مناظره شیعه و سنی

متن مناظره دکتر حسینی قزوینی، عضو هیأت علمی و رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج)؛ با  مولوی مرادزهی از اساتید برجسته حوزه علمیه زاهدان
که چندی پیش به  صورت زنده از شبکه ماهواره ای سلام پخش شد .

مدیر شبکه سلام :
خدمت شما دوستان بیننده سلام و درود تقدیم میکنیم ، انشاء الله که با موفقیت و سربلندی کامل در پناه خداوند سبحان روز گار را سپری کرده باشید .

برنامهای که امروز شروع میکنیم ، گفتگویی است بین دو بزرگوار ، جناب آقای حسینی قزوینی و جناب آقای مراد زهی . یک گفتگوی دوستان و یک مناظره برای روشن شدن نقاط مبهم و نقاط نا مشخص تاریخ ... .

موضوع مناظره حضرت زهرا سلام الله علیها است . از ماه ها قبل قرار بود که مناظرهای را برگزار کنیم ، متأسفانه این امکان فراهم نشد به دلائل مختلفی .

دلیل انتخاب این موضوع این است که مشکلاتی برای برخی از دوستان و هموطنان ما رخ داده است که اختلافاتی را به وجود آورده است ، شب نامه هایی را چاپ کردهاند ، سخنرانیهایی را کردهاند و ... این مسائل باعث شد که متأسفانه برخوردهای فیزیکی نیز صورت گیرد .

من یک توضیحات اولیه را بدهم : اولا این گفتگوها دوستانه است و هر دو طرف از شخصیتهای اسلامی هستند و بنایمان بر این است که این گفتگو دوستانه و سالم برگزار شود و انشاء الله به دنبال این هستیم که حقایق روشن بشود و دانش مان بارور تر بشود .

هیچ یک از دو طرف مناظره قطعا به دنبال این نیستند که طرف دیگر را شکست بدهند ... هر دو بزرگوار نیز توضیح خواهند داد . انشاء الله این برنامه الگویی خواهد شد برای برخی از رسانهها و تلویزیونهایی که مناظره برگزار میکنند و خودشان به قضاوت مینشینند و بهره برداری میکنند که ما پیروز شدیم و فلانی شکست خورد ... . ما دلمان میخواهد که خود مردم قضاوت کنند و در بارهاش صحبت کنند .

خود این برنامه بعد از یک وقفه طولانی ، یک حرکت جدیدی باشید و تعیین کننده باشد که ما این مناظره را ادامه دهیم .

نکته دوم این است که هر دو طرف از موضوع مناظره دور نشود و در باره حضرت زهرا سلام الله علیها باشد .

برنامه به این شکل خواهد بود که دو تا ده دقیقه آغازگر برنامه خواهد بود برای هر دو بزرگوار . هر دو طرف صحبت خواهند کرد ، بعد یک دقیقه طرف مقابل سؤال خود را مطرح خواهد کرد ، طرف دیگر چهار دقیقه وقت دارد که در باره این یک دقیقه و سؤال وی صحبت کند . وقتی چهار دقیقه اش تمام شد ، یک دقیقه به ایشان وقت میدهیم سؤالی مطرح کنند تا طرف مقابل چهار دقیقه وقت داشته باشد که جواب دهد .

برای شروع دو راه است ، یا این که از آقای مراد زهی خواهش کنیم که چون مهمان هستند شروع کنند و یا به عهده قرعه میگذاریم . نظر جناب مراد زهی را میپرسیم که ایشان شروع کنند و یا قرعه کشی کنیم .

مولوی مراد زهی : هرچه نظر جناب آقای قزوینی باشد ما حرفی نداریم .

استاد قزوینی : اگر ایشان تمایل دارند برای شروع کردن و چون مهمان ما هستند و ما وابستگی مان به شبکه سلام بیشتر است ، ما این حق اولویت را به ایشان واگذار میکنیم .

جناب آقای مراد زهی ، من از الآن وقت میگیرم ، وقتی گفتم شروع کنید .

مولوی مراد زهی :

بسم الله الرحمن الرحیم و به نسعین ، نحمده و نصلی علی رسوله الکریم و نصلی و نسلم علی آله و اصحابه الکرام . قال الله تبارک و تعالی :
فَبَشِّرْ عِبَاد . الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئکَ الَّذِینَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئکَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب .الزمر /17 و 18 .

ضمن عرض تشکر و قدردارنی از مسؤولین شبکه سلام و حاج آقای قزوینی که باهم در ارتباط بودیم و قرار بود که یک گفتگوی دوستانهای در این شبکه داشته باشیم که بحمد الله این زمینه مطرح شد و بنده لازم میدانم که از هم دست اندر کاران تقدیر و تشکر داشته باشم .

لازم میدانم مقدمهای که بسیار مرتبط با بحث مان است ، عرض کنم به صورت تا بعدها ما وارد بحث اصلی بشویم .

همه میدانیم که اسلام در وضعیت فعلی وضعیت خاصی دارد که در طول چهارده قرن فکر نمیکنم که چنین وضعیتی را داشته باشد . بسیار متفرق ، پراکنده و دشمنان اسلام و مسلمین . بنابراین مسؤولیت اندیشمندان ، علما ، مطبوعات ، شبکههای ماهوارهای ومتولیان امور فرهنگی در جهان اسلام بسیار سنگین است .

ما چهارده قرن ، سیزده قرن از راه تفرقه و کوبیدن همدیگر دست آور و نتیجهای نداشتهایم ، مسلّما در حال حاضر و در قرون آینده دست آوردی نخواهیم داشت .

در حال حاضر نیاز شدید به وحدت داریم و آن فرمانی که خداوند متعال فرموده :

بسم الله الرحمن الرحیم :

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا . آل عمران /103 .

