خلیفه ای که احادیث پیامبرش را آتش زد!!

خلیفه ای که احادیث پیامبرش را آتش زد!!

بی گمان یکی از مسایل مهم دین شناخت دستورات و فرامین اصیل دینی است. این شناخت – هر چند امروز راه های مختلف و نظام مندی دارد- در روزگاران نخست شکل گیری و گسترش اسلام به دلیل همزمانی یا نزدیکی به زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بسیار ساده بوده است. مردمان مطالب را از ایشان می شنیده اند و فرامی گرفته اند. از نظر تمام صاحبان خرد بهترین راه حفظ دانش نوشتن و انتشار آن است. در این مورد اطلاعات زیادی در کتاب های مختلف گردآوری شده است، اما آنچه جالب توجه است رویکردی است که پس از درگذشت حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم توسط برخی از صحابه که به قدرت دست یافته بودند، در پیش گرفته شد. آنان نشان دادند که نه تنها تقیدی به حفظ و نشر این تعالیم ندارند، بلکه آنچه در توان دارند برای حذف این تعالیم به کار می گیرند. به این داستان توجه فرمایید:

عایشه می گوید: پدرم ( ابوبکر) پانصد حدیث از پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم)  جمع آوری کرده بود. شبی دیدم ناآرام است و به راحتی نمی خوابد. صبح که فرارسید مرا صدا کرد و گفت: احادیثی که نزد توست بیاور! آنها را نزد وی آوردم، آنگاه آتشی طلبید و تمام آن احادیث را در آتش سوزاند (1)!!

در این جا لازم است چند پرسش را مطرح کنم،

1- آیا ابوبکر کار درستی را انجام داده است و نباید احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شود؟

2- آیا بر فرض درستی کار ابوبکر چگونه می توان کاری را که بعدا توسط نویسندگان اهل سنت در پیش گرفته شد و احادیث تدوین و جمع آوری گردید، توجیه کرد؟

3- اگر این کار ابوبکر غلط و نادرست است، چرا اهل سنت با آزادگی و حریت این عمل را محکوم نمی کنند و همچنان این شخص را عزیز می دارند؟

4- اهل سنت به پیروی از کدام سنت افتخار می کنند، سنتی که توسط خلیفه ی مورد قبول آنان به آتش کشیده شد؟!

 

 

پی نوشت ها: 

1- منابع این داستان از کتب اهل سنت:

الف- کنزالعمال، متقی هندی، جلد10، صفحه285، حدیث 29460، ناشر: موسسةالرسالة، بیروت، لبنان

ب- تذکرةالحفاظ، ذهبی، جلد1، صفحه5، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان

ج- الاعتصام بحبل الله المتین، جلد1، صفحه30

د- حجیة السنة، صفحه 394

ه- تدوین السنة الشریفة، صفحه264

و- تدوین القرآن، صفحه370

 

 

 

منبع:http://nazer110.wordpress.com

/ 1 نظر / 3 بازدید
مش کاظم

این آتشی که شما الان داری بر پا می کنی کمتر از اون آتشی نیست که حکایت کردی. آقا جان بنشین خداوند رو پرستش بکن و به احکام کتاب خدا عمل کن. اینکه 1400 سال پیش کسی چیزی را سوزانده یا نسوزانده بجز سوزاندن وقتی که باید برای خداوند در آن جهد کنی بهره دیگری ندارد زیرا نه تو می توانی به آنها پیزی را ثابت کنی نه آنها چیزی را به تو بنابر این حول این دو کلمه بگرد و عمل کن اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمدا رسول الله ( حالا اگر بتوانی سنت های علی ع و ائوه را هم اضافه کنی که فبها ولی صدایت را جز به خدا بلند نکن مبادا کفار بهره بگیرند از این تفرقه که علی به مالک فرمود : ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی ... )