خلافت ابوبکر

"بسم الله الرحمن الرحیم"

 

وقایع زیادى در زمان خلافت ابوبکرواقع گردیده که همه حاکى از خلاف عدالت است که از آن جمله حمله به خانه حضرت صدّیقهطاهره علیها السّلام و غصب فدک است، ولى ما اکنون به برّرسى واقعه دیگرى مى پردازیمکه وقوعش در زمان خلافت ابوبکر، لکّه ننگى بر چهره نورانى اسلام عزیز گشت، و آنواقعه، قتل مالک بن نویره است.


واقعه قتل مالک بن نویره
وقایع زیادى در زمان خلافتابوبکر واقع گردیده که همه حاکى از خلاف عدالت است که از آن جمله حمله به خانه حضرتصدّیقه طاهره علیها السّلام و غصب فدک است، ولى ما اکنون به برّرسى واقعه دیگرى مىپردازیم که وقوعش در زمان خلافت ابوبکر، لکّه ننگى بر چهره نورانى اسلام عزیز گشت،و آن واقعه، قتل مالک بن نویره است.

قبیله بنى یربوع، قبیله اى بزرگ وباشخصیّت بودند، و ریاست آنان بر عهده «مالک بن نویره» بود، مالک، شخصیّتى بزرگ ومحترم بود، با قبیله اش شرفیاب محضر رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم شدند واسلام آوردند، و از جمله قبائلى بودند که تا آخرین لحظه وفادار به اسلام بودند، ازآنجائیکه مالک، شخصیّتى برجسته بود، رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم او رانماینده خود قرار دادند که صدقات مردم آن صفحات را جمع آورى نموده و به نیابت ازطرف آن حضرت، بین فقراء تقسیم کند، و نیازى به آوردن آن صدقات به مدینه نباشد، وقتىابوبکر روى کار آمد، مالک از بیعت با ابوبکر خوددارى کرد و تسلیم او نشد (و جهتش هماین بود که هنوز بیش از حدود سه ماه از واقعه غدیر نگذشته بود، و در آن واقعه،تمامى حاضرین در حجّة الوداع، با امیرالمؤمنین علیه السّلام بعنوان جانشین و امامبعد از رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم بیعت کرده بودند، نتیجه اینکه سرباز زدنافرادى چون مالک بن نویره از بیعت با ابوبکر، امرى معقول و موجَّه بود)، ابوبکر بهبهانه اینکه چون مالک بن نویره صدقات را نفرستاده پس منکر زکات شده، خالد بن ولیدرا به جنگ مالک بن نویره فرستاد، خالد و همراهانش شبابه بر مالک و قبیله بنى یربوعوارد شدند، آنها نیز اسلحه هاى خود را برداشتند، هنگام نماز، اسلحه ها را بر زمینگذاشته مشغول نماز شدند، خالد بن ولید فرصت را غنیمت دانسته دستور داد مالک بننویره را دستگیر کردند، و دستور داد سر او را از بدن جدا کنند، مالک به او گفت: چراچنین فرمانى در حقّ من مى دهى؟ گفت: تو مرتدّ شده اى، مالک گفت: چند لحظه قبل ما باشما اذان گفتیم و نماز خواندیم و عبادت بجا آوردیم، چگونه مرتدّ شده ایم؟ لااقلّمرا به مدینه بفرست تا با خود ابوبکر به مذاکره بنشینم و خواسته هاى او را اجراکنم، ولى آخر الامر خالد دستور داد سر از بدنش جدا کردند، و در همانشب با زوجه مالکهمبستر شد، و سر مالک و مردان قبیله بنى یربوع را هم بجاى هیزم، زیر دیگ غذانهادند(1).
انتشار این خبر در مدینه، بلوایى بپا کرد، امیرالمؤمنین علیه السّلامکه مظهر غیرت و حقّ پرستى و دفاع از مظلوم است بماند، حتّى امثال عمر بن خطّاب، سعدبن ابى وقّاص و طلحه حرکت کردند و به سراغ ابوبکر رفتند، و این عکس العملها کاملاًبه مورد بود، (ولو اینکه غیر از عکس العمل امیرالمؤمنین علیه السّلام، بقیّه حرکات،رنگ خدایى نداشت، و توضیح مطلب احتیاج به مجال بیشترى دارد) از طرفى قتل عمدىمسلمانانى، از طرفى زناى با زوجه اى که تازه شوهرش را کشته اند، هنگامیکه خالد بهمدینه