نیاز شدید به اعتصام به حبل الله و چنگ زدن به ریسمان الهی که همان قرآن است و عمل کردن به آن داریم . و این که از تعصبات کورکورانه و از هر گونه فرقه گرائی و تقویت فرقه گرایی کنار بیاییم .

هدف اصلی از این بحث همان طور که آقای هدایتی فرموده ، یک مناظره کشتی گرفتن نیست که به دنبال این باشیم که به هر حال این طرف ، طرف دیگر را مغلوب کند ، خیر . اصل گفتگو ، اصل حوار و مخصوصا در کشور ما در کشور اسلامی ایران که پیشتاز طرح گفتگوی تمدنها بوده و هست ، شایسته است که ما این گفتگوی دوستانه و گفتمان را در میان خود مان هم داشته باشیم .

بنابراین این گفتمان را به فال نیک میگیریم ... [قطع شدن موقت صدا] . تمام شنوندگان گرامی ، از تمام اهل نظر و آنهایی که صدای ما را میشنوند ؛ چه از برادران شیعه و چه برادران اهل سنت ، که این یکی دو ساعت ، بحث شیعه و یا بحث سنی را از مغزشان بیرون بریزند ، به عنوان یک مسلمان پای صحبت برادر مسلمان خودشان بنشینند و براساس آیهای که تلاوت کردیم ، که قرآن میفرماید :

بشارت به آن انسانهایی که گفتمان و گفتارها را گوش میدهند و از مستندترین و مستدل ترین و بهترین گفتمان آن را اتباع میکنند ، آنها صاحبان اندیشه هستند پیروی میکنند .

شبکه سلام ، فرصتی است که به هر حال برای دوستان ما پیش آمده و میتوانند که دراین مکان دوری که قرار دارند به عنوان فرصت استثنائی در جهت وحدت مسلمین و در جهت دعوت به اسلام ودر جهت تبلیغ اسلام تلاش و کوشش کنند .

بنابراین ما از همین الآن مجددا از مسؤولین و متولیان شبکه سلام با رویکرد جدیدی به سمت اتحاد و انسجام اسلامی ، به سمت وحدت و به سمت تقریب دلها و نزدیک کردن دلهای جامعه اسلامی گام بردارند .

بنابراین آنچه که احساس کردیم که انگیزه شد تا در این بحث شرکت کنیم ، بحثهایی است که در این یکی دو سال اخیر مطرح شده و در شبکههای خبری ، در روزنامهها ، در مطبوعات ، در شبکههای اینترنتی بسیار به صورت گسترده روش بحث میشود و آن همان طرح اتهاماتی که به بهترین انسانها بعد از رسول خدا صلی الله علیه وسلم؛ یعنی حضرت ابوبکر صدیق و حضرت عمر فاروض رضی الله عنهما زده شده این اتهامات و بعد از آن هم مستنداتی که آورده شده برای آن مواردی از کتب اهل سنت است . میخواهیم بررسی کنیم که واقعاً انسانهایی که بعد از پیامبر پایه گذار دین اسلام و پایهگذار فتوحات اسلامی بودند و ما ایرانیان هم به ویژه مرهون خدمامت و زحمات و تلاشها و مجاهدتهای آنها هستیم که اسلام به ما رسید و الآن ما مسلمان هستیم . آیا واقعاً چنین برنامههایی بوده ، چنین چیزی صورت گرفته و یا این که اینها براثر دسیسه مخالفین اسلام و دشمنان اسلام در طول تاریخ که خواستهاند تفرقه گرایی را تشویق بفرمایند بین فرقههای اسلامی از سوی آنها صورت گرفته و در بعضی از کتابها روایات جعلی و ساختگی در این خصوص وضع شده .

ما الآن به وظیفه بزرگی نسبت به آل و اصحاب پیامبربر عهده داریم . آل و اصحاب پیامبر همانند دو بازوی یک پرندهای میمانند که هر کدام از این بازو اگر نباشد ، پر نباشد ، پرنده نمیتواند پرواز کند .

بنابراین ما از همه شنوندگان عزیز استدعا داریم که به دور از تعصب و به دور از این که پیرو چه مذهبی هستند به عرائض مختصر بنده انشاءالله در بحثهای آینده گوش میدهند و همه در نهایت دنبال این چیزی که کشف حقیقت هست ، باشیم . انشاءالله .

در رابطه با شخصیت حضرت فاطمه زهرا و این که دیدگاه اهل سنت و بالاتر از آن در رابطه با دیدگاه اهل سنت نسبت به پیامبر عرائضی است انشاء الله در بحثهای آینده در بحثهای بعدی خواهیم داشت و الآن چون وقت در این ده دقیقه تمام شد ، من سعی میکنم که در فرصتهای بعدی در خدمت دوستان باشیم .

دکتر حسینی قزوینی :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم ، و به نستعین و هو خیر ناصر و معین ، الحمد لله والصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله ، لا سیما علی مولانا بقیة الله ، والعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله . افوض امری الی الله إن الله بصیر بالعباد

ما هم ضمن سلام به همه دست اندر کاران شبکه سلام ، جناب حاج آقای هدایتی و بینندگان عزیز در سراسر دنیا . تشکر میکنیم اولاً از شبکه سلام که این بستر را فراهم کردند که یکی از عزیزان اهل سنت که از اساتید برجسته حوزه علمیه دارالعلوم مکی زاهدان هست ، حضور پیدا کند و مطالبشان را شفاف در این جلسه دوستانه و گفتگوی صمیمی بیان کند .

