جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

“عمر” و دستور به رجم زن دیوانه ای که زنا داده بود!
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦
 

 

 “عمر” و دستور به رجم زن دیوانه ای که زنا داده بود!

 

امروزه همه می دانند انسانی که از عقل تهی است و کنترلی بر رفتار خود ندارد اگر کاری انجام داد که ارتکاب آن توسط دیگران جرم محسوب می شود، معذور است و به واسطه این عمل مورد پیگرد قرار نمی گیرد. اما این مطلب ساده و بدیهی بر خلیفه دوم اهل سنت کاملا پوشیده مانده بود و جالب این جاست که اسلام نیز در این مورد حکم روشن و شفافی دارد و کسی که مدعی خلافت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است از این حکم بی خبر بوده و برخلاف آن دستور داده است. به این داستان تاریخی که کتب بسیاری از تالیفات مهم اهل سنت نقل کرده اند توجه فرمایید:

زن دیوانه بارداری را نزد عمر آوردند که زنا داده بود. عمر دستور داد که حد زنا را بروی جاری کنند.  در این هنگام امیرالمومنین علی علیه السلام به خلیفه فرمودند: آیا نمی دانی که سه دسته تکلیف ندارند، مجنون تا زمانی که عاقل شود، کودک تا هنگامی که بالغ گردد و شخص خواب تا زمانی که بیدار شود؟

این گونه بود که عمر دست از فرمانی که داده بود برداشت (1).

یک سوال اینجا در ذهن می آید، اگر آن روز آن زن مجازات شده بود، آیا امروز طرفداران مکتب خلافت می توانستند از شرم سرخود را در برابر دنیا بلند کنند؟ آیا این حفظ آبرو را مدیون تذکر به موقع امیرمومنان علی علیه السلام نیستند؟ فرض کنیم که این زن دیوانه هم نبود، آیا فرزندی که در شکم داشت گناهی کرده بود که باید کشته می شد؟ چه جوابی برای این ناآگاهی خلیفه خود دارند؟

شخصی که دائم باید کسانی مراقبش باشند تا خطایی مرتکب نشود، سزاوار خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، یا کسی که هم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خلافت ایشان تصریح کرده اند و هم خود او برتری علمی اش را بارها به اثبات رسانده است؟ جامعه مسلمین باید توسط افراد دور از علم اداره شود، یا کسانی که دانا و بینا هستند؟؟

 

 

1- منبع این داستان از کتب اهل سنت:

الف- سنن ابی داود، ج2 ص 227

ب- سنن ابن ماجه، ج2 ص 227

ج- مستدرک حاکم، ج2 ص 59 و ج4 ص389

د- سنن کبری، ج8 ص 264

ه- تیسیرالوصول، ج2 ص5

و- ارشاد الساری، ج10 ص9

ز- فیض القدیر، ج4 ص357

ح- تذکرة الخواص، ص 147

ط- فتح الباری، ج12 ص101

ی- عمدة القاری، ج11 ص 151

*این داستان به شکل های دیگر نیز در کتب متعدد دیگری از اهل سنت نقل شده است که مراجعین می توانند ملاحظه بفرمایند.

 منبع: http://nazer110.wordpress.com