برگشت، عمر بن خطّاب به او گفت: تو آدم زناکارى هستى و من خودم تو را رجمخواهم کرد(2)، سر و صدا و بلوایى در مدینه بپا شد، و بنا شد که ابوبکر در این قضیّهتصمیم گیرى کند، او هم بعد از مدّتى کوتاه، تصمیم نهایى خودش را در ارتباط با اجراءحکم شرع درباره خالد بن ولید گرفت، آرى، مجازاتى سنگین در حقّ او اجراء کرد تا دیگرکسى به فکر چنین جنایاتى نیفتد!! نظرى به خالد بن ولید کرد و گفت: به نظر من اىخالد، کار بدى انجام داده اى و در تشخیص وظیفه ات به خطا رفته اى، مبادا مجدّداً بااین زن همبستر شوى، باید از او جدا شوى، نهایت عکس العمل خلیفه منتخب مسلمین که یکىاز شرائط صحّت خلافتش، به نظر خود اهل انتخاب، عدالت اوست، در قبال چنین جنایاتى،همین بود که: کار بدى انجام داده اى.
حال ببینید «توجیه گران ما وَقَع» که خودرا به اصطلاح «علماء» این فرقه قلمداد مى کنند، و همواره در صدد حلّ مشاکل علمى واعتقادى پیروانشان!! هستند درباره این واقعه چگونه قلم فرسایى کرده اند:
بعضىچنین مى گویند که: ما که خبر نداریم، شاید زوجه مالک، طلاق گرفته بود، و عدّه اش همتمام شده بوده، ولى هنوز در خانه مالک بوده!! پس زناى مالک، زناى با زن شوهردار یازنى که در عدّه بوده، نبوده است!!
عدّه اى دیگر مى گویند: شاید همسر مالک حملداشته، و در فاصله بین کشته شدن مالک و همبستر شدن خالد با او، وضع حمل کرده است،در نتیجه زنا در ایّام عدّه واقع نگردیده است!!
قاضى عبدالجبّار معتزلى و ابنعبدالبَرّ صاحب کتاب «الاستیعاب» نظرشان این است که: خالد در انجام این امور قدرىعجله به خرج داده، و عجله هم کار بدى است!!
امّا اینکه: چرا ابوبکر او را بدنبالچنین امرى با آن دستور خاصّ فرستاد، و اینکه چرا بعد از صدور این امور زشت از او،عکس العملى نشان نداده، و اینها لیاقت خلیفه بودن ابوبکر را زیر سؤال مى برد، ابداًدر ارتباط با این مطالب به کلمه اى تفوّه نکرده اند.
مولوى عبدالعزیز دهلوى صاحبکتاب «تحفه اثنا عشریّه» راه حلّ و توجیه مختصرتر و بى دردسرتر و معقولانه ترى!! رادر پیش گرفته، وچنین مى گوید: اصلاً نزدیکى خالد بن ولید با زوجه مالک دروغاست!!
خوب، اگر شهادت اینهمه کتاب از کتابهاى خودتان، به وقوع چنین واقعه اى،مثبِت قضیّه نیست، پس چرا در اطراف مندرجات این تألیفات سینه مى زنید، و در سایرموارد مطالب آنها را به اصطلاح «کَالْوحى» مى دانید؟ کتابهایى که در غالب موارد،شما براى فرار از مخمصه اى که گرفتار آن شده اید، مطالب آن کتابها را تکذیب مىکنید، دست از آنها برداشته و خود و دیگران را راحت کنید، دست از مکتب و مسلکى کهبراساس مندرجات کتبى که به کذب و تدلیس نوع مطالب آن اقرار دارید بکشید، رو بهفرامین قرآن کریم و سنّت قطعیّه رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم نمائید همانسنّت قطعیّه اى که (مراد حدیث ثقلین است) وظیفه شما را در جمیع اعصار تعیین فرموده،و آن چنگ زدن به دامن قرآن و عترت رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم است که در «حدیث ثقلین» و غیره آمده.

(1)
مراجعه شود به: تاریخ طبرى، تاریخ ابن اثیر،طبقات ابن سعد، استیعاب، اصابه، اسد الغابه، و سایر کتب تاریخ اسلام.
(2)
نکتهجالب توجّه اینکه: چون عمر بن خطّاب بر مسند خلافت تکیه کرد، همین خالدى را که بهرجم تهدیدش کرده بود، والى دمشق گردانید!! (سیر اعلام النبلاء: ج1/378)

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید