جانشین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله کیست؟

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

ابن خلکان گفته است در رابطه با شمشیر خدا:
نویسنده : غلامرضا نورمحمدنصرآبادی - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧
 

ابن خلکان گفته است :

 ولما بلغ ذلک أبا بکر وعمر . قال عمر لابی بکر : إن خالدا قد زنى فارجمه . قال : ما کنت أرجمه فإنه تأول فأخطأ . قال : فإنه قتل مسلما فاقتله . قال : ما کنت أقتله فإنه تأول فأخطأ . قال : فاعزله . قال : ما کنت أغمد سیفا سله الله علیهم .

وقتی که خبر این ماجرا به ابو بکر و عمر رسید ، عمر به ابو بکر گفت : بدرستیکه خالد زنا کرده است ؛ او را سنگسار کن ؛ ابو بکر گفت : من او را سنگسار نخواهم کرد ؛ زیرا او اجتهاد کرده و اشتباه کرده است !!! عمر گفت : او یک مسلمان را کشته است ؛ او را قصاص کن !!! ابو بکر گفت : من او را نخواهم کشت ، زیرا اجتهاد کرده و اشتباه کرده است !!! گفت لا اقل او را از کار بر کنار کن ؛ پاسخ داد : من شمشیری را که خدا بر ایشان کشیده است در غلاف نخواهم گذاشت!!!

 وفیات الأعیان: 6/15، کنز العمال:  5/619، حیاة الصحابة للکاندهولى 2/413.

اگر شخصی این قضایا و مخصوصا این ماجرا و نیز آخرین عبارت را کنار هم بگذارد ، متوجه می شود که چرا اهل سنت او را سیف الاسلام نامیده و روایتی جعل کرده اند که رسول خدا او را شمشیری از شمشیر های اسلام نامید ؛ زیرا او شمشیری بود که از مذهب خلفا دفاع می کرد و اگر کسی با ایشان به مخالفت می پرداخت ، خالد اولین کسی بود که برای دفع وی ابراز آمادگی می کرد ؛ لذا ابو بکر نیز می گوید : من شمشیری را که خدا !!! بر ایشان کشیده در نیام نخواهم گذاشت !!!

عزاداری برای مردگان :

همگان می دانند که اهل سنت به پیروی از خلیفه دوم عمر بن الخطاب گریه و عزاداری بر مردگان را امری نا پسند می دانند و حتی این را بر شیعیان عیب می شمرند که چرا در عزای حسین بن علی پسر رسول خدا صلی الله علیه وآله گریه و عزاداری می کنند .

اما از طرف مقابل آنچه در مورد خود خالد بن ولید نقل شده است قابل توجه است :

5289 أخبرنا محمد بن علی الصنعانی ثنا إسحاق بن إبراهیم أنا عبد الرزاق أنا معمر عن الأعمش عن أبی وائل قال قیل لعمر بن الخطاب رضی الله عنه أن نسوة من بنی المغیرة قد اجتمعن فی دار خالد بن الولید یبکین وإنا نکره أن یؤذینک فلو نهیتهن فقال عمر ما علیهن أن یهرقن من دموعهن سجلا أو سجلین ما لم یکن لقع ولا لقلقة یعنی باللقع اللطم وباللقلقة الصراخ

المستدرک على الصحیحین ج3/ص336

به عمر گفته شد که زنان بنی مغیره در خانه خالد جمع شده و مشغول گریه هستند و ما می ترسیم که گریه ایشان سبب ناراحتی تو شود ؛ اگر می خواهی ایشان را منع کن ؛ عمر گفت : مانعی ندارد که ایشان اشک های خود را مقداری بر او بریزند ما دامیکه بر صورت نزنند و فریاد نکشند .

عمر بن الخطاب یبکی مع نساء بنی مخزوم خالد بن الولید :

 أخبرنا عیسى بن الحسین قال حدثنا أحمد بن الحارث الخزاعی عن المدائنی عن أبی بکر الهذلی قال سمع عمر بن الخطاب نساء بنی مخزوم یبکین على خالد بن الولید فبکى وقال لیقل نساء بنی مخزوم فی أبی سلیمان ما شئن فإنهن لا یکذبن وعلى مثل أبی سلیمان تبکی البواکی

الأغانی ج22/ص98

عمر بن خطاب همراه با زنان بنی مغیره بر خالد گریه می کند :

عمر شنید که زنان بنی مخزوم بر خالد گریه می کنند ، پس گریه کرد و گفت : زنان بنی مخزوم در مورد ابی سلیمان (خالد) هرچه می خواهند بگویند ؛ زیرا ایشان دروغ نمی گویند ؛ و برای مثل خالد سزاوار است که گریه کنندگان گریه کنند .

قال الزبیر وحدثنی محمد بن سلام عن أبان بن عثمان قال لما مات خالد بن الولید لم تبق امرأة من بنی المغیرة إلا وضعت لمتها على قبره یعنی حلقت رأسها ووضعت شعرها على قبره

الأغانی ج16/ص208

وقتی که خالد بن ولید از دنیا رفت ، هیچ زنی از بنی مغیره باقی نماند مگر اینکه موهای سر خود را تراشیده و بر قبر خالد گذاشت .