و از مقدمهای هم که برادر عزیزم جناب مراد زهی بیان کردند ، من باز تشکر میکنم . بنده هم تأکید میکنم بر این که ما مسلمانها امروز در برابر دشمن مشترک قرار گرفتهایم که دشمنان برایشان نه شیعه و نه سنی هیچ کدام فرق نمیکند ، با همان سلاحهایی که در افغانستان و در کابل سنی را میکشند ، در مزار شریف شیعه را میکشند . در عراق اگر در فلوجه برادران اهل سنت ما را میکشند ، در شهید صدر شیعیان را میکشند و ما چه شیعه و چه سنی برادر هستیم ، کتابمان یکی است ، قبلهای مان یکی است ، پیامبران مان یکی است ، مشترکات زیادی داریم و در کنار ، هم اختلافاتی داریم و برای اختلافات به جای این که متوسل بشویم به خشونت و یا اهانت و یا جسارت ، چه بهتر که بسترهای این چنینی فراهم شود که از شیعه و سنی در یک جلسه خیلی دوستانه مطالبشان را مطرح کنند .

و اما این که موضوع ما حضرت زهرا سلام الله علیها است ، روی چند محور این موضوع انتخاب شد و جناب مراد زهی هم این پشنهاد را پذیرفتند .

نکته اول این که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در میان فرزندان نبی مکرم صلی الله علیه وآله وسلم جایگاه کاملاً ویژهای داشت و هم از دیگر فرزندانش و هم از دیگر صحابه امتیاز ویژهای داشت .

صدیقه طاهره تنها کسی که است که رسول اکرم به صراحت درباره او فرمود ، سیدة نساء اهل الجنة ؛ خانم و بانوی زنان بهشتیان است .

صحیح بخاری ، ج4 ، ص183 . همچنین روایتی را هیثمی از عائشه ام المؤمنین نقل میکند که :

مارأیت افضل من فاطمة غیر أبیها .

جز رسول اکرم ، کسی در فضیلت به حضرت صدیقه طاهره نمیرسد .

یا :

ما رأیت احدا اصدق من فاطمة .

راستگوتر از فاطمه در کره زمین نبود.

هیثمی در مجمع الزوائد میآورد و رجالش هم تصیحح میکند .

مجمع الزوائد ، ج9 ، ص201.

ابن حجر هم در کتاب الإصابة ، ج8 ، ص264 میگوید این روایت سندش به شرط شیخین صحیح است .

همچنین روایات متعددی که محبوبترین زنها در نزد پیامبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده.

مسند احمد ، ج4 ، ص275 و باز هیثمی در مجمع الزوائد ، ج9 ، 202 میگوید روایت صحیح است .

حتی ابن حجر عسقلانی نقل میکند از سبکی از استوانههای علمی اهل سنت ، که حضرت صدیقه طاهره از خدیجه و از عائشه فضیلتش بالاتر بوده است . فتح الباری ، ج7 ، ص105 .

و همچنین مناوی نقل میکند که فاطمه زهرا از خلفای اربعه ، به اتفاق علمای اهل سنت افضل بوده است .

فیض القدیر ، ج4 ، ص556 .

نکته دیگر ما میبینیم که در کتابهای معتبر اهل سنت غضب فاطمه زهرا و رضای فاطمه زهرا معادل با رضای خدای عالم و غضب خدای عالم قرار گرفته است .

المستدرک ، با سند صحیح ، ج3 ، ص153 :

ان الله یغضب لغضبک یا فاطمه و یرضی لرضاک .

همچنین خود بخاری در صحیحش آورده :

فاطمة بضعة منی ، فمن اغضبها اغضبنی.

فاطمه پاره تن من است ، هرکس او را به غضب بیاورد ، مرا به غضب آورده .

یا مسلم دارد :
فاطمة بضعة منی ، یؤذینی ما آذاها .

هر آن چه که زهرا را اذیت کند ، مرا اذیت کرده است .

اینها نشان میدهد که فاطمه زهرا سلام الله علیها جایگاه ویژهای در نزد رسول اکرم و خدای عالم داشته . و ما بر این عقیده هستیم که نبی مکرم صلی الله علیه وآله وسلم ، از بیان این روایات و احادیث این بود که الگویی برای امت اسلامی معین کند ، یعنی اگر بعد از نبی مکرم جامعه اسلامی دچار تلاطم شد دچار فتنه شد ، دچار اختلاف شد ، تنها یادگار نبی مکرم ، فاطمه زهرا سلام الله علیها به هر سو رو کرد حق هست و رضای خداوند در آن سو است و اگر نسبت به هر طرفی و هر فردی غضب کرد ، ناخشنود شد ، قطعاً خدا و پیامبر هم از او غضبناک و نا خشنود است .

ولذا قضیه فاطمه زهرا سلام الله ، یک قضیه طبیعی نیست و این روایات متعدد روایاتی نیست که نبی مکرم فقط به خاطر این که فاطمه زهرا دختر او هست و نسل او هست و از نطفه او هست بیان کرده باشد ؛ چون پیامبر اکرم فرزندان دیگری هم داشتهاند ، چه پسر و چه دختر .

و لذا ما بر این عقیده هستیم که قضیه حضرت زهرا سند حقانیت عقیده شیعه است و این که جناب مراد زهی اشاره فرمودند نسبت به صحابه به ویژه جناب خلیفه اول و دوم این مسائل مطرح است ، این مسائل قبل از این که در کتابهای شیعه مطرح شده باشد ، در کتابهای اهل سنت مطرح است . به قول معروف میگویند : احترام امام زاده را باید متولی نگه دارد . آنچه در کتابهای اهل سنت مطالبی در مطاعن خلفاء آمده ، در کتابهای شیعه شاید آن قدر نیامده باشد .

مدیر شبکه سلام : الآن از جناب آقای قزوینی میخواهیم که یک دقیقه سؤال بکنند و جناب مراد زهی درچهار دقیقه پاسخ بدهند . بعد از آن که جناب مراد زهی چهار دقیقه پاسخ دادند ، یک دقیقه به ایشان فرصت میدهیم که سؤالشان را مطرح کنند .

