جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

خلیفه ای که اعتراف کرد بدعت گذار است!!
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٧
 

خلیفه ای که اعتراف کرد بدعت گذار است!!

 

یکی از ماجراهای جالبی که میزان پایبندی به سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در مکتب خلافت سقیفه آشکار می سازد، داستان نماز تراویح است. این نماز اکنون در میان اهل سنت در ماه رمضان برپا داشته می شود. ریشه یابی این نماز ما را به زمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نمی رساند، حتی پس از ایشان در زمان خلیفه ی اول نیز خبری از این نماز نبوده است. برای اطلاع از این که چنین نمازی از چه زمانی آغاز شده است، به نقل معتبرترین کتب اهل سنت توجه فرمایید:

شبی از شب های ماه رمضان، عمر بن خطاب خلیفه دوم اهل سنت، وارد مسجد شد و مردم را دید که هر یک به تنهایی مشغول نمازهستند، در این هنگام گفت: اگر این مردم را جمع کنم تا با یک نفر نماز بخوانند ( نماز جماعت ) بهتر است، پس تصمیم گرفت این کار را انجام دهد و ابی بن کعب را بر امامت گمارد و مردم را بر اقتدا به وی فرمان داد. شبی دیگر به مسجد آمد و مردم را دید که با جماعت نماز می گزارند، آنگاه گفت: بدعت خوبی ایجاد کردم. (1)

بنابر معمول پس از نقل هریک از ماجراهای مربوط به خلفای اهل سنت سوال یا سوالاتی را مطرح کرده ام و از اهل سنت خواسته ام که پاسخ دهند، اما تا کنون جوابی غیر از توهین، دریافت نکرده ام. اینک نیز سوالاتی را طرح می کنم و به انتظار پاسخ می نشینم.

خلیفه دوم براساس چه مدرک و استنادی به خود حق داد تا فرمانی صادر کند که در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وجود نداشته است؟ آیا پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بدعت را ضلالت نام ننهادند؟ آیا هر مسلمانی می تواند بنابر خواست و میل شخصی خویش دین خداوند را تغییر دهد و آنچه را در آن نبوده است، وارد کند؟ آیا این کار بازیچه قرار دادن دین نیست؟ آیا اهل سنت خود را ملزم به پیروی از سنت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می دانند یا دستور هر کس که پس از ایشان قدرت را در دست گرفت؟ در کجای سنت قطعی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آمده است که اشخاصی مانند عمر، حق قانون گذاری در امور دینی را دارند؟ آیا عبادت خداوند نباید با دستور او باشد و هر کسی می تواند با میل خود، کاری را عبادت خدا بنامد؟

جالب اینجاست که یکی از شارحان مطرح صحیح بخاری به نام قسطلانی، پس از نقل این داستان تصریح می کند:

آری ! خلیفه ی مسلمین در دین بدعت نهاد. (2)

حال شما دوستان اهل سنت! آیا از امثال این کارها مطلع هستید؟ چگونه خود را راضی کرده اید که از شخصی پیروی کنید که علاوه بر اعتراف خود او، دانشمندان بزرگ مذهب تان او را بدعت گذار می دانند؟

 

 

پی نوشت ها:

1-  منابع مهمی از کتب اهل سنت:

الف- صحیح بخاری، جلد 2، صفحه 251

ب- صحیح مسلم، جلد 1، صفحه 523

ج- کنزالعمال، جلد 8، صفحه 407، حدیث 23466

د- نیل الاوطار، شوکانی، جلد 3، صفحه 63، ناشر: دارالجیل، بیروت، لبنان

ه- موطا، امام مالک، جلد1، صفحه 114، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان

و- مغنی، ابن قدامه، جلد1، صفحه 798، ناشر: دارالکتب العربی للنشر و التوزیع، بیروت، لبنان

2- ارشاد الساری فی شرح صحیح البخاری، قسطلانی، جلد 5، صفحه 4

منبع: http://nazer110.wordpress.com