی(عج) در آخرالزمان می دانند :
" اراده ما بر این  قرار گرفته است که به مستضعفین نعمت بخشیم ، و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم21 . "
 
" خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند وعده داده که آنها را قطعا خلیفه روی زمین خواهد کرد همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید ، و دین و آئینی را که برای آنها پسندیده است پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل می کند آنچنانکه تنها مرا می پرستند و چیزی را برای من شریک نخواهند ساخت و کسانی که بعد از آن کافر شوند فاسقند 22."
 
" او کسی است که رسولش را ، با  هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه آئین ها  غالب گرداند هرچند مشرکان کراهت داشته باشند23 ."
 
" و زمین (در آن روز) به نور پروردگار روشن می شود و نامه های اعمال را پیش می نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می سازند و در میان آنها به حق داوری می شود و به کسی ستم نخواهد شد24."
 
موعود از دیدگاه اخبار و روایات 
اخبار کثیر و متواتری از علائم ظهور وقیام مهدی موعود (عج) در متون روایی شیعه وسنی نقل شده و کتب ومقالات بی شماری پیرامون آن حضرت نگارش یافته است که در نوشتار حاضر به چند نمونه اشاره می کنیم .
حضرت رسول (ص) : 
"اگر از دنیا نمانده باشد مگر یک روز ، البته حق تعالی آن روز را طولانی خواهد کرد تا آنکه بر انگیزاند در آن روز مردی را از اهل بیت من که نام او موافق با نام من باشد و پر کند زمین را از عدالت، چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد25 ."
 
در روایت دیگری از امام حسین ( ع) نقل است که فرمود : 
" ازما دوازده نفر مهدی است، نخستین آنها امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام وآخرین آنها، نهمین نفر، از فرزندان من است که امام وقائم به حق می باشد، خداوند به وسیله او زمین را بعد از مرگش زنده می کند، وبه وسیله او دین حق را آشکار می سازد وبر همه آیین ها چیره وپیروز میشود، اگرچه مشرکان نمی پسندند، او دارای غیبتی است که بر اثر طولانی بودنش، عدّه ای مرتد می شوند، وعدّه ای دیگر ثابت قدم می مانند، ومورد آزار قرار می گیرند، به آنها به حالت مسخره، می گویند: (اگر راست میگویید، این وعده کی محقق می شود؟) آن کس که در طول غیبتش صبر واستقامت کند، ودر این راه، آزارها و رنج ها وتکذیب ها را تحمّل نماید، پاداشش، همانند مجاهدی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، با شمشیر با دشمنان می جنگد.26" 
 
بنا بر عقیده مسلمین پیش از ظهور حضرت حجت ( عج ) ،بنیادهای اخلاقی واعتقادی دین باوران متزلزل گشته و جزعده قلیلی ، همگان سر در گنداب دنیا فرو برده و هویت انسانی خویش را از کف خواهند داد:
 
" علما کم شوند. خوانندگان قرآن از بین بروند . حرام غنیمت شمرده شود. بزرگان به کوچکان رحم نکنند و کوچکان بزرگان را محترم نشمارند .پدران ومادران را دشمنان دهند . مردان ،خودرا به لباس زنان زینت دهند . پرده حیا از ایشان سلب گردد. تکبر مثل سم در قلوب آنها راه یابد . نیکیها کم شود. . بیدادگری فراوان گردد . بزرگان را توهین کنند .ورع کم وطمع و هرج و مرج زیاد شود . مساجد به اذان آباد ودلها از ایمان خالی گردد .مردم صورتشان صورت آدمی ودلهایشان دلهای شیاطین گردد .زنها با شوهرها در تجارت برای حرص دنیا شرکت کنند . فرزند بر پدر جفا کند. بیاید زمانی برمردم که خدای آنان شکم هاشان ، قبله آنان زنانشان ، دین آنان دینارهایشان و شرف آنان متاعشان باشد. بازارها به هم نزدیک شوند.طلاق فراوان شود.مردان شبیه زنان و زنان شبیه مردان شوند.می آیند در آخرالزمان زنانی که سرهای آنان چون کوهان شتر بخاتی است. لباس پوشیده اند حال آنکه عریانند.آنان بدون اجازه شوهر از خانه بیرون روند در حالیکه خود را برای نامحرم آرایش کرده اند.