سؤال دکتر قزوینی :

سؤال اول من از مراد زهی این است که روایات صحیحی که عرض کردم ، از عائشه که میگوید: ما رأیت احداً قد اصدق من فاطمه ؛ راستگوتر از فاطمه نبوده . فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از رحلت نبی مکرم مطالباتی از خلیفه اول داشتند ؛ ولی خلیفه اول پاسخ منفی دادند ، آیا این خود نشانگر تکذیب سخن پیامبر اکرم نیست ؟

جواب مولوی مراد زهی :

من با توجه به روایاتی که در رابطه با فضیلت و منقبت فاطمه زهرا قرائت شد ، این قبول . فضیلت و منقبت فاطمه زهرا از دیدگاه اهل سنت یک امری مستند و قطعی است و جا دارد ما این را در سه چهار قطعه شعری علامه اقبال لاهوری سروده توضیح دهیم .
مریم از یک نسبت عیسی عزیز از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمة للعالمین آن امام اولین و آخرین

آن که جان در پیکر گیتی دمید روزگار تازه آئین آفرید

بانوی آن تاج دار هل اتی مرتضی مشکل گشا شیر خدا

در رابطه با حضرت فاطمه زهرا و اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ، به طور کلی عقیده اهل سنت این است که محبت اهل بیت و محبت صحابه پیامبر جزء معتقدات مسلم و جزء ایمانیات ما است . یعنی به همان نسبتی که ما نسبت به خلیفه اول و نسبت به خلیفه دوم و سایر صحابه محبت داریم ، به همان نسبت ، نسبت به حضرت علی رضی الله عنه ، فاطمه زهرا رضی الله عنها ، حضرت حسن ، حضرت حسین و دیگر اهل بیت محبت داریم .

در محبت اگر یک ترازوی جلوی ما گذاشته بشود و محبت اهل بیت ومحبت اصحاب پیامبر در دو کفه ترازو قرار بگیرد ، هیچ کفهای بر کفه دیگر شاید سنگین تر نباشد و دلیلش هم این که ما در خطبههای نماز جمعه در هر جمعه و در تمام خطبه در روزهای جمعه دعای مغفرت برای اهل بیت و به ویژه حضرت فاطمه زهرا و اهل بیت صورت میگیرد . من قطعهای ازآن خطبه را قرائت بکنم . این خطبه دومی است که در تمام مساجد اهل سنت قرائت میشود ؛ مخصوصا در کشورهای آسیایی ایران و پاکستان و هندوستان که خطبههای اصلی به زبان فارسی و بعضی به زبان عربی قرائت میشود .

قال النبی صلی الله علیه وسلم : ارحم امتی بأمتی ابوبکر ، وأشدهم فی امر الله عمر ، و اصدقهم حیاء عثمان و اقواهم علی ، و فاطمة سیدة نساء اهل الجنة ، وحمزة اسد الله و اسد رسوله رضوان الله تعالی علیهم اجمعین . اللهم اغفر للعباس وولده مغفرة ظاهرة و باطنة و ذنبا .

این عقیده ما است . هیچ فرقی در این راستا وجود ندارد . یک قطعه شعری هم از ملا عبدالرحمن جامی قرائت کنم :

جز به آل کرام و صحب عزام فلک دین نبی نیافته عظام

نامشان جز به احترام نبر جز به تعظیم سویشان منگر

همه را اعتقاد نیکو کن دل ز انکارشان یک سو کن

هر خصومت که بودشان باهم به تعصب مزن در آن جا دم

حکم آن قصه با خدای بود زندگی کن تو را به حکم چه کار

اما سؤالی که ...

مدیر سلام :
وقت تان تمام است ، الآن لطف کنید سؤال خودتان را مطرح کنید ، جناب آقای قزوینی پاسخ دهند .

سؤال مولوی مراد زهی:

سؤال من این است که جناب آقای قزوینی که سؤال فرمودند خارج از موضوع بحث ما بود ، موضوع بحث ما هجوم به خانه فاطمه زهرا و سوزاندن خانه و ضرب و لطم حضرت فاطمه و اسقاط جنین است که توسط طبق ادعای ایشان و در سایت اینترنتی ایشان این مسأله را که گفته اند به دستور ابوبکر صدیق و مجری اش هم خلیفه دوم و بعضی دیگه بودند ، ما سؤال مان این است که با توجه به گذشت چهارده قرن از آن قضایا چه مستنداتی برای طرح این قضیه جناب آقای قزوینی دارند که الآن وجود دارد ، نه مدعی علیه وجود ، نه شهود وجود دارد و با توجه به این که چنین ادعایی هم ... لطف بفرمایند پاسخ دهند .

پاسخ دکترقزوینی :

در رابطه با قضیه هجوم به خانه فاطمه زهرا ، اگر بناست ما آن چه که در کتابهای روائی و رجالی و تاریخی آمده ، ارزش قائل نشویم ، هیچ یک از موضوعات حتی در اثبات رکعات نماز ما نمیتوانیم بگوییم چیزی برای ما ثابت شده و یا ثابت نشده .

ولی آن چه در رابطه با هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله است ، ما چهار تا روایت صحیح با بررسی در شبکه المستقله مطرح کردیم ، در شبکه سلام هم آوردیم که یکی از آنها قضیه ندامت خود جناب خلیفه اول است که میگوید من برای سه چیز که انجام دادهام ، تأسف میخورم و پشیمان هستم : یکی از آنها :

وددت أنی لم اکشف بیت فاطمة و إن اغلق علی الحرب .

ای کاش من خانه فاطمه زهرا را مورد هجوم قرار نمیدادم ، خانه فاطمه زهرا را کشف نمیکردم .

در این قضیه روایت کاملاً صحیح است ، هیچ شبههای در صحت روایت نیست ، بلکه بعضی از بزرگان اهل سنت نسبت به این قضیه صراحت بر این که روایت صحیح است .

جناب سیوطی در مسند فاطمه ، ص34 ، و 35 صراحت دارد که این روایت صحیح است .

جناب مقدسی از شخصیتهای برجسته اهل سنت است که ذهبی از او به عنوان : الإمام ، العالم الحافظ الحجة ، نام میبرد ، میگوید:

هذا حدیث حسن عن أبی بکر .

الأحادیث المختاره ، ج10 ، ص88 .

و همچنین از شخصیتهای برجسته اهل سنت ؛ مثل جناب فرحان مالکی صراحت دارد بر این که این روایت صحیح است و شبههای در این زمینه نیست. ایشان در کتاب قراءة فی کتب العقائد ، ص52 میگوید : من اول تصور میکردم که این روایات سند ندارد ؛ ولی پس از بررسی برایم ثابت شد : وهی ثابتة بأسانید صحیحه و ذکری .
این به اسانید صحیح ثبت شده و هیچ شبههای در این نیست .

و همچنین روایت دیگری که ابن أبی شیبه دارد ، استاد بخاری است ، صراحت بر این که این جناب خلیفه دوم آمد ، گفت با این که احترام حضرت زهرا برای من محرز است ، ولی قسم به خدای عالم این احترام حضرت زهرا مانع آن نمیشود که من دستور بدهم :

إن امرتهم أن یحرق علیهم البیت .

خانه را با ساکنانش به آتش بکشند .

المصنف ، ج8 ، ص752.

همین روایت را بلاذری در کتاب الأنساب الأشراف ،ج 1 ،ص 586 ، قضیه احراق را یعنی تهدید به سوزاندن را مطرح میکند و همچنین خود طبری در روایت دیگر همین مسأله را در تاریخش ج2 ، ص443 مطرح میکند .

مدیر سلام :
از الآن شما یک دقیقه فرصت دارید سؤال جدید مطرح کنید ، بعد جناب مراد زهی فرصت خواهند داشت که پاسخ دهند


قسمت دوم)

سؤال دکتر قزوینی :

ایشان فرمودند ما به همان نسبتی که حضرت زهرا و حضرت علی را دوست داریم ، جناب ابوبکر و عمر را دوست داریم . طبق روایت صحیح بخاری ، پیامبر اکرم فرمود : فاطمه غضبش ، غضب من و رضایتش رضایت من است . در صحیح بخاری و مسلم صراحت دارد که فاطمه زهرا از ابوبکر و عمر غضبناک از دنیا رفتند ؛ فلم تزل مهاجرته حتی توفیت . واین نشانگر این است که وقتی فاطمه زهرا سلام الله علیها از آنها راضی نیست ، پیامبر هم از آن دو نفر راضی نیست ، خدا هم راضی نیست . محبت کسی که پیامبر و خدا از او راضی نیست، خلاف شریعت ، و خلاف شرع و خلاف عقل است . جواب بدهند .

پاسخ مولوی مراد زهی :

ببنیید موضوع بحث ما آن چیزی است که جناب آقای قزوینی مطرح فرمودند. بعد از چهارده قرن دادگاهی ایشان تشکیل دادند و به عنوان مدعی چهار ادعا را و چهار اتهام را متوجه خلیفه اول ودوم کردند: 1 . هجوم به خانه فاطمه زهرا ؛ 2 . سوزاندن خانه فاطمه زهرا ؛ 3 . شکستن در و فرو رفتن میخ به سینه فاطمه زهرا ؛ 4 . سقط جنین .

من خواهشم این است که ما از موضوع خارج نشویم و اول سؤالی که مطرح میشود ، تمام بشود تا سؤال جدیدی . و چهارده قرن از این قضیه گذشته ، آیا در دوران خلیفه اول و دوم و سوم و چهارم و در طول این چهارده قرن ، ما در کتب معتبر تاریخ این قضیه ، قضیه شوخی نیست . الآن اگر واقعاً یکی از انسانهای بزرگ عصر حاضر ؛ مثلاً رئیس جمهور و یا یکی از مراجع تقلید و یا یکی از مفتیان اهل سنت متهم به چنین امری بشود ، بالأخره باید مستندات قوی برایش وجود داشته باشد .

الآن آمدهاند و خلیفه اول و دوم را که اساس اسلام و برنامههای اسلامی ، و نشر و دعوت اسلامی از آن جا سرچشمه میگیرد ، متهم به این قضیه کردهاند و دلائلی هم که ایشان آوردهاند ، این دلائل اصلاً سندیت ندارد و صحت ندارد . کتابی که ایشان فرمودند : انساب الأشراف بلاذری ، یک مشکل که وجود دارد معمولاً آقای قزوینی و دیگر دوستان ما یک صفحه کتاب را که مطرح میکنند ، صفحه دوم را یا نگاه نمیکنند و یا مطرح نمیکنند . همین انساب الأشراف بلاذری چه گفته در صفحه 250 :

لما بایع الناس أبا بکر، اعتزل علی والزبیر، فبعث إلیهما عمر بن الخطاب، وزید بن ثابت، فأتیا منزل علیّ، فقرعا الباب، فنظر الزبیر من فترة ثم رجع إلی علیّ فقال: هذان رجلان من أهل الجنة، ولیس لنا أن نقاتلهما. قال: افتح لهما. ثم خرجا معهما حتی أتیا أبا بکر، فقال أبو بکر: یا علی أنت ابن عم رسول الله وصهره، فتقول إنی أحق بهذا الأمر، لاها الله لأنه أحق به منک. قال: لا تثریب، یا خلیفة رسول الله، ابسط یدک أبایعک. فبسط یده فبایعه. ثم قال للزبیر: تقول أنا ابن عمة رسول الله وحواریه وفارسه وأنا أحقّ بالأمر؛ لاها الله لأنا أحق به منک. فقال: لا تثریب یا خلیفة رسول الله، ابسط یدک، فبسط یده فبایعه.

المدائنی، عن مسلمة بن محارب، عن سلیمان التیمی، وعن ابن عون.

انساب الأشراف بلاذری، ص250 که میگوید که حضرت علی با حضرت زبیر اول در خانه نشسته بودند ، بعد رفتند خدمت ابوبکر صدیق و ایشان علت این را پرسیدند که شما چرا نیامدید برای بیعت ؟ گفتند ما فکر میکردیم که ما مستحق تر هستیم . بعد حضرت علی و حضرت زبیر گفتند که دستت را دراز کن تا ما با تو بیعت کنیم . دستشان را دراز کردند و بیعت کردند .

بنابراین ، به صراحت در انساب الأشراف آمده و بعد هم در چند پاراگراف جلوتر آمده :

فخرج علی فقال یا ابابکر أ لم تری لنا حقا فی هذا الأمر ، قال بلی ولکن ...

فقط گلایهای که حضرت علی رضی الله عنه داشت ، انتظار مشاوره داشتند ، وضعیت به گونهای بود که خلأ قدرت نباید پیش بیاید . این هم جواب انساب الأشراف بلاذری است وعبارت دیگر هم زیاد داریم که در جاهای دیگر آمده که وقتی حضرت ابوبکر از ؟؟؟ برگشت حضرت علی و حضرت زبیر رفتند و بلا فاصله بیعت کردند .

سؤال مولوی مراد زهی :

سؤال من این است که جناب آقای قزوینی مستندات درست و قوی در این رابطه بیاورند . و اگر ایشان معتقدند که هجوم صورت گرفته ، بنابراین ، خلیفه اول و دوم جانی قلمداد میشوند و خیانتی صورت گرفته .

ایشان بیاند پاسخ بدهند نسبت به این روایتی در کتاب احقاق الحق قاضی نور الله شوشتری ، ج1 ، ص16 آمده .

و جاء عن الإمام السادس جعفر الصادق (ع) انه سئل عن أبی بکر وعمر رضی الله عنهما ففی الخبر " ان رجلاً سأل الإمام الصادق (ع) ، فقال : یا ابن رسول الله ! ما تقول فی حق أبی بکر و عمر ؟ فقال (ع) : إمامان عادلان قاسطان ، کانا علی الحق ، وماتا علیه ، فعلیهما رحمة الله یوم القیامة .

شخصی خدمت امام صادق آمد و از ایشان سؤال کرد در رابطه با أبی و عمر شما چه میگویید : آن حضرت فرمود آنها هر دو امامان عادلان قاسطان ، دو امام عادل بودند و بر حق بودند و بر حق مردند فعلیهما رحمة الله یوم القیامة .

چگونه امام صادق نسبت به خلیفه اول و دوم میفرماید که اینها عادل بودند ، بر حق بودند و بر حق هم فوت کردند . چگونه آقای قزوینی میفرمایند که ایشان بر اثر هجوم به خانه فاطمه زهرا اینها خیانت کار بودند و اینها جنایت کار بودند ، آیا این قضایا از ذهن امام صادق پنهان بود ؟

جواب دکتر حسینی قزوینی :

اولاً بر این که ایشان فرمودند که طبق روایت انساب الأشراف ، امیر المؤمنین علیه السلام آمدند و بیعت کردند ، من تعجب میکنم جناب آقای مراد زهی که از اساتید توانمند حوزه علمیه هستند و شاید تعداد پنجاه تا کتاب تألیف کردهاند ، چگونه عبارت صریحی که در صحیح بخاری ، ج5 ، ص82 ، حدیث 4240 ، صراحت دارد که امیر المؤمنین سلام الله علیه شش ماه بعد از رحلت پیامبر اکرم ، مادامی که فاطمه زهرا زنده بودند ، بیعت نکردند .

ولم یکن یبایع تلک الأشهر .

در این شش ماه حضرت امیر سلام الله علیه بیعت نکردند .

در صحیح مسلم هم هست ، ج5 ، ص154 ، امیر المؤمنین سلام الله علیه بیعت نکردند . ، جناب عبد الرزاق استاد بخاری در المصنف ، ج5 ، ص472 میگوید : نه تنها علی بیعت نکرد ، هیچ یک از بنی هاشم نیز در طول آن شش ماه بیعت نکردند .

طبری صراحت دارد از زهری سؤال کردند : أ فلم یبایع علی ستة اشهر ؛ علی درآن شش ماه بیعت نکرد . قال ولا احد من بنی هاشم ؛ هیچ یک از بنی هاشم نیز بیعت نکردند .

و بحث این که ایشان میفرماید ما جناب ابوبکر وعمر را جنایتکار و خیانت کار معرفی میکنیم ، جناب مراد زهی در خود صحیح مسلم ج5 ، ص159 ، ح4468 ، خلیفه دوم اشاره میکند به علی علیه السلام و عباس و میگوید : وقتی پیامبر از دنیا رفت ، ابوبکر گفت که من خلیفه پیامبر هستم ؛ ولی شما رأیتان این بود که ابوبکر : کاذباً آثماً غادراً خائنا ؛ هم دروغگو است ، هم گنه کار است ، هم حیله گر است و هم خائن است . فلما توفیت ابوبکر قلت أنا خلیفة رسول الله و خلیفة ابی بکر ؛ پس از ابوبکر هم من خلیفه شدم ، فرأیتمانی کاذباً آثماً غادرا خائناً .

پس این ما نیستیم که آنها را در قفس اتهام قرار دادهایم و نسبت جنایت به آنها میدهیم .

اما نسبت به قضیه روایتی که حضرت عالی نقل فرمودید که البته آن آدرسی که جناب عالی دادید ، درست نیست ؛ آن چه هست در جلد اول ، ص69 و هفتاد است و در صوارق محرقه هم است ؛ ولی ایکاش حضرت عالی یک دقتی میکردید ، که اولاً این روایت هیچ سندی ندارد و روایت از نظر سند کاملاً مخدوش است .