وفا نکند کسب شوهران بر مخارج زنان ، پس آنان از شوهران طلاق خواهند.زنان با زنان تزویج کنند و مردان با مردان.امر به معروف و نهی از منکر کم شود پس دعای نیکان مستجاب نشود .بلند شود بنای خانه ها ، ثروتمندان را تعظیم کنند و تهی دستان را توهین .ظاهر شود حرص دنیا. طالب حلال را سرزنش کنند و طالب حرام را مدح و ستایش.فاسدان تبهکار را ظریف و خوشمزه خوانند و موءمنان منصف را ذلیل و ضعیف بپندارند.رشوه خواری به اسم هدیه حلال شود.اطاعت کند مرد زنش را ، معصیت کند مادرش را و نیکویی کند رفیقش را .رباخواری را حلال شمارند .زود است بیاید زمانیکه نشناسند علما را مگر به لباس خوب، نمیشناسند قرآن را مگر به صوت نیکو و عبادت نکنند خدا را مگر در ماه مبارک رمضان. نماند از قرآن مگر گفتگو پیرامون آ ن .مساجد را زینت کنند وقرآن را تزیین داده وبا غنا آن را قرائت نمایند .باقی نمی ماند از اسلام مگر اسمش .مردم خود را مسلمان خوانند در حالی که از اسلام دورند .مناره ها را بلند سازند و صفهای جماعت زیاد گردد ولی دلها با یکدیگر کینه ورزد و زبانها دورو باشد .بالای منبرها امر به تقوی کنند و خود عمل نکنند.دانشمندان آنها بدترین دانشمندان زیر آسمانند.از آنها فتنه ها برخیزد وبسویشان برگردد.بزرگان آنها بخیل وفقهایشان فتوا می دهند به آنچه دلشان بخواهد وقضات آنها حکم کنند چیزی را که خود بجا نیاورند .خیانتکار شوند امرا و حکام  و وزیران فسق بورزند . مردم از علما فرار کنند مثل فرار کردن گوسفند از گرگ . باران در غیر موسم خود ببارد و مرگهای ناگهانی زیاد شود .در آن روز ثروتمندان امت من حج کنند برای تفریح ، متوسطین حج کنند برای تجارت و فقرا حج کنند برای ریا کاری . خالی شود کوفه از موءمنین وپیچیده شود اوراق علم از آن ، مثل پیچیده شدن مار در سوراخ خود ، پس از آن ظاهر شود علم در شهری که اسم آن قم است و آن معدن علم وفضل شود تا اینکه باقی نماند در روی زمین مستضعفی در دین...پس علم از قم بسوی سایر شهرها در مشرق یا مغرب عالم منتشر شود وتمام می کند خداوند حجت را بر خلایق تا اینکه باقی نماند احدی در زمین که علم ودین به او نرسیده باشد .

واندکی پیش از ظهور امام عصر (عج)..
حضرت در بین رکن ومقام خانه خدا بایستد و یاران خویش را صدا زند.صدای ایشان در شرق وغرب عالم به یاران رسد .پس همگی رو به سوی مکه آرند و قیام فرماید حضرت به امر تازه وسنت تازه وحکم تازه . بر عرب سختگیری کند وستمگران عالم را به شمشیر عدالت بزند ، حکم به عدل نموده وجور وستم از زمین بروبد. زمین برکات خودرا ظاهر نموده وحق به اهلش باز گردد وهر ضعیفی نیرومند شود27."
 
مرور روایات فوق، تکلیف ما را با « امام مان » و « زمان مان » روشن خواهد ساخت . واقعا ما سینه چاکان ولی اعظم خدا و سرایندگان سرود 
« یا حجۃ بن الحسن ، عجل علی ظهورک» در کدامین نقطه از نقشه راهیم؟
البته باید متذکر شد ، آلوده شدن غالب مردم آخرالزمان به مفاسد اخلاقی و سیطره "جریان باطل" بر مقدرات ملت ها به معنا و مفهوم نابودی مطلق  "جریان حق" نبوده و افراد صالح و شایسته با مجاهدتهای شبانه روزی خود، زمینه را برای تحقق حکومت جهانی امام مستضعفان ، مهدی موعود(عج) آماده خواهند ساخت . از ممتازترین شاخصه های این "جریان حق" شرقی بودن آن است که پیش از امر ظهور، موفق به تٲسیس حکومت می شود :
" یخرج اناس ، من المشرق ، فیوطئون للمهدی سلطانه . "
مردمی از مشرق قیام می کنند،وزمینه حکومت مهدی را فراهم می سازند.28 
 
پایان سخن اینکه هرچند پیرامون چگونگی غیبت و طول عمر امام(عج) و علائم ظهورآن حضرت مانند خروج یمانی و سفیانی، ندای آسمانی، ظهور دجال ، فرو رفتن زمین ، قتل نفس زکیه،  نزول عیسی بن مریم (ع) ، رجعت ائمه هدی(ع) ، نحوه حکومت امام(ع) و کیفیت رحلت آن حضرت، پژوهشهای ارزنده ای  صورت پذیرفته است ولی جای سه مبحث عمده  همچنان خالی به نظر می رسد . بحث اول ، فلسفه  «غیبت وانتظار » که ادامه دو اصل «نبوت» و «امامت» است . بحث دوم ،«نیابت امام» که تداوم بخش سه مرحله پیشین است . و سومین بحث، « نحوه آماده سازی و سازماندهی منتظران حضرت با توجه به شرایط زمان» است . در این میان دو رکن اساسی «خودسازی» و «نظام سازی» که زمینه ساز پروژه عظیم «ظهور» اند 29 از جایگاهی ویژه برخوردارند که لازم است بیش از پیش در کانون توجه باورمندان به امر «ظهور» قرار گیرند. 
 آیا براستی  بدون داشتن یک« نظام سیاسی قدرتمند» و« تخلق به اخلاق اسلامی»  می توان خود را در زمره منتظران حقیقی آن امام پاکان و نیکان به شمار آورد و به مقام سربازی حضرت رسید ؟ باید گفت : 
 
"خلقی که در انتظار ظهور« مصلح » به سر می برد ، باید خود « صالح » باشد30."
                                                                 السلام علیک یا بقیة الله
پی نویس :
 
1- به نقل از کتاب "خورشید پنهان "، ستاد برگزاری جشن های میلاد حضرت مهدی (عج) ، ص 190 به بعد
2- به نقل از کتاب " قیام و انقلاب مهدی (عج)" شهید مطهری ، ص 61به بعد 
3- سوره مائده آیه 13
4- به نقل از کتاب "روز نجات" ، ستاد برگزاری جشن های میلاد حضرت مهدی (عج)، ص13 
5- به نقل از کتاب " انتظار، مذهب اعتراض"،  ص 33
6- به نقل از کتاب " خورشید پنهان" ص 119 به بعد
7- به نقل از کتاب " گزیده های زادسپرم " ، ترجمه دکتر راشد محصل ، فصل های 1، 2، 3 و35
8- به نقل از کتاب" اوستا " ترجمه جلیل دوستخواه، فروردین یشت ، فقره 129
9- همان ماخذ ، وندیداد ، فرگرد 19 ، قطعه 5
10- برای اطلاعات بیشتر به کتابهای نجات بخشی در ادیان ، بندهش ، روایت پهلوی ، زند وهومن یسن ، صد در نثر و صد در بندهش ، یادگار جاماسب ، زراتشت نامه و گزیده های زادسپرم مراجعه شود.
11- تورات ، اشعیاء نبی، باب59
12- همان، اشعیاء نبی ،باب56
13- همان ، مزامیر  مزمور37
14-تورات ، اشعیاء، باب 60
 -15همان، اشعیاء نبی، باب11
16- همان، اشعیاء نبی ، باب2
17- انجیل متی، باب24
18- همان، باب24
19- سوره انبیاء ، آیه105 
20- تفسیر نمونه، ج 13 ، ص518
21- سوره قصص، آیه5
22- سوره نور، آیه55
23- سوره توبه، آیه33
24- سوره زمر، آیه69
25- به نقل از کتاب " الارشاد" شیخ مفید، ص324 
26- به نقل از کتاب " کمال الدین ، ص 298  ، باب 30  ،حدیث 3
27- به نقل از کتاب " الملاحم" شیخ محمد حسین همدانی طاوئی
28- "بحارالانوار" علامه مجلسی، ج  51 ، ص  87 ، به نقل از کتاب 
"خورشید مغرب" استاد محمد رضا حکیمی
29- در این زمینه میتوان به کتابهای "قیام و انقلاب مهدی(عج)" اثراستاد شهید مطهری ،" انتظار ، مذهب اعتراض"و" امت و امامت" اثر زنده یاد دکتر شریعتی و"خورشید مغرب" اثر استاد محمد رضا حکیمی مراجعه کرد.
-30 "خورشید مغرب" ، ص 332