و اضافه در ذیل آن روایت از امام صادق سؤال میکند آیا مراد شما که گفتید امامان عادلان ؛ این دو امام عادل هستند ، چی بود . حضرت فرمود : من مرادم این بود که اینها عدلا عن الحق ؛ این دو از عدل عدول کردند ، اینها اماما اهل النار ؛ دو تا امام اهل آتش هستند .
بعد حضرت اشاره میکند به آیه شریفه : «وجعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ » قصص / 41 . و گفتم این ها قاسط هستند ، حضرت فرمود مراد من این است که: « وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا » الجن / 15 .

فلذا روی این جهت ما نه تنها این روایت را ضعیف میدانیم ، از مطاعن میدانیم ، خواندنش را حرام میدانیم ، به طلبههایمان توصیه میکنیم که اصلا این روایت را مطرح نکنند. چون موجب ایجاد فتنه میشود .

سؤال دکتر حسینی قزوینی :

گر چه ایشان نسبت به سؤال دوم بنده ایشان جواب ندادند ، غضب حضرت زهرا از أبی بکر و عمر یک مسأله ثابت در صحیح بخاری و مسلم است . سؤال سوم من از ایشان این است که شما در روایات ، در صحیح بخاری و مسلم آوردهاید :

من مات ولیس فی عنقه بیعة مات میتة جاهلیة . صحیح مسلم ، ج6 ، ص22 .

و همچنین من مات و لیس علیه امام مات میتة الجاهلیة . این کاملاً ثابت است .

از طرف دیگر در صحیح بخاری ومسلم هست که : ماتت ابیبکر وهی واجدة علی ابی بکر . نه تنها بیعت نکرد ؛ بلکه نسبت به ابی بکر غضبناک نیز از دنیا رفت .

فلم تزل مهاجرته حتی توفیت .

در این جا مسأله این است فاطمه زهرا سلام الله علیها که در برابر خلیفه اول بیعت نکرد و او را به عنوان امام قبول نکرد ، آیا فاطمه زهرا به مرگ جاهلی مرده و یا خلافت ابوبکر ، خلافت مشروع نیست .

پاسخ مولوی مراد زهی :

ببنید من اولاً به این سبک برنامه که چهار دقیقه و یک دقیقه است ، اعتراض دارم . یک بحث وقتی ادامه پیدا میکند باید جمع بندی بشود تا حالا سه چهار تا بحث مطرح شد .

سؤالی که من کردم در رابطه با مطلب قاضی نور الله شوشتری. من متأسفم که تمام بینندگان آشنا هستند به زبان عربی . چگونه واقعاً یک مسأله را از ظاهر مسأله بر میگردانند که وقتی سؤال کردند : یا ابن رسول الله ! ما تقول فی حق أبی بکر و عمر ؟ فقال (ع) : إمامان عادلان قاسطان .

عادل در زبان عربی به چه گفته میشود ، « قاسطان » قاسط در زبان عربی به چه گفته میشود ؟ وماتا علیه .

مطلب دوم آن چه از صحیح مسلم آوردند . جای تأسف است که من همین مسأله را عرض کردم که یک پاراگراف را میخوانند و یک پاراگراف را نمیخوانند . صحیح مسلم همین الآن جلوی من است ، همین حدیثی که ایشان آوردند ، حدیث صحیح مسلم است و من میخوانم و شنوندگان هم گوش کنند ، خود آقای قزوینی هم گوش کنند و بعد قضاوت کنند .

فلما توفی رسول الله صلی الله علیه وسلم قال أبو بکر انا ولی رسول الله صلی الله علیه وسلم فجئتما تطلب میراثک من ابن أخیک ویطلب هذا میراث امرأته من أبیها فقال أبو بکر قال رسول الله صلی الله علیه وسلم ما نورث ما ترکنا صدقة فرأیتماه کاذبا آثما غادرا خائنا والله یعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق ثم توفی أبو بکر وانا ولی رسول الله صلی الله علیه وسلم وولی أبی بکر فرأیتمانی کاذبا آثما غادرا خائنا والله یعلم انی لصادق بار راشد تابع للحق .

حضرت عباس و حضرت علی وقتی خدمت حضرت عمر میآیند عبارت این است :

فرأیتماه کاذبا آثما غادرا خائنا

یعنی وقتی شما نزد خلیفه لازم را دادند ، به گمان شما ؛ یعنی شما چنین فکر میکردید ، این علامت استفهامی و سؤالی است ، آیا شما فکر میکردید که ایشان کاذبا غادرا آثما خائنا است ، در حالی که این طور نیست ؛ چون در ادامه اش میگوید :

والله یعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق

ایشان صادق است ، نیکوکار است.

ثم توفی أبو بکر . بعد شما نزد من آمدید ، فرأیتمانی کاذبا آثما غادرا خائنا والله یعلم .

این والله یعلم را نمیخوانند : خدا میداند که من صادق و بار راشد و تابع حق هستم . بعد شما آمدید پیش من و اصرار دارد و این مسألهای است که ابوبکر صدیق در باره آن قضاوت کرده است .

بعد وقتی که آمدند میفرماید : فرأیتمانی کاذبا آثما غادرا خائنا ، نه این که من از خودش خبر میدهد ، یعنی شما چنین فکر میکنید . بعد والله یعلم انی لصادق ، والله یعلم إنه لصادق. چگونه است که استنباط توهین میکند که خلیفه دوم ، خلیفه اول را کاذب و غادر و آثم میداند ؛ در حالی پشت سر همین جمله میگوید : والله یعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق .

آقای قزوینی نسبت به این عبارت توضیح دهند ، امام چهارم حضرت علی بن حسین بن علی رضی الله تعالی عنه در کتاب کشف الغمة اربیلی، ج2 ، ص78 که گروهی از ایران آمدند خدمت ایشان و از حضرت ابوبکر و عمر و عثمان سؤال کردند . بعد ایشان فرمود : آیا شما نمیدانید که الذین یخرجهم من دیارهم ، آن آیه معروف در قرآن کریم در باره کی است ؟

[اصل روایت مورد استدلال جناب مراد زهی ؛ چون سخنان ایشان واضح نبود ، ما تمام روایت را از اصل کتاب در این جا نقل میکنیم]

«وقال سعید بن مرجانة کنت یوما عند علی بن الحسین فقلت سمعت أبا هریرة یقول قال رسول الله صلی الله علیه وآله من أعتق رقبة مؤمنة أعتق الله تعالی بکل إرب منها إربا منه من النار حتی أنه لیعتق بالید الید وبالرجل الرجل وبالفرج الفرج فقال علی علیه السلام أنت سمعت هذه من أبی هریرة ؟ فقال سعید نعم فقال لغلام له أفره غلمانه وکان عبد الله بن جعفر قد أعطاه بهذا الغلام ألف دینار فلم یبعه أنت حر لوجه الله تعالی . وقدم علیه نفر من أهل العراق فقالوا فی أبی بکر وعمر وعثمان رضی الله عنهم فلما فرغوا من کلامهم قال لهم ألا تخبرونی أنتم المهاجرون الأولون الذین أخرجوا من دیارهم وأموالهم یبتغون فضلا من الله ورضوانا وینصرون الله ورسوله أولئک هم الصادقون قالوا لا قال فأنتم الذین تبوأوا الدار والإیمان من قبلهم یحبون من هاجر إلیهم ولا یجدون فی صدورهم حاجه مما أوتوا ویؤثرون علی أنفسهم ولو کان بهم خصاصة قالوا لا قال أما أنتم قد تبرأتم أن تکونوا من أحد هذین الفریقین وأنا أشهد انکم لستم من الذین قال الله فیهم والذین جاؤوا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان ولا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ) خرجوا عنی فعل الله بکم » .

کشف الغمة - ابن أبی الفتح الإربلی - ج 2 ص 291 .

من گواهی میدهم که شما از آن گروه سوم نیستید که خداوند در باره آنان گفته:

والذین جاؤوا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان ولا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا .

یعنی وظیفه بنده و آقای قزوینی و مسلمانان بعدی طبق این آیه صریح قرآن این است که ما باید برای مؤمنین گذشته ؛ به ویژه برای اصحاب و اهل دعای مغفرت کنیم و بخواهیم از خدا که هیچ گونه غل و کدورتی در دلهای ما از آنها نباشد وظیفه ما را قرآن مشخص کرده .

بنابراین نسبت به این روایت که در کشف الغمة ، ج1 ، ص78 آمده که حضرت علی بن الحسین ، نسبت به معترضین و آنهایی که بد گو بودند نسبت به سه خلیفه اول این گونه برخورد میکند و این آیه قرآن را میگوید که آنها مصداق این آیه بودند ...

جواب دکتر قزوینی :

در رابطه با روایتی که ایشان مطرح کردند در کتاب کشف الغمة ، ج1 ، ص78 ، همچنین روایتی نیست . در صفحه 291 ج2 ، یک روایتی است که این روایت سندش میرسد به ابو هریره ، ابوهریره از دیدگاه ما به هیچ وجه مورد وثوق نیست ؛ چون مورد ذم آقا امیر المؤمنین سلام الله علیه است . و روایاتی هم که جناب اربلی میآورد ، غالبا از منابع اهل سنت میآورد و بدون ذکر سند . و روایتی که سند نداشته باشد و یا سندش به روات اهل سنت برسد که از دیدگاه ما وثاقتش ثابت نیست ، این روایت ازدیدگاه و نظر ما اعتبار ندارد .

اما نسبت به روایت صحیح مسلم که جناب مراد زهی فرمودند . آن جا امیر المؤمنین علیه السلام و عباس مورد خطاب خلیفه دوم است . تعدادی از صحابه هم آنجا نشستهاند . جناب خلیفه دوم سؤال نکرد . میگوید وقتی من خلیفه شدم «فرأیتمانی» یعنی رأی و نظر شما این بود که من دروغگو هستم ، و حیله گر و خائن هستم .

بلی خود ایشان میگوید : والله یعلم أنی لصادق . این ادعای جناب خلیفه دوم است ؛ ولی آقا امیر المؤمنین و عباس وقتی که خلیفه دوم گفت شما رأیتان این بود ، علی آنجا تکذیب نکرد ، علی نگفت که نه جناب عمر اختیار دارید من چنین عقیدهای نسبت به شما نداریم ، چنین رأیی نداریم . و همچنین عباس انکار نکرد حرف جناب خلیفه دوم را . و صحابهای که آنجا نشسته بودند ، سی چهل نفر، هیچ کدام نگفتند که جناب خلیفه این که شما میگویید نظر آقای عباس و آقا امیر المؤمنین درباره تو این است که کاذب و آثم و غادر و حیله گر هستید ، هیچ کدام این قضیه را تکذیب نکردند .

و اضافه بر این ، جناب آقای مراد زهی عزیز ! آیا این قضیه مگر منحصر به همین روایت است ؟ حدیث حوض مگر جدای از این قضیه است . مگر قضیه شک خلیفه دوم در قضیه حدیبیه ، آیا جدای از این قضیه است ؟ اینها مطالبی است که ما باید فکر کنیم یک مقداری از جنبه تقلیدی بیاییم بیرون . یک مقداری دقت کنیم در مضمون روایت و سند روایت که در صحیح مسلم است و هیچ شک و شبهه ای نیست .

و خود آقای بخاری احساس میکند که این واژه کاذباً آثماً غادراً خائناً ، توهین در حق خلیفه اول و دوم است و لذا در صحیح بخاری این ها را حذف میکند و میآورد « فرأیتمانی کذا وکذا » این نشانگر این است که آقای بخاری از این روایت در حقیقت اهانت و توهین به خلیفه اول و دوم فهمیده و تبدیل

/ 0 نظر / 4 